Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790201-47901S2

Date of Document: 2000-04-20

جامعه شناسي كجروي و انحرافات اجتماعي افراد منحرف ناقض نظم اجتماعي اند و اگر جرم از حالت عادي و طبيعي بودن خارج شود حالت آسيب به خود مي گيرد كه بايد براي حفظ نظم و تعادل، به نوعي كنترل اجتماعي پرداخت اشاره: جوامع بشري در طول تاريخ، انواع انحراف ها و آسيبهاي اجتماعي را شاهد بوده است. به تبع آن انسانها هم از عوارض آن در رنج بوده و در جستجوي يافتن راه حلي براي رهايي از اين نوع مسائل بوده اند. بديهي است همچنانكه براي داشتن تن و روان سالم بايد جسم و ذهن را از آلودگي ها و محيطهاي ناايمن و مرض زا دور ساخت و در صورت بروز هر نوع نشانه و علامتي دال بر وجود مرض و بيماري بايد به علاج و چاره جويي پرداخت، جامعه انساني هم به دور از آسيب و امراض نبوده، براي داشتن جامعه نرمال و هنجارمند نيز بايد در پي رفع و علاج هر نوع انحراف و نابهنجاري كه براي جامعه مساله ساز بوده برآمد و جامعه را از عوارض آن نجات داد. در قسمت اول اين مقاله به بيان مختصر اينكه انحراف چيست، علل پيدايي آن كدامند، انواع انحراف و اينكه منحرفين چه كساني هستند، كنترل اجتماعي، انواع و شيوه هاي اعمال آن براي كاهش جرم و كجروي، خواهيم پرداخت. در قسمت دوم به تعريف جرم پرداخته و نظرات جامعه شناسان و آسيبشناسان اجتماعي در مورد كجروي و جرم و سپس نظريه هاي جامعه شناختي انحراف و انواع آن مورد بحث واقع مي شود. كجروي يا انحراف شيوه هاي رفتاري است كه با هنجارها يا ارزشهاي اكثر اعضاي يك گروه يا جامعه همنوا نيستند. در دايرتالمعارف علوم اجتماعي ( ) 1 كجروي يا انحراف رفتاري است مغاير با معيارهاي پذيرفته يا انتظار اجتماعي گروه يا جامعه اي خاص. بدين ترتيب، رفتار انحرافي به مفهوم رفتاري است كه به طريقي با انتظارهاي رفتاري مشترك يك گروه خاص سازگاري ندارد و ديگر اعضاي جامعه آن را ناپسند يا نادرست مي دانند. جامعه افرادي را كه هماهنگ و همساز با ارزشها و هنجارها باشند سازگار يا همنوا و اشخاصي كه برخلاف آنها رفتار مي كنند را ناسازگار يا ناهمنوا مي خواند. همچنين از ميان افراد نابهنجار يا ناهمنوا، كسي كه رفتار ناهنجارش زودگذر نباشد و ديرگاهي دوام آورد، كجرو يا منحرف است و رفتار او را كجروي اجتماعي يا انحراف اجتماعي مي خوانند. ( ) 2 در گذشته از آثار دانشمنداني چون فرويد و توماس هابس چنين برمي آمد كه كجروي ناشي از كشمكشهاي اساسي بين اميال و خواستهاي طبيعي فرد و فشار تحميل شده بر او از جانب جامعه به عنوان عضوي از آن، ناشي مي شود. در تحقيقات جديد، مخصوصا در آثار مرتن رفتار كجرو عبارت است از نشاني از فاصله بين تمنياتي كه از نظر فرهنگي تجويز شده و راههاي تعيين شده از جانب جامعه جهت تحقق اين تمنيات ( ). به 3 نظر مرتن جامعه اهدافي را در راه فرد قرار مي دهد و حركت در راه رسيدن به آن هدفها را مشروع مي داند و ابزار و وسايلي را