Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790205-47943S5

Date of Document: 2000-04-24

چشم انداز ارزشمداري ياابزارگري! رفتارمخالفان اصلاحات را مي بايست از سر آرمانخواهي و دغدغه مندي براي ارزش هاي معنوي دانست و يا از سر آزمندي و؟ جفاكاري قاعدتا تركيبي از هر دو. با اين وجود اخلاق مدني حكم مي كند بر ظن نيك استوار بمانيم و اغلب آنچه را كه اين گروه روا مي دارند از سر دغدغه هايي شريف و تنها اندكي از آن را برخاسته از تمنيات غيرانساني بدانيم. اما بر اين انگاره واقعياتي چند خنج مي كشد كه بارزترين آنها ابزارگرايي مفرط و بعضا شگفت انگيزمخالفان اصلاحات است. تجربه ساليان اخير نشان داده براي اين گروه هر آن وسيله اي كه براي دستيابي به مقصد، سودي هر چند اندك عايد كند، مباح و مجاز است. البته - به ندرت - بوده اند گروه هاي سياسي كه براي رسيدن به هدف استفاده از هر وسيله اي را مجاز مي شمرده اند، اما بسيار بعيد است كه تاكنون گروهي خود را صرفا مدعي ارزشمداري و اخلاق گرايي بداند (يعني بگويد جز اين اعتقادي ندارم و جز من هم ديگري اين اعتقاد را ندارد ) اما باز معتقد به تقدم وسيله بر هدف باشد. در اين باره البته مي توان مثال و شواهد بسيار ذكر كرد (به واقع مي توان مروري داشت بر هر آن چيزي و جايي و واقعه اي كه اين گروه در آن دستي داشته اند ) اما فقط ذكر ماجراي كنفرانس برلين در اين باره احتجاج را به كفايت مي رساند: يك بنياد فرهنگي آلماني گروهي را براساس مناصب حقيقي و فعاليت هاي فرهنگي شان براي حضور در يك كنفرانس در اين كشور دعوت كرده است. از اين كنفرانس ها در سالهاي پيشين ده ها نمونه مشابه برگزار شد، و همين شخصيت هاي فرهنگي و يا افرادي كمتر و مهمتر از آنها مهمان دائمي آنها بوده اند. جانمايه مباحث مطرح شده در كنفرانس اين بوده كه غرب بايد از عداوتش با جمهوري اسلامي ايران دست بردارد، دولت آن را به عنوان يك دولت منتخب مردمي به رسميت بشناسد و روابط خود را با آن گسترش دهد. شخصيت هاي شركت كننده در كنفرانس نيز جز اين چيزي نگفته اند (متن سخنراني ها موجود است، صدا و سيما در پاسخ به توقعات مردم مي تواند آنها را به طور كامل پخش كند ) اما، در جريان برگزاري كنفرانس گروه هاي مخالفي كه مي گويند دولت ايران آنچنان. است كه غرب نمي بايست با آن رابطه ايجاد كند دست به آشوب و هتاكي زده اند. شخصيت هاي مورد بحث در اعتراض به اين قضيه كنفرانس را ترك كرده و فقط بعد از اخراج آشوبگران دوباره به سالن بازگشته اند. كنفرانس در حال و هواي عادي همچون ده ها كنفرانس ديگر به پايان رسيده و شخصيت هاي مدعو نيز به كشور خود اما برگشته اند برخي غريو برداشته اند كه بشتابيد در آن كنفرانس اسلام از دست رفت. چرا از دست؟ رفت چون آن زن ؟ رقصيد مگر يكي از همين شخصيت هاي مدعو رقصيده بود كه اينگونه هياهو به راه افتاده؟ است اينان مگر جز ترك سالن مي توانسته اند كاري و؟ بكنند افزون بر آن، كار آن زن رقصيدن، در مقابل چند صد نفر قبيح، تر است يا، آنان كه همان رقص را در مقابل ديدگان شصت ميليون نفر به تماشا مي گذارند از؟ سوي ديگر، مگر آن شخصيت ها مقاماتي رسمي بوده اند كه اينگونه؟ برآشفته ايد جز يك نفر، بقيه به طور قطع در هرگونه نظارت و صلاحيت سنجي شما قابل رد هستند و به واقع از بسياري حقوق شهروندي محروم. حتي اگر تصور كنيم در اين كنفرانس آنها خطايي مرتكب شده باشند، اين چه ربطي به دين؟ دارد در قضيه موج و يا آن كاريكاتور مشهور هم جناح مذكور بسيار كوشيد زمينه را براي يك بحران عمومي فراهم كند، كه با تدبيرمقام رهبري نشد. از اين يكي هم تاكنون چندان نفعي عايد آنها نشده است اما، اين يكي نشد، آن ديگري، آن يكي هم نه، يكي بعد. و همين طور سلسله بحران سازي ها تا وقتي كه لابد بالاخره اوضاع به هم بريزد، آب رفته به جوي برگردد و تاريخ ايران مثلا از يكم خرداد 76 وصل بشود به روزي از روزهاي سال 79 يا بعد از آن. امري محال همچون يافتن دانه اي ارزن در يك گندمزار، كه به خاطر آن البته شايد لازم بشود همه گندمزار را هم به آتش كشيد! به راستي انگيزه چند درصد از منتسبان به مخالفان اصلاحات را مي توان آرمانگرايي؟ دانست قضاوت سختي است، از بس تفاوت بين هياهو و حقيقت بسيار (و البته آشكار ) است. مبناي اين قضاوت را مي توان اين سخن فرزانه بزرگ شرق قرار داد كه گفت: مي گويند وسيله بالاخره وسيله است. من مي گويم وسيله بالاخره همه چيز است. وسيله همان هدف است. بين وسيله و هدف مرزي نيست. در حقيقت آفريدگار توان تسلط بر وسيله را (تا حدي ) اعطا كرده است، اما تسلط بر هدف را نه. از وسيله مي توان دقيقا به هدف پي برد، بي هيچ استثنايي! امير كياني