Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790201-47910S6

Date of Document: 2000-04-20

تحريف حقيقت - 1 تحليل و بررسي برخي رويدادها هنگامي ميسر است كه فرد تحليل كننده ازسه ويژگي دانش و انصاف و حق طلبي برخوردار باشد و اگر هنگام قضاوت و داوري درباره پديده اي هر يك از اين ويژگيها مغفول گذاشته شوند، نتيجه هر چه كه باشد با گوهر حقيقت فاصله فراوان خواهد داشت و در نهايت شنونده يا تماشاگر بي طرف اما كنجكاو را به سمتي سوق خواهد داد كه به دنبال اصل حقيقت باشد. ماجراي برخورد صداوسيما و پخش گزينشي و تحريف شده بخشهايي از كنفرانس برلين را از همين زاويه بايد بر رسيد. - 2 اصل ماجرا اين است كه از سوي يكي از بنيادهاي آلماني از چند چهره سياسي دعوت مي شود در كنفرانسي شركت كنند و براي ميزبانان و حاضران در جلسه، روند حركت اصلاح طلبانه در ايران را به بحث گذارند. اين دعوت را گروهي پاسخ مثبت مي دهند، چرا كه معتقدند براي زدودن تصوير منفي باقي مانده در اذهان از ايران اسلامي و خنثي كردن تبليغات دشمنان خارجي و داخلي، برخورد ايجابي و عقلاني پسنديده ترين شيوه است، امري كه از بزرگان ايماني ما به ارث رسيده است. چنانكه بر بنياد همين اصل بولهبصفتي و هتاكي و پراكندن خاروخاشاك بر سر راه آن بزرگان، ذره اي ترديد در ادامه آن مسير ايجاد شيوه نكرد برخورد با بولهبصفتان، يا سكوت است و يا آوردن دليل و تنها راه فاش ساختن و رسوا نمودن اين گونه افراد برخورد باطمانينه و اقتدار و از روي حقانيت است و بس. - 3 بر بنياد چنين شيوه اي اصل حضور در آن سمينار و كنفرانس محل مناقشه نيست، چرا كه هر فرد منصف و حق طلبي مي داند براي رسوخ در دلها، سخن منطق و عقل و برخورد از روي اطمينان و آوردن حجت، ثمرات و بركات نيكويي براي جريان اصلاح طلبي و در نهايت براي ايران اسلامي به بار مي آورد. شنيدن آن همه دشنامها و تهمتها نه تنها از قدر و قيمت جمهوري اسلامي ايران نكاست بلكه بر عزت و احترام آن افزود و ثابت كرد كه دشمنان ايران اسلامي در جهاني كه منطق و حجت قرار است بنياد هر چيزي باشد، تا چه پايه تهي دست و بي چيز هستند و سخنان و تبليغاتشان درباره دموكراسي و آزادي خواهي و... حبابي بر روي آب را مي مانست كه با حضور چند روزنامه نگار و چهره هاي سياسي و فرهنگي تركيد و صداي طبل رسواييشان تا بامهاي جهانيان نيز رفت. - 4 اما صدا و سيما در انعكاس اين رويداد نه انصاف به خرج داد و نه حق طلبي داشت. انصاف به خرج نداد; چون پيش از آنكه در پي پخش سخنان طرفين باشد، به دنبال نمايش ابتذالي بود كه ميهمانان مدعو به آن سمينار هيچ گونه مدخليتي در آن نداشتند - حتي ما نمي دانيم كه برخورد سخنرانان ايراني با حركتهاي زشت ومشمئزكننده مخالفان چه بوده است، چرا كه سيما با آن همه متخصص صاحبدانش! چيزي از آن نمايش نداد - اگرچه، مظلوميت آنها را مي شد در ميان هتاكان و حرمت شكنان، در همان چند لحظه تقطيع شده، به عيان احساس كرد. سيما حق طلبي هم نداشت، چرا كه تحريف حقيقت كرد و به جاي نمايش تمامي سخنان طرفين و دفاعيات منطقي و مستدل ميهمانان ايراني، تنها به پخش گوشه هاي دلبخواه خود اكتفا سيما كرد صحنه اعتراض ميهمانان و ترك جلسه را پخش نكرد، همچنانكه سخنان روشنگرانه برخي از شركت كنندگان، در مقابل هتاكيها و دشنام گوييهاي مخالفان را مغفول نهاد. بر همين بنياد است كه عليرغم گستره وسيع تاثيرگذاري و غيرقابل مقايسه بودن تلويزيون با رسانه هاي گروهي ديگر، اعتماد مردم از اين رسانه سلب شده است و شهروندان براي پي جويي اصل ماجرا و حقيقت هر پديده اي به سوي رسانه هاي ديگري رو مي آورند. پخش تحريف گونه اين كنفرانس انسان را به ياد حكايتي در دفتر دوم مثنوي مي اندازد; حكايتي كه در آن ابليس، مسلمان خفته را نيم چاشتي، از خواب بيدار مي كند و مي گويد كه: برخيز كه پيامبر (ص ) به نماز ايستاده است و نمازت فوت مسلمان مي شود با تعجب از اينكه چنين شخصي كه مخالفت با نماز جزو اصول و در ذات وي است، اشخاص را به نماز خواندن توصيه مي كند و به اقتضاي ماهيت ابليس، سخن وي را باور نمي كند و در، پي اصل ماجرا بر مي آيد و در نهايت و با پافشاري و اصرار بر كشف اصل نيت ابليس از وي اعتراف مي گيرد و مي شنود كه: اگر تو خفته بودي و به نماز نمي رسيدي و بعد از آن بيدار مي شدي، ثواب گريه هايي كه بر فوت شدن نماز مي كردي صدها بار بيشتر از نماز به همراه پيامبر بود و من نمي خواستم كه تو چنين ثوابي را نصيب بري.