براي نيل به آن اهداف مشخص مي كند، اگر افراد اين ابزارها و وسايل و همچنين اهدافي را كه جامعه سر راه افراد قرار داده را بپذيرد و طبق آن رفتار كند فرد همنوا و بهنجار است و اگر غير آن رفتار كند، كجرو يا منحرف است. مثلا وقتي وسايل مشروع وصول به هدف در دسترس نيست (يا فرد آن را قبول ندارد ) فرد به ناچار راههايي غيرمشروع براي اهدافش يافته و كجروي شروع مي شود. انحرافات اجتماعي را مي توان به چهار بخش به شرح زير گروه بندي كرد: الف ) انحراف فردي و گروهي، ب ) انحراف اجتماعي ناآگاهانه و آگاهانه، ج ) انحراف نخستين و انحراف دومين [ثانوي ]د )، انحرافات طبيعي و سازنده. ( ) 4 انحرافات فردي و گروهي و همچنين انحرافات آگاهانه و ناآگاهانه، به نظر بديهي و روشن مي رسند و بحث مفصل در مورد همه انواع انحرافات از حوصله اين مقال بيرون است. اما لازم مي دانم در مورد انحراف نخستين و ثانوي، همچنين انحراف طبيعي و سازنده، مختصري را بيان كنم. انحراف نخستين به تجاوز از قوانين اجتماعي در وضعيتي اطلاق مي شود كه فرد متجاوز هنوز برچسب نخورده و خود را منحرف نمي داند. به عبارتي به انحرافي گويند كه گاه و بيگاه پيش مي آيد، موقتي است و هميشه تكرار نمي شود و مردم هنوز براي او احترام قائلند. اما انحراف دومين ( ثانوي ) به رفتار انحراف آميزي گفته مي شود كه ماهيتي جدي داشته، در زندگي شخصي نقش عمده اي دارد. فرد برچسب انحراف خورده و پايگاه منحرف بودن را مي پذيرد. انحراف طبيعي: هنجارها و معيارهاي اجتماعي هيچگاه به طور كامل و دقيق مراعات نمي شوند و همواره مقداري انحراف از الگوي ايده آل فرهنگ وجود دارد كه به آن انحراف طبيعي مي گويند (برخي جامعه شناسان اين انحراف را نه فقط طبيعي، بلكه گاهي هم لازم مي دانند. ) انحراف سازنده آن نوع انحرافي است كه فرد با آگاهي از ارزشهاي جامعه خودي، ارزشها و هنجارهاي نويني بيافريند كه برتر از ارزشهاي پيشين باشد. ( ) 5 در مقابل انحراف سازنده (مثبت ) دكتر شيخاوندي از انحرافات منفي نام مي برد. بدين سان كه فرد يا گروهي از نظام ارزش هاي جامعه تجاوز مي كند و خود نظامي مي آفريند كه از نظر اطرافيان وي در درجه پست تري از نظام حاكم قرار مي گيرد. بايد اذعان داشت كه بسياري از انحرافات برحسب شرايط زمان و مكان و برحسب داوري گروه هاي خودي و بيگانه اعتبار مختلفي دارد و كاملا نسبي است. شايد بعدها تاريخ نشان دهد كه قاطعيت نوآوري پيشنهادي خيلي بيشتر و موءثرتر از وضع موجود بوده يا در واقع يك انحراف مثبت بوده است. ( ) 6 كنترل اجتماعي از مكانيسمهاي فشار اجتماعي است كه مي خواهد جلو ناسازگاري و كجروي هاي افراد را بگيرد. در كتاب زمينه جامعه شناسي آگ برن و نيم كوف (اقتباس: آريان پور ص ) 323 كنترل اجتماعي; به مجموع عوامل محسوس و نامحسوسي كه يك جامعه در جهت حفظ معيارهاي خود به كار مي برد و مجموع موانعي كه به قصد جلوگيري افراد از كجروي اجتماعي در راه آنان قرار مي دهد، گفته مي شود. كنترل