Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790201-47902S6

Date of Document: 2000-04-20

گراهام گرين همپاي، ترس و گناه در سرزمين بيگانه گراهام گرين داستان نويس و نمايشنامه نويس انگليسي معتقد است كه جبر و سرنوشت نيست كه تراژدي انسانها را مي آفريند بلك خميره شخصيتي آنان است كه سوگناك است. گرين مي گويد: در من حسي است كه همواره در معرض هجوم كسالت هستم و تصور مي كنم كه به بيماري رواني افسردگي و شادي بي دليل مبتلا باشم. حس مي كنم يخي كه روي آن ايستاده ام نازك است و براي مدتي طولاني نبايد در يك جا بمانم وگرنه يخ در هم خواهد شكست. در برخي از سفرهاي من احساس خفيفي از رولت روسي (بازي بسيار خطرناك روسي ) وجود دارد چرا كه به راستي در اين سفرها همواره خطر مرگ وجود دارد. گرين در ويتنام گم مي شود، در سفر به آفريقا در بستر تب مي افتد و تا پاي مرگ پيش مي رود و در جنگلهاي مالايا چنان بدبختي مي كشد كه كم مانده بود گلوله اي در مغز خودش شليك به كند قرارگاه جذاميان در كنگو مي رود پس از جنگ شش روزه وسط معركه تيراندازي اعراب و اسرائيل كنار كانال سوئز گير مي افتد. به هنگام اشغال چكسلواكي توسط نيروهاي روسي در خيابانهاي پراگ قدم مي زند و... سفرهاي گرين او را تبديل به يك نويسنده اي چيره دست و آشنا با زندگي و رنج هاي انسانهايي كرد كه از فقر فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي در رنج بودند و اين چنين است كه آدمي خود را با گرين در سرزمينهاي بيگانه مي يابد و آدم و سرزمينهاي غريب را از نزديك با تمامي رايحه و عطر بيگانه اش درمي يابد. نثر سليس و روان، شخصيت پردازي، طرح و توطئه و عامل غافلگيري در داستانهايش هم سنگ آثار جدي و مطرح بزرگان ادبيات معاصر است. گرين استاد مسلم طنز آن هم در فشرده ترين و تلخ ترين و زيباترين وجه خود است، گويي ديالوگهاي آثارش كلمات قصارند كه به دل مي نشينند و او مي مانند همچنين شيفته طرحهاي دلهره آور است دلهره در آثار گرين چنان جذاب است كه آدمي آنگاه كه كتابي را از گرين به دست مي گيرد مشكل بتواند پيش از به پايان رساندنش آن را به زمين گذارد. در تمام آثار گرين غمي گنگ است كه همواره مانند مهي تيره و سرد بر تمامي فضاي داستان سايه افكنده و همچنين گريز دوگانگي تنهايي و بيگانگي يعني مسائلي كه نويسنده با آنها دست به گريبان بود در نوشته هايش نيز رخ مي نمايد. آدم هاي گرين در ابتدا به ظاهر همچون يخ و سنگ عاري از احساسات و منجد مي نمايند ولي در ادامه درمي يابيم كه در باطن به گونه اي غم انگيز و سوگناك با رنج ها و عشق هايشان با تنهايي و ياس ها، با حقارتها و بزرگواري هايشان در كشاكشند. از سوي ديگر شخصيت هاي گرين دچار احساس خيانت و گناهند و اين موضوع از نخستين كارهاي او تا آخرين آنها ديده مي شود. در انسان درون آندروز احساس گناه دارد و آدمي كه در درون اوست از او راضي نيست. در كنسول افتخاري، دكتر پلار به علت خيانت به دوستش رنج مي برد و در امريكاي آرام فاوالر آكنده از احساس گناه است و به دنبال كسي مي گردد تا به او بگويد متاسفم. در وزارت ترس آرتور به علت كشتن همسرش رنج مي برد و در جان كلام اسكوبي از دست احساس گناه، خود را نابود در مي كند نهايت و به طور خلاصه مي توان گفت قلم گرين پيچيده و نثرش نسبتا دشوار است معهذا هيجان، و حرارت را در بيشتر آثارش مي توان ديد و صريح مي نويسد و آثار وي سرشار از تحليل دقيق و كمي تلخ رواني و احساس دردناكي از انحطاط بشري است. او به رستگاري و رهايي پس از تحمل و بردباري بسيار معتقد است. تعدادي از داستانهاي او عبارتند از: امريكاي آرام، صخره برايتون، وزارت ترس، اتاق نشيمن، مامور ما در هاوانا، مسافرت با عمه ام، مسافرت بدون نقشه، جاده هاي بي قانون، قطار استانبول، جان كلام، قدرت و افتخار، شايعه در شب، مقلدها، كنسول افتخاري، دكتر فيشرژنوري، مرد سوم و عاليجناب كيشوت. مهناز چالاكي