Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790201-47902S2

Date of Document: 2000-04-20

وظيفه ادبيات، شناخت انسان از خود است گفت وگو با چيستا يثربي درباره كتاب تازه اش عشق در زمان ما اشاره: از اين پس و به تفاريق براي آشنايي بهتر خوانندگان علاقه مند به كتابهايي كه به بازار نشر راه مي يابند، گفت وگوهاي كوتاهي با نويسنده، مترجم يا ناشر و يا يك كارشناس كه كتاب را خوانده است، انجام خواهيم داد. گفت وگوي زير نخستين نوشته از اين سري است كه از نظر شما گراميان مي گذرد. اين كتاب كه عشق در زمان ما نام دارد، از سوي انتشارات ناميرا به چاپ رسيده است. * پس از آبي كوچك عشق كه با استقبال خوبي روبه رو شد، اينك عشق در زمان ما با ترجمه و تحليل شما، روانه بازار كتاب شده است. درباره فضاي كتاب جديدتان صحبت كنيد. * دغدغه من درترجمه، هميشه، انجام كاري متفاوت و در عين حال تاثيرگذار بوده است. در آبي كوچك عشق سعي كرده بودم كه فرهنگنامه كوچكي از اشعار عاشقانه جهان از دوران كلاسيك تا امروز ارائه دهم، به طوري كه امكان مقايسه تطبيقي مفهوم عشق از نگاه شاعران مختلف جهان ميسر شود و در عشق در زمان ما دغدغه، من، جمع آوري قصه هايي بوده است كه در عين جذابيت و سادگي، قصد كشف ابعاد ناشناخته روح آدمي را دارند. كاري كه روانشناسي كلاسيك در انجام آن موفق نبوده است. زمينه اصلي همه قصه هاي اين مجموعه، رويارويي انسان با حقيقت است. حقيقتي كه هر بار به شكلي نمود پيدا مي كند و باعث غني شدن درك انسان از جهان و بالارفتن خودآگاهي او مي شود و مهم تر از همه كشف توانايي صادق بودن با خود و ديگران. * در اين كتاب، با قصه هايي از نويسندگان معاصر ادبيات غرب آشنا شديم كه هر يك فضايي جداگانه دارند. معيار انتخاب شما در گزينش قصه ها چه بوده؟ است * نقطه اشتراك همه اين قصه ها تلاش براي مشاهده انسان از زاويه اي غيرمتعارف است! در همه اين قصه ها سعي شده است كه از تعاريف و كليشه هاي ازپيش تعيين شده اجتناب شود و به مفاهيمي چون عشق، صداقت، دروغ، تفاهم، اميد و حتي جنايت در موقعيتي غيرمنتظره و از زاويه اي متفاوت نگريسته نويسندگان شود اين كتاب هيچ قطعيت و عينيت نهايي را نمي پذيرند. بلكه فقط فضايي براي مكاشفه در اختيار خواننده قرار مي دهند كه خودش بتواند به درك جديدي از مفاهيم برسد. براي مثال در پايان داستان اول نام ضربه، وارده به خواننده به قدري شديد است كه نگاه انسان به روانشناسي فرويد، عقده حقارت، عشق و حتي جنايت ناگهان دچار تحول مي شود وپايان داستان چارلز نيز آن چنان غيرمنتظره است كه خواننده به درك جديدي از مفهوم دروغ مي رسد. پس همه اين قصه ها سعي دارند كه انسان را از مرزهاي طبقه بندي شده روانشناسان خارج كنند و درواقع از طريق خلق ساختاري متفاوت، معناهاي متفاوتي براي مفاهيم شناخته شده اي چون عشق، حقيقت و جنايت پديد آورند. اين كه چرا يك جامعه به سمت دروغ پيش مي رود و اين كه راه حل نهايي مواجهه با اين دروغ؟ چيست در اين قصه ها مي بينيم كه همه به هم دروغ والدين مي گويند به فرزندان و فرزندان به والدين دروغ مي گويند و همسران به يكديگر. نويسندگان اين قصه سعي كرده اند جدا از نقد روانشناختي، به دنبال پاسخ اين سوءال باشند كه چرا جوامع به سمت ريا و دروغ پيش مي روند و چگونه مي توان محكي براي عشق و حقيقت پيدا كرد، آن هم در جامعه اي كه به تدريج از روح صداقت تهي مي شود. * وضعيت ادبيات روان شناختي را در ايران چگونه؟ مي بينيد * از نظر ترجمه و تاليف، ما هنوز در آغاز اين راه هستيم. ادبيات روان شناختي جهان، امروزه به سمت روانشناسي انسان سالم (روانشناسي كمال ) پيش مي رود، اما ما هنوز درگير تعاريف سنتي از بهنجاري و نابهنجاري هستيم و با مفهوم خودشكوفايي و سلامت بيگانه ايم و شايد هنوز نمي دانيم كه ادبيات روان شناختي وظيفه دارد حس اميد و زندگي را به خواننده القاء كند. وظيفه اي كه ادبيات را با زندگي آشتي مي دهد و نه اين كه آن دو را از هم دور كند. كتاب عشق در زمان ما تلاشي است براي آشتي دادن ادبيات و روانشناسي با يكديگر و در نهايت با زندگي. و اين به گمان من مهم ترين وظيفه ادبيات است كه درخدمت شناخت انسان از خودش است. زماني بود كه براي شناخت خود، كتابهاي روانشناسي مي خوانديم. اما امروزه جهان تفاوت كرده است. امروزه براي پيدا كردن حقيقت و به دست آوردن شناخت، قصه مي خوانيم و مفهوم قصه روان شناختي همين است و عشق در زمان ما پيشكشي، است به همه آنها كه اهل دوست داشتن زندگي هستند.