اجتماعي به دو صورت امكان پذير است، ابتدا از طريق فشار اجتماعي كه باوادار نمودن انسانها به قبول هنجارها و رعايت آنان در عمل صورت مي گيرد. ابزار آن قوانين، مقررات و ضامن اجراي آن قدرت مسلح است. اين شيوه بسيار آسيبپذير است، اكثرا در عمق وجود انسانها رسوخ نمي كند، دروني شده نيست و واكنشهاي منفي نيز پديد مي آورد. شكل دوم كنترل اجتماعي از طريق اقناع صورت مي گيرد با رسوخ به عمق اعتقادي انسانها، با دگرگون سازي جهان بيني افراد و با تاثير بر جهان عقيدتي، مرامي و انديشه اعضاء، جامعه يا گروهي مي تواند هر عضوش را نه تنها موءمن به هنجارها و ارزشهاي مقبول خود كند، بلكه او را حافظ و نگاهبان تمامي پذيرفته هايش سازد. ( ) 7 كنترل اجتماعي را مي توان از نظر هدفهايي كه در جامعه دارد به صورت ديگر نيز تقسيم بندي كرد. الف ) كنترل اجتماعي مثبت و منفي. ب ) كنترل اجتماعي رسمي و غيررسمي و ج ) كنترل اجتماعي گروهي و نهادي. به هر حال كنترل اجتماعي با نوعي فشار و مجازات همراه است كه مجازاتها هم به مجازات دروني يا فشار وجدان (سرزنش خود يا تحقير خود )، مجازات بدني (اعمال خشونت، شكنجه و كتك و.. ) و مجازات اقتصادي (كه جريمه يا پرداخت خسارت را شامل مي شود كه توسط دادگاه و مراجع قضايي تحميل مي شود ) تقسيم مي شود. انواع مجازاتها در بسياري از موارد با يكديگر همراه است. ( ) 8 بايد يادآوري كرد كه امكان دارد كنترل اجتماعي اغلب بر ادعاي ريايي و متقلبانه آنها كه مي خواهند ثبات را حفظ كنند استوار باشد. بنابراين نبايد تصور نمود كه هر گونه اعمال نظري به عنوان كنترل، حقيقت محض است و لازم الاطاعه، بلكه بايد عواملي را كه چنين كنترلي براي آنها و به نفع آنها صورت مي گيرد مشخص نمود و سپس با در نظر گرفتن تمامي موارد درباره مبحث كنترل اجتماعي به بحث پرداخت. ( ) 9 اما در ادامه بحث به تعريف جرم و بيان نظرات جامعه شناسان در اين مورد پرداخته و سپس به تشريح نظريه هاي جامعه شناختي انحراف خواهيم پرداخت. به نظر مي رسد جرم يك حالت رفتاري ملتهب و حاد انحراف اجتماعي است كه در آن قوانين موضوعه و مقرر شده جامعه ناديده گرفته مي شود. جرم بسته به نوع جامعه تنوع و تعدد برمي دارد و ممكن است عملي در يك جامعه جرم و در جامعه اي ديگر و در شرايط زماني و مكاني خاص پسنديده و مطلوب تلقي شود. با توجه به نسبي بودن جرم و اينكه مفهوم جرم يك مفهوم كاملا جامعوي است، تاكنون در هيچ جامعه اي تعريف دقيقي از جرم كه دال بر محتوي و جوهر آن باشد به عمل نيامده است. تنها از جرم تعاريف حقوقي و قضايي كرده اند. بدين سان جرم عبارت است از: عملي كه به وسيله قانون منع شده و مرتكب آن طبق قانون كيفر مي بيند. لوي برول نشان داده كه جرائم نسبي بوده ساخته و پرداخته جامعه است. ( ) 10 در كتاب جامعه شناسي اثر گيدنز (ترجمه صبوري. ص ) 777 جرم; هر عملي است كه قوانين مقرر شده توسط قدرت سياسي را نقض مي كند. در نظر جامعه شناسان منظور از جرم، آن دسته