Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790205-47942S2

Date of Document: 2000-04-24

جعل و تحريف در واقعه عاشورا عاشورا بنايي در منتهي اليه فرهنگسازي جاهلي (بخش پاياني ) جستارگشايي: مطلب حاضر، بخش پاياني مقاله اي به قلم آقاي پدرام پاك آيين است كه در روز /1/79 25پنج شنبه به چاپ رسيد و به دليل غفلت ادامه آن، امروز به نظر گرامي خوانندگان مي رسد. در بخش نخست، گوشه هايي از تاريخ آشوبها و فرهنگسازي دشمنان اهلبيت و اسلام كه دنباله جريان طولاني جاهليت و دگرگونسازي نژادگرايانه عربي بود مطرح شده بود. در بخش حاضر، جعل و تحريف و بدعت در صور گوناگون، در عهد امويان تحليل و بر مبناي منابع قابل توجهي بيان گرديده است. ضمن پوزش از نويسنده محترم و خوانندگان گرامي، نظر شما را به اين مطلب جلب مي نماييم. گروه معارف تمامي آثار و عباراتي كه معاويه و عمروبن عاص و مغيره بن شعبه و زيادبن ابيه را از حكماي عرب مي شمارد و در حكمت و خردمندي به آنان مثل مي زند، همه بخشي از طرح فرهنگسازي معاويه بوده اند. معاويه براي انهدام جريان امامت نيز به فرهنگسازي دست زده بود. سب و لعن علي (ع ) بر منابر شام دقيقا ترويج فرهنگي بود كه برنامه تبليغي حكومت معاويه را پوشش مي داد. براي ترويج چنين فرهنگي لازم بود آن دسته از احاديث پيامبر كه دشنام گويي به فرد مسلمان را نهي مي كرد، به فراموشي سپرده شود. پيامبر به صراحت گفته بود كه سبابالمسلم فسوق و قتاله كفر. دشنامگويي فرد مسلمان، سبب فسق و كشتن او موجب كفر مي شود. با اين حال تبليغات حساب شده حكومتي توانسته بود سخن پيامبر را ناديده بينگارد و سب علي (ع ) را به گونه اي ترويج دهد كه اين عمل به مثابه سنت سياسي - عقيدتي خطبا و مبلغان مردم درآيد. به گونه اي كه بعدها وقتي عمربن عبدالعزيز از سب علي ( ع ) نهي كرد، عده اي او را به باد موءاخذه گرفتند كه سنت را رها كرده اي! خطبه و منبر و مسجد، تنها ابزار رسمي اطلاع رساني و مهمترين دستگاه تبليغاتي اين دوران آنچه است از منبر شام و از گلوي خطيب مسجد برمي آيد، حاكي از فرهنگ رسمي جامعه آن روز است و تمام قرائن تاريخي حاكي از آن است كه سب علي ( ع ) كه در آغاز وجهه عرف تبليغي داشت، پس از چندي به عنوان فرهنگ رسمي جامعه شام تثبيت شده بود، بديهي است معاويه با جديتي غيرقابل انكار اين موضوع را پيگيري مي كرد. جعل حديث و سب علي ( ع ) جريان رسالت و امامت را در شام از دسترس دلهاي شاميان دور نگاه داشته بود. تا بدين جا معاويه به محاسبات خود جامه عمل پوشانده بود; اما از اين پس چه مي توانست؟ كرد فرهنگسازي به كندي صورت مي گرفت و كلمات گوياي امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) ممكن بود در ساختارهاي تبليغي حكومت معاويه، رخنه هايي جبران ناپذير ايجاد روايتي كند كه ابن عساكر نقل كرده است، نشان مي دهد كه امام حسن مجتبي ( ع ) در دوران معاويه با چه شرايطي روبه رو بوده است. وقتي امام حسن مجتبي (ع ) به شهادت رسيد، امام حسين ( ع ) ديد مروان بن حكم گريه مي كند. مروان هم اوست كه مانع دفن امام مجتبي ( ع ) در مدينه مي شود. وقتي امام حسين ( ع ) علت گريستنش را از وي مي پرسد و مي گويد كه تو هرچه مي توانستي، در آزار او كوشيدي و خود عامل مسموميت او شدي; پس اينك براي چه مي گريي; مروان با دست به كوه اشاره مي كند و در جملاتي كوتاه چنين پاسخ مي دهد: همه اين كارها را انجام دادم; اما او از اين كوه نيز بردبارتر بود. ( ) 11 امام حسين (ع ) نيز در دهه 50 تا 60 هجري يعني در تمام مدت دهه اي كه تاريخ آن با دنباله اي يك ساله به عاشوراي سال 61 هجري مي انجامد كمتر از هميشه سخن گفته اند و احاديث اندكي در اين سالها بر زبان ايشان جاري شده است. پرداخت بيت المال به امام حسين (ع ) متوقف شده بود و همزمان مستمري بسياري از شيعيان نيز قطع مي شد تا چشم اميد آنان را به در خانه خاندان پيامبر بدوزد. معاويه از آن پيشتر نيز يك سال تمام، پرداخت بيت المال به امام حسن مجتبي ( ع ) را مطلقا متوقف كرده بود. در اثناي اين سختگيري ها كه معاويه طي آنها مي كوشيد خاطره شعب ابي طالب را در خانه اهل بيت پيامبر و در سينه دردمند حسن (ع ) و حسين (ع ) تكرار كند، فدك نيز كه حق مسلم خاندان پيامبر بود به مروان بن حكم بخشيده شد. ( ) 12 معاويه در شرايطي كه امام حسين ( ع ) از پسرعموي خود، عبيدالله بن عباس درخواست قرض كرده بود و وي نيمي از دارايي خود را براي حسين (ع ) مي فرستاد ( ) 13 در كنار محاصرات اقتصادي از فرهنگسازي ويژه اين استراتژي خود نيز غافل چنان نبود كه به هر كجا مي رسيد و هرگاه بناي تعريف از بني هاشم را مي گذاشت، آنان را به جود و بخشش مي ستود. مي گفت هاشمي اهل جود است و اموي اهل حلم و زبيري شجاع! ( ) 14 اين گونه از فرهنگسازي نيز چنان كه سالها پيشتر، امام حسن مجتبي (ع ) درباره آن هشدار داده بود، با هدف تشويق بني هاشم به بخششگري و محتاج ساختن اندك اندك اين خاندان به امويان طرح ريزي شده بود. معاويه اكنون به چهار هدف عمده اي كه از فرهنگسازي جاهلي اراده مي كرد، دست يافته بود: فرهنگ 1 سب علي (ع ) انهدام جريان امامت را تضمين مي ساخت. . فرهنگ 2 تاويل آيات و جعل احاديث مشروعيت حكومت معاويه را به نيرنگ از كتاب خدا و سنت پيامبر مي ستاند. تعصبات 3 قومي بني اميه را مهياي عقده گشايي و فوران كينه هاي ديرينه و مشركانه خود مي ساخت. فرهنگ 4 جود و بخشش و صبر و مدارا نيز در بني هاشم آماده بهره برداري بود! پدرام پاك آيين پانوشت: المفصل 11 في تاريخ العرب قبل الاسلام ج ص 120484. 1 همان ج 8 ص. ابن 130302 عساكر ج 7 ص. 1406 قلقشندي صبح الاعشي ( بيروت ه 1407 دارالفكر-) ج ص 295. 4