Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790131-47895S7

Date of Document: 2000-04-19

چشم انداز محافظه كاران در وضعيت زوگ زوانگ آنها كه با بازي شطرنج آشنايي دارند، مي دانند كه زوگ زوانگ بدترين وضعيتي است كه ممكن است يك شطرنج باز در آن گرفتار در آيد اين وضعيت، شطرنج باز مقهور، نه مات است و نه حتي كيش، در وضعيت پات هم نيست. نوبت بازي با اوست و توان جابه جايي مهره هاي موجودش را هم دارد. اما گرفتاري او اين است كه تمامي مهره هايش در حالتي قرار دارند كه جابه جايي هركدام از آنها به مات شدن او منجر مي شود. بهترين وضعيت اين است كه او ناچار به حركت نباشد و نوبت بازي را به حريف بسپارد. جابه جايي مهره هاي حريف ممكن است او را از زوگ زوانگ خارج كند. اما نوبت با اوست و بالاخره بايد كاري بكند. كاري كه هرچه باشد، به مات شدن او خواهد انجاميد. بررسي تحولات سياسي اخير نشان مي دهد كه محافظه كاران نيز درچنين وضعيتي گرفتار آمده اند. دورتر شدن شتابناك از مردم، روي آوردن به ادبيات خشن و زورمدارانه، چشم بستن به واقعيات اجتماعي و حتي حمايت بي دريغ از خشونت طلباني كه رودررو با بغض و كينه مردم هستند، نمايه هايي از رفتار محافظه كاران در چنين شرايطي است. برخي از اين رفتارها (همچون مرثيه سرايي، شهيدنمايي و قهرمان سازي از مقتولي كه در واقعه اي غيرسياسي به قتل رسيده است و يا درافكندن اين شبهه كه چاپ يك كاريكاتور و يا نوشته اي در يك نشريه دانشجويي مي تواند اركان اسلام را زيرورو كند ) ممكن است از سر خامدستي، شتاب و بي برنامگي تفسير شود، اما اقداماتي همچون آنچه كه دارد بر سر پرونده ترور حجاريان مي رود و يا آنچه كه با آراء مردم در انتخابات 29 بهمن رواداشته مي شود و يا آنچه كه مجلسيان كردند با قانون مطبوعات، نشان مي دهد محافظه كاران بر آنچه كه مي كنند بصيرت و تعمد دارند، و گرفتاري شان آن است كه جز آن كاري نمي توانند بكنند. شايد اگر اينان تامل مي كردند در آنچه كه از دوم خرداد 76 تاكنون از سرگذرانده اند درمي يافتند در وضعيتي كه گرفتار آنند، هيچ كاري نكردن، بهتر از هر كار ديگر است. البته دامن بركشيدن از اين ورطه اي كه هست، براي آن دسته از اينان كه پاكدامن ترند، هنوز دير نيست. شرط عقل نيز آن است كه آدمي ريسمان بخت خود را به آنكه در حال فرورفتن و تن به قعر سپردن است، گره نزند. ادعاي آرمانگرايي از آنها كه پيروزي را بي كم و كاست همين امروز، بي هيچ تاخير و به هر بهايي وبا حتي ناپاك ترين روش ها و ابزارها مي خواهند، هرگز پذيرفتني نيست. دل سپردن به حتي آرماني زميني، به آدمي آن پايه از عشق و فروتني مي دهد كه شكيبا و بردبار گرديدن روزگار را به جان بخرد و اميد به روزهاي ديگر داشته باشد، آنها كه خود را مدعي جان بر كف آرمانهاي آسماني مي دانند، چگونه است كه با شنيدن هر حرفي خلاف ميل خود، عنان از كف داده و سوار بر اسب جفا بناي تركتازي؟ مي گذارند شايد هم زوگ زوانگ، نه وضعيت موجود، بلكه آن لحظه گرانبار باشد كه رودررو با مردم ديگر راهي براي آشتي با آنها نمانده باشد. اقدامي كه به فرارسيدن اين لحظه منجر مي شود، قطعا همان حركت واپسين شطرنج باز گرفتار در زوگ زوانگ است. اميد بستن به اين حركت واپسين تنها از شطرنج بازي مبتدي و بي تجربه برمي آيد و بس. ناصر كرمي