از جرائم اتفاقي كه در حالات هيجاني و تحت شرايط و مقتضيات خاصي، اتفاق مي افتد، بلكه نيست جرائمي است كه برحسب عادت تكرار جامعه شناسان مي شوند (برخلاف حقوقدانان ) براي اين قبيل جرائم چهار ويژگي قائل شده اند: ) 1 عادي (نرمال )- ) 2 پاره وي - ) 3 جمعي - ) 4 آسيبي دوركيم در كتاب قواعد روش جامعه شناسي روي خصلت عادي ناهنجار بودن انحرافات تاكيد مي كند ( ) 11 به نظر دوركيم جرم بهنجار است، زيرا تصور وجود جامعه اي عاري از آن محال است، جرم ضروري است و به شرايط اساسي حيات اجتماعي بستگي دارد و به همين سبب سودمند نيز هست; شرايطي كه با جرم بستگي دارد براي تطور بهنجار اخلاق و حق لازم است. جرم نه تنها حاكي از آن است كه راه تغييرات ضروري باز است بلكه در برخي از موارد مستقيما زمينه را براي اين تغييرات آماده مي سازد. ( ) 12 بايد دانست كه دوركيم جرم را در حالت عادي و نرمال داراي فونكسيون و كاركرد مي داند و در اين حالت است كه جرم جنبه بيماري نداشته و مجازات را براي آن درمان نمي بيند و اثر حقيقي درمان و مجازات را وقتي كه جرم حالت غيرعادي و مرضي و به قول خودش پاتولوژيك گرفت، جستجو مي كند. منظور از ويژگي پاره وي جرائم آن است كه رفتار مجرم فقط در پاره اي از موارد از نرم هاي معمول در جامعه تجاوز مي كند و در بسياري از موارد ديگر تابع ضوابط حاكم در جامعه است. اين مجرمان در اوائل مي كوشند كه جرم خود را پنهان دارند اما وقتي جرمشان آفتابي مي شود و جامعه عكس العمل نشان مي دهد، او خود را رسوا شده مي داند و بدين ترتيب باكي از تكرار آن نداشته و جرائم خود را تشديد مي كند. ( ) 13 ويژگي جمعي جرم هم وكالت به گروه هاي انحرافي و كانونهاي جرم كه در محلات و مراكز بخصوصي، متمركز است، دارد. همچنين توجه به محيطهاي جرم زا دارد كه نوعي اشاعه و انتقال هم به نسلهاي بعدي، در اين محيطها صورت مي گيرد. ويژگي آسيب هم از خصايص جرم در نزد جامعه شناسان است. اگر جرم و بزه كاري در قشر زيادي رسوخ كند و بيماري از مجرم به جامعه سرايت پيدا كند، به عنوان مساله و آسيب در نظر گرفته مي شود. وقتي جامعه قاطعيت كافي نداشته باشد كه افراد را تعليم داده و آنها را طبق قالب و الگوهايي كه داراست درآورد، عده اي از افراد از فرصت استفاده كرده و از خط و مرز كشيده شده، خارج مي شوند در اينجا قدرت جاذبه و حاكمه جامعه براي تنفيذ هنجارها كافي نبوده است و تقصير از مجرم نيست ( ). 14 بديهي است كه نظريات گوناگوني درباب، جرم و جرم شناسي به لحاظ جرم شناسي باليني، جامعه شناسي، كيفر شناسي و... ذكر شده است و در اين ميان مسلما انتقاداتي هم نسبت به همديگر صورت گرفته است. مثلا دكتر كي نيا در كتاب جامعه شناسي جنائي مي آورد كه نظريه دوركيم درباب رابطه جرائم و فرهنگ در جامعه شناسي جنائي مورد قبول واقع شده است، اما اين عقيده او كه جرم يك پديده طبيعي - اجتماعي است مورد تاييد جرم شناسان واقع نشده است ( ). 