Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790203-47915S1

Date of Document: 2000-04-22

با تاكيد بر طرح هاليدي و سيستم تاف; نگاهي به كاربردهاي زبان در آموزش كودكان * هنگامي كودكان در زبان پيشرفت مي كنند كه مفاهيم را بهتر بياموزند. هر چه تجربه كودكان در به كارگيري زبان بيشتر شود، بهتر مي توانند منظور و مقصود خود را بيان كنند * در نظام هاي آموزشي كه تاكيد بر صرف انجام تكاليف است، مكالمات گرم و صميمي كه كودك ممكن است در منزل براي گرفتن اطلاعات انجام دهد، ناديده گرفته مي شود زبان ابزاري است كه موجب مي شودمتكلمان بر يكديگر اثر بگذارند. ما بايد نسبت به تاثير زبان روي شنوندگان حساس باشيم و براي اين كار، بايد از تاثير استفاده از لغات و اصطلاحاتي كه به كار مي بريم، كاملا مطلع باشيم. گاهي يك جمله ممكن است چند مفهوم داشته باشد، مثلا عبارت محل بازي كودكان به اين معنا است كه در نزديكي اين محل، احيانا مدرسه وجود دارد يا زمين بازي كودكان است. علاوه بر آن، مي تواند هشداري براي رانندگان باشد كه با احتياط از اين محل گذر كنند يا در زبان محاوره، سلام و احوالپرسي گاهي براي اداي احترام و زماني براي باز كردن سر صحبت به كار مي رود. براي بهبود كاربرد زبان در كودكان، معلمان مي توانند از مشاهدات خود در مورد توانايي كودكان در به كارگيري زبان فهرستي تهيه كنند. سيمون و باير ( ) 92 19701967 سيستم مختلف را جمع آوري كردند كه به ماكمك مي كنند تا چگونگي صحبتهاي بين معلم و دانش آموزان را درك كنيم. تحقيق در زبان موجب شده تا سيستم هايي براي طبقه بندي كاربردهاي زبان ايجاد شود. دو مورد از اين سيستم ها توسط هاليدي ( ) 1975 و تاف ( ) 1976 ايجاد شده كه كمك موءثري به معلمين و والدين مي كند و ما در ذيل، به تفصيل در مورد آنها بحث كرده ايم. طرح هاليدي (Scheme Hallidays) اگر در نحوه سخن گفتن كودكان دقت و تامل كنيم، مي توانيم طبيعت زبان را به عنوان ابزاري جهت بيان مقصود و منظور تكلم بهتر بشناسيم. هاليدي، پي برد هنگامي كودكان در زبان پيشرفت مي كنند كه مفاهيم را بهتر بياموزند. هر چه تجربه كودكان در به كارگيري زبان بيشتر شود، بهتر مي توانند منظور و مقصود خود را بيان كنند. هاليدي به اين مسئله كه چطور كودكان منظور و مقصودشان را بيان مي كنند، پرداخت. او عقيده دارد آگاهي كودك از زبان بستگي به آگاهي او از كاربرد زبان دارد و اين دو، از يكديگر جدا كاربرد نيستند لغات نيز بستگي به اهداف گوينده و يا نويسنده دارد. هاليدي كاربرد زبان را به هفت قسمت طبقه بندي كرده است: - 1 زبان به عنوان ابزاري جهت برآوردن نيازهاي كودك مثلا: من اين را مي خواهم. - 2 زبان به عنوان ابزاري جهت كنترل رفتار ديگران مانند: اين كار را براي من انجام بده. - 3 زبان به عنوان وسيله اي جهت تاثيرگذاردن در ديگران (هنگامي كه با جملات موءدبانه مطلبي را عنوان مي كنيم يا درخواستي مي كنيم. ) مثلا: كسي از شما درخواست مي كند، او را ملاقات كنيد. - 4 زبان به عنوان وسيله اي جهت بيان ويژگي هاي شخصي (هنگامي كه از احساسات، افكار و.. خودمان با ديگري صحبت مي كنيم. ) مثلا: من اين را دوست دارم. - 5 زبان به عنوان وسيله اي جهت اكتشاف و شناخت مانند: اين؟ چيست چرا، اين اتفاق؟ افتاد - 6 زبان به عنوان وسيله اي جهت بيان تخيلات و خيال پردازي. مانند: توصيفات تخيلي كه در اشعار و نوشته ها از محيط اطراف مي شود. - 7 زبان به عنوان وسيله اي جهت ردوبدل كردن اطلاعات. مانند: مي خواهم مطلبي را به تو بگويم. مي خواهم گزارشي را به شما بدهم. بيشتر محاورات ما در دسته اول و سوم قرار مي گيرد. زباني كه در مدرسه مورد استفاده قرار مي گيرد، بيشتر در دسته پنجم (به كارگيري زبان جهت كشف و شناخت ) است. كودكان هنگامي كه در خانه هستند، نيز، از بزرگترها در مورد دنياي اطراف خود سوءال مي كنند، اما در مدرسه ياد مي گيرند كه چطور سوءال كنند و چگونه پاسخ خود را بيابند. در واقع مدرسه، بايد در نحوه پرسش كودكان و پاسخ گرفتنشان اثرگذارد و به آن، جنبه رسمي بدهد. كودكان در مدرسه مي بايستي بتوانند از زبان به عنوان وسيله اي جهت ردوبدل كردن اطلاعات، به خوبي استفاده كنند، زيرا در اين صورت مي توانند به پرسش هاي معلمان خود به خوبي پاسخ دهند. همچنين مهارت در اين جنبه از زبان، موجب مي شود تا بتوانند با همكلاسيهاي خود بهتر ارتباط برقرار كنند. اين توانايي (توانايي به كارگيري زبان جهت ردوبدل كردن اطلاعات ) در كودك مي تواند به عنوان معياري براي ارزيابي معلمان از مهارت به كارگيري زبان در كودك باشد. البته هاليدي، تاكيد مي كند كه مهارت كودك در همه جنبه هاي زبان ضروري است، زيرا فقط در اين صورت است كه مي تواند از زبان، به عنوان وسيله اي جهت ارتباط به خوبي استفاده كند. سيستم تاف (system s,Toughs) سيستم ديگري كه در استفاده هاي عملي از زبان، به معلمان كمك شاياني مي كند، سيستم تاف است. اين سيستم بيشتر به معلماني كه مايلند مهارت كودك در به كارگيري زبان را طي فعاليتهاي كلاسي برآورده كنند، كمك مي كند. دسته بندي تاف شامل هفت مرحله ذكر شده، همراه با استراتژي هايي است كه مطابقت با هر يك از دسته ها دارد. در اين سيستم مي توانيم علل سخن گفتن كودكان را دريابيم. به گفته تاف، معلم در ارزيابي خود مي بايستي نحوه سخن گفتن و نحوه به كارگيري زبان و اطلاعات كودك را مدنظر داشته براي باشد آن كه در كودك، انگيزه سخن گفتن ايجاد كنيم، مي توانيم از تصاوير كتابها استفاده كنيم. تاف توصيه مي كند از ضبط صوت براي ضبط مكالمات كودك استفاده كنيم. در اين صورت مي توانيم به ميزان مهارت آنها در به كارگيري زبان پي ببريم. يادداشت برداري و تهيه گزارش نيز كمك مي كند تا از پيشرفت كودكان در به كارگيري زبان مطلع گرديم. البته تهيه گزارشات بهتر است در موقعيتهاي مختلفي كه كودك در آن قرار مي گيرد، انجام شود. زيرا در موقعيتهاي متفاوت بهتر مي توان از پيشرفت كودكان آگاه شد. در نظام هاي آموزشي كه تاكيد بر صرف انجام تكليف است، مكالمات گرم و صميمي كه كودك ممكن است در منزل براي گرفتن اطلاعات انجام دهد، ناديده گرفته مي شود. اين در حالي است كه هاليدي اهميت زيادي براي اين نوع مكالمات قائل است، زيرا موجب بالا رفتن مهارت كودك در ردوبدل كردن اطلاعات مي شود. برطبق پيشنهادهاي پينل معلمان مي بايستي در رفتار و مكالمات خود با كودكان بسيار دقيق باشند و در فرصتهايي رفتار و مكالمات بين خود و كودكان را بازبيني كنند، در اين صورت بهتر مي توانند زبان كودكان را درك كنند. نتيجه گيري اگر چه تقسيم بندي يادشده كمك مي كند تا افكارمان را سازمان دهيم، اما بايد بدانيم كه اين دسته ها كاملا از يكديگر مجزا نيستند. در هر سخنراني، ممكن است جنبه هاي مختلف زبان به كارگرفته شود. مهم آن است كه بدانيم راههاي متفاوتي براي برقراري ارتباط وجود دارد كه هر كدام به قسمي روي ديگران تاثير مي گذارد. نكته اصلي آن است كه بدانيم چه و چطور سخن بگوييم و چطور مطالب را سازمان دهيم. هدف اصلي آن است كه به گونه اي سخن بگوييم كه هميشه بهترين شنوندگان را داشته باشيم. ترجمه و تاليف: دكتر غلامرضاحسين نژاد - سوسن بالغي زاده