15 دوركيم جرم را عملي مي داند كه وجدان جمعي را جريحه دار مي سازد. در نظر مانهايم جرم قبل از هر چيز يك مفهوم غيرقانوني شدن رفتار است. يعني رفتار انساني كه تحت قانون جزا قابل مجازات است. ( ) 16 بنابراين قلمرو آسيب شناسي بسته به حوزه مطالعاتي هر كدام از علوم مربوطه، متنوع مي باشد. يك تبيين رضايت بخش ماهيت جرم بايد تبيين جامعه شناختي باشد، زيرا ماهيت جرم به نهادهاي اجتماعي جامعه بستگي دارد. از مهمترين جنبه هاي تفكر جامعه شناختي درباره جرم تاكيد بر ارتباطات متقابل ميان همنوايي و كجروي ( ) 17 و همچنين ساخت اجتماعي و الگوهاي كنش متقابل فرد با ديگر افراد جامعه است. در اينجا چهار نظريه مهم و برجسته مورد بررسي قرار مي گيرد: الف ) نظريه بي هنجاري: اين مفهوم كه نخستين بار توسط اميل دوركيم درجامعه شناسي، كاربرد فراواني يافت به وضعيتي اطلاق مي شود كه در آن هنجارهاي اجتماعي نفوذ خود را بر رفتار فرد از دست مي دهد ( ). اين 18 وضعيت حاصل وضعيت آشفته اي است كه هنجارها از بين رفته يا در تضاد قرار گرفته اند. رابرت مرتون مفهوم بي هنجاري را براي نشان دادن اختلاف بين هدف مورد تاييد جامعه و دسترسي به وسايل حصول به آن به كار مي برد ( ). 19 سوءال اساسي در اين نظريه اين است: كدام شرايط اجتماعي انحراف را بوجود؟ مي آورد پاسخ (مرتون ) اين است كه: محدوديت در حصول به هدفهاي پذيرفته شده فرهنگي يا وسايل دسترسي به آنها يا هر دو ( ) 20 در صورتي كه فرد خود را با اهداف و وسايل حصول به اهداف، كه از نظر جامعه مشروعند انطباق دهد، فردي همنوا و بهنجار است و چهار نوع انطباق ديگر كه از عدم قبول وسايل يا هدفهاي قانوني يا هر دوي آنها حاصل مي شود انحراف به شمار مي رود. شيوه هاي انطباق فردي به اين صورت است: نوآوري - اهداف پذيرفته شده اما وسايل طرد شده اند. مناسك گرايي - وسايل پذيرفته شده، اما اهداف طرد شده است. انزوا گوشه گيري - نه اهداف و نه وسايل هيچكدام پذيرفته نيست. شورش ( طغيان )- اهداف و وسايل تغيير مي يابد و ممكن است نوع جديدي از يكپارچگي بين اهداف جديد و وسايل جديد ايجاد شود ( ). 21 ب ) نظريه پيوند افتراقي كه به مفاهيم گوناگون ترجمه شده، ادوين ساترلند در اين نظريه براين نكته تاكيد دارد كه فرايند يادگيري رفتار مجرمانه به وسيله دوستان فرد مجرم تعيين در مي شود پاسخ به اين سوءال كه چگونه مردم، هنجارها و ارزشها و رفتارهاي انحرافي را ياد مي گيرند، ساترلند جواب داده كه در اثر معاشرتي كه با ديگران دارند. (پسر نوح با بدان /بنشست خاندان نبوتش گم شد. ) مهمترين نكات در رابطه با اين نظريه اين است كه رفتار تبهكارانه، مانند ساير رفتارها آموختني است. فراگيري رفتار مجرمانه مستلزم يادگيري تكنيكها و گرايشهاي مناسب براي ارتكاب جرم است. طول مدت و شدت تماسها در تعيين تاثير اين پيوندها و ارتكاب جرم هم اهميت دارد ( ). 22 ج ) نظريه تضاد: اين نظريه نيز مانند نظريه انحراف ( بي هنجاري ) به طور كلي بر عواقب شخصي و اجتماعي تمركز ثروت و قدرت در دست عده اي معدود تكيه مي كند. چون گروه هاي قدرتمند جامعه علايق مشترك اقتصادي و سياسي دارند و اكثر برگزيدگان قدرت از قدرت سياسي خود براي تدوين و اجراي معيارهاي قانوني حامي منافع خود استفاده يا در واقع سوءاستفاده مي كنند ( ). 23 به اين ترتيب تعاريف قوانين و دستورات مقرر شده جامعه كه در جهت حمايت از نيازها و علايق افراد ثروتمند و قدرتمند مي شود، يكي از علل و انگيزه هاي اصلي جرم و انحراف است. سي رايت ميلز در كتاب نخبگان قدرتمند معتقد است كه نخبگان يا برگزيدگان قدرتمند به هنگام اخذ تصميمات اساسي و تدوين سياستهاي داخلي و خارجي با يكديگر متحد شده و به صورت طبقه حاكمه عمل مي كنند. در مقابل اقليت قدرتمند، اكثريت توده مردم قرار دارند كه از لحاظ سياسي فاقد قدرت و از لحاظ سازماني غير متشكل و پراكنده اند ( ) 24 اينها از ويژگي هاي جوامع غير دموكراتيك است. به اين ترتيب نوعي تضاد در تصميم گيري سياسي و نزديكي به ساخت هاي قدرت در اين جوامع وجود دارد، اين تضاد را هم مي توان از انگيزه هاي كجروي و جرم محسوب كرد. د ) نظريه برچسب: نوعي كنش متقابل نمادين اين است نظريه تاكيد مي كند كه نفس رفتار، منحرفان را از غير منحرفان متمايز نمي سازد، بلكه اعمال اعضاي سازشكار جامعه است كه اين تمايز را فراهم مي سازد، اين اعضا برخي از رفتارهاي انحرافي را تفسير كرده و به ديگران برچسب انحرافي مي زنند ( ). 25 فرايند برچسب زدن را مي توان به دو مرحله انحراف اوليه و انحراف ثانوي تقسيم كرد كه در قسمت اول مقاله تشريح شده است. ادوين لمرت در اين نظريه يادآور مي شود وقتي كه انحراف اوليه صورت گرفت، جامعه به دنبال مجازات اوست. اگر اعمال انحرافي دوباره رخ دهد كه مسلما مجازاتهاي شديدي را درپي خواهد داشت، به اين ترتيب جامعه در برابر انحراف هاي شديد به صورت رسمي وارد عمل مي شود، شخص منحرف خوانده شده و برچسب مي خورد. حال برسر فرد برچسب خورده (انحرافي و كجرو ) چه؟ مي آيد پاسخ اين است كه فرايند دوگانه اي است كه احتمالا يك خط مشي انحرافي را بوجود مي آورد ( ). 26 چند جمله اي كه در ادامه، بيان مي شود مطابقت دارد با بحث نظريه تضاد در مورد كجروي و جرم. در اكثر جوامع نوعي تبعيض و نابرابري در تعريف جرم و كجروي و همچنين برخورد رسمي و قانوني با كجرو و منحرف بسته به پايگاه اجتماعي افراد جامعه وجود دارد كه خود اين عامل يعني نوع قرائت قانون و برخورد نابرابر جامعه و دولت با منحرفان، هم مي تواند عاملي در بروز نابساماني و انحرافات اجتماعي دكتر باشد علي قائمي در كتاب آسيبها و عوارض اجتماعي ( ) 27 در اين باره مي نويسد: افراد منحرف سعي دارند هر چه زودتر و بيشتر خود را از شر قوانين راحت كنند، چون دعوي شان اين است كه صاحبان قدرت قانون را به نفع خود وضع كرده اند و خواسته هاي آنان را در نظر نگرفته اند همچنين درباره برخورد رسمي با منحرف چنين بيان كرده اند كه پليس و منحرف در دو طرف خطند و عليه هم موضعگيري دارند كه گاهي خود اين امر موجد جنايت و انحراف جديد است. در پايان نكات عمده مطالب را در چند جمله بيان مي داريم. بايد دانست جامعه خود جرم زاست و جرم و كجروي، طبيعي هر جامعه است. بدين ترتيب جامعه بدون كجرو منحرف هم نخواهيم داشت. افراد منحرف ناقض نظم اجتماعي اند و اگر جرم از حالت عادي و طبيعي بودن خارج شود حالت آسيب به خود مي گيرد كه بايد براي حفظ نظم و تعادل، به نوعي كنترل اجتماعي پرداخت. انحراف مساله اجتماعي است و لزوم برخورد با آن مواضع جامعه را در قبال انحراف روشن مي كند كه اين برخورد مي تواند از درجه تحمل و مدارا - طرد و رد منحرفين تا اقدامات رسمي براي دستگيري و تنبيه و كيفر، متنوع باشد و اينكه انحراف و جرم پديده اي نسبي است، ممكن است عملي در جامعه اي جرم تلقي شود و در جامعه ديگر بهنجار باشد. از عوامل انحراف مي توان به علل زيستي، رواني - عاطفي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و همچنين عوامل فرهنگي اشاره كرد كه بحث درباره همه جنبه هاي انحراف و انواع ديدگاهها در اين باره، از حوصله بحث ما خارج است. محمود ابراهيمي مقدميان كارشناس ارشد جامعه شناسي منابع وماخذه: - 1 ساروخاني دايرتالمعارف باقر علوم اجتماعي. تهران انتشارات كيهان چاپ اول 1370 ص 192 - 2 ستوده هدايت الله. مقدمه اي بر آسيبشناسي اجتماعي تهران. انتشارات 1373 آواي نور ص 30 - 3 دايرتالمعارف علوم اجتماعي. ص 193 - 4 مقدمه اي بر آسيبشناسي اجتماعي. هدايت الله ستوده. ص 34 - 5 منبع قبل ص 38 - 6 شيخاوندي داور. جامعه شناسي انحرافات. نشر مرنديز چاپ سوم. 40 1373 ص - 7 دايرتالمعارف علوم اجتماعي ص 698 - 8 هدايت الله ستوده 125 صص و 126 - 9 برگر; پيتر ال. دعوتي به ترجمه جامعه شناسي و تاليف شهره مهدوي. انتشارات روشنفكر تهران. ج 1355 اول ص. 169 - 10 داور شيخاوندي ص 48 - 11 منبع قبل صص 44 و 45 - 12 دوركيم اميل. قواعد روش جامعه شناسي. ترجمه علي محمد كاردان انتشارات دانشگاه تهران 1373 چاپ پنجم. صص 8785 - 13 داور شيخاوندي. صص 46 و 45 - 14 همان. ص 47 - 15 آسيبشناسي اجتماعي ايران يا جامعه شناسي انحرافات. نوشته مجيد مساواتي آذر تبريز انتشارات نوبل 1374 چاپ اول. ص 19 و ( ر. ك: كي نيا. جامعه شناسي جنائي. انتشارات دانشگاه تهران. جلد سوم. ص ) 1346 - 16 همان 4 ص - 17 گيدنز آنتوني جامعه ترجمه شناسي منوچهر صبوري. تهران 1374 نشر ني چاپ دوم. ص 139 - 18 آنتوني گيدنز ص 790 - 19 هدايت الله ستوده ص 136 - 20 همان ص 146 - 21 اسكيدمور ويليام. نظريه هاي جامعه شناسي و تفكر نظري در جامعه شناسي، مترجمان: سبزيان، حاضري و ديگران، انتشارات تابان 1375 ص 162 - 22 ستوده صص 146142 - 23 همان ص 141 - 24 بينش جامعه سي رايت شناختي ميلز ترجمه عبدالمعبود انصاري شركت سهامي انتشار 1370 چاپ دوم. ص 11 - 25 ستوده صص 143 و 144 - 26 همان ص 146 - 27 قائمي علي. آسيبها و عوارض اجتماعي انتشارات اميري چاپ 1370 سوم صص 230228