Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790131-47885S3

Date of Document: 2000-04-19

جادوي رنگ گفت وگو با جكسن پالك نقاش امريكايي سرآغاز: جكسن پالك نقاش امريكايي و از نقاشان مهم قرن بيستم است كه مبدع تكنيك نقاشي چكه اي و باني اكسپرسيونيسم آبستره به شمار مي رود. در سال 1950 كه موفق ترين نمايشگاه كارهاي پالك در نيويورك برگزار شد، مصاحبه اي با او انجام گرفت كه متن آن يازده سال پس از مرگش دركتابي به نام جكسن پالك كه موزه هنر مدرن نيويورك منتشر كرد، به چاپ رسيد. مطلبي كه از نظرتان مي گذرد، بخشي از اين مصاحبه است كه ترجمه كامل آن توسط عزت الله فولادوند انجام گرفته و در اولين شماره فصلنامه طاووس به چاپ رسيده است. به منظور آشنايي بيشتر علاقه مندان با آثار پالك بخشي، از ترجمه اين متن را در پي مي آوريم: * آقاي پالك، به عقيده شما معناي هنر مدرن؟ چيست هنر مدرن، به نظر من چيزي نيست مگر بيان هدفهاي عصري كه در آن زندگي مي كنيم. * آيا هنرمندان كلاسيك هيچ وسيله اي براي نماياندن عصر خودشان؟ داشتند بله، بسيار هم در اين كار موفق بودند، همه فرهنگها - فرهنگ چين، فرهنگ رنسانس، همه فرهنگها - وسايل و فنوني براي بيان هدفهاي آني خودشان داشته اند. آنچه براي من جالب است، اين است كه امروز نقاشها ناگزير نيستند به موضوعي خارج از خودشان رجوع كنند. اغلب نقاشهاي مدرن از منبع ديگري كار مي كنند، از درون خودشان كار مي كنند. * آيا مي شود گفت هنرمند مدرن موفق به تشخيص و سوا كردن كيفيتي شده كه آثار هنري كلاسيك را ارزشمند مي كرده و امروز از آن به صورت نابتري استفاده؟ مي كند بله، خوبها اين كار را كرده اند. * آقاي پالك، درباره روش شما در نقاشي مناقشه هاي فراوان وجود داشته و بسياري اظهارنظرها شده است. آيا چيزي هست كه بخواهيد در اين باره به ما؟ بگوييد عقيده من اين است كه نيازهاي جديد به تكنيكهاي جديد احتياج دارند و هنرمندان مدرن براي اين كه حرفشان را بزنند، راههاي جديد و وسايل جديد پيدا كرده اند. به نظر من اين طور به نظر مي رسد كه نقاش مدرن نمي تواند اين عصر و زمانه و هواپيما و بمب اتمي و راديو را به صورت هاي قديمي معمول در رنسانس يا هر فرهنگ گذشته ديگري بنماياند. هر عصري تكنيك خودش را پيدامي كند. * كه لابد همچنين به اين معناست كه آدمهاي غيراهل فن و منتقدان هم بايد براي تعبير و برداشت از تكنيكهاي جديد، توانايي خودشان را پرورش دهند. بله، اين نتيجه هميشه به نحوي لازم مي آيد، مقصودم اين است كه غرابت كم كم زائل خواهد شد و فكر مي كنم به معناهاي عميق تري در هنرمدرن پي خواهيم برد. * گمان مي كنم هر بار كه يك آدم غيراهل فن پيش شما مي آيد، مي پرسد چگونه بايد به نقاشي پالك يا هر نقاشي مدرن ديگري نگاه كند. اينها چطور درك و شناخت هنر مدرن را ياد؟ مي گيرند نبايد دنبال چيزي بگردند; بايد همين طوري نگاه كنند و سعي داشته باشند آنچه را نقاش مي دهد، بگيرند و موضوع يا تصور پيش ساخته اي از آن چه بايد جستجو كنند، با خودشان نياورند. * آيا درست است كه بگوييم هنرمند از ضميرناخودآگاهش نقاشي مي كند و تابلو بايد مثل ناخودآگاه كسي كه آن را تماشا مي كند عمل؟ كند ناخودآگاه جنبه بسيار مهمي از هنر مدرن است و من فكر مي كنم سائقه هاي ناخودآگاه بسيار در تماشاي نقاشي اهميت دارند. * پس يعني خواسته و دانسته به دنبال هرگونه معنا يا شي ء شناخته شده اي در نقاشي گشتن، فورا حواس را پرت مي كند و نمي گذاردهرگز آن را آن طور كه بايد درك؟ كنيد فكر مي كنم بايد همان طوري از آن لذت ببريم كه از موسيقي لذت مي بريم، پس از چندي بالاخره ممكن است از آن خوشمان بيايد يا نيايد، ولي اين خيلي مهم نيست، من از بعضي گلها خوشم مي آيد و از بعضي خوشم نمي آيد. ولي دست كم، به نظر من شانسي به آن مي دهد. * من تصور مي كنم به هر چيزي از اين قبيل بايد شانسي دوست بدهيم داشتن موسيقي خوب، مادر زاد نيست. بايد به آن گوش بدهيد تا رفته رفته درك و علاقه اي به آن در شما پرورش پيدا اگر كند نقاشي مدرن نيز اين طور باشد، شخص بايد براي درك آن، مدتي با آن تماس داشته؟ باشد بله، فكر مي كنم مسلما اين ممكن است كمك كند. * آقاي پالك، هنرمندان كلاسيك دنيايي داشتند كه مي خواستند بنمايانند و اين كار را به وسيله نماياندن اشياء در آن دنيا مي كردند. چرا هنرمند مدرن هم همين كار را؟ نمي كند هنرمند مدرن در عصر ماشين زندگي مي كند و ما وسيله اي ماشيني مثل دوربين عكاسي و عكس براي نماياندن اشياء در طبيعت داريم. هنرمند مدرن، به نظر من، جهاني دروني را مي نماياند و به عبارت ديگر، انرژي و حركت و ساير نيروهاي دروني را عيان مي كند. * آيا ممكن است بگوئيم هنرمند كلاسيك دنياي خودش را با نمايش دادن اشياء عيان مي كرد، ياهنرمند مدرن دنياي خودش را با نمايش تاثيري كه اشياء در او مي گذارد،؟ مي نماياند بله، هنرمند مدرن با فضا و زمان كار مي كند و به جاي تصوير كشيدن، احساساتش را بيان مي كند. * آقاي پالك، ممكن است به ما بگوييد هنر مدرن چگونه به وجود؟ آمد بي مقدمه از آسمان نيفتاد. بخشي است از سنت درازي كه برمي گردد به سزان و بعد از راه كوبيستها و پست كوبيستها مي رسد به نقاشي امروز. * پس قطعا محصول تكامل؟ است بله. * آيا ممكن است برگرديم به مسئله روش كه امروز خيلي از مردم فكر مي كنند مهم؟ است مي توانيد بگوييد امروز روشي را كه در نقاشي داريد چگونه پرورش داديد و چرا به اين شيوه نقاشي؟ مي كنيد به نظر من، روش، به طور طبيعي از نياز مي رويد، بر اساس نياز بوده كه هنرمند مدرن راههاي تازه اي براي نماياندن دنياي اطرافش پيدا كرده است. من خودم راههايي پيدا مي كنم غير از شيوه هاي معمول نقاشي كه فعلا شايد كمي عجيب به نظر برسد، ولي فكر نمي كنم تفاوت زيادي داشته باشد. من بوم را روي كف اتاق مي گذارم و نقاشي مي كنم كه غيرعادي نيست و شرقي ها هم همين كار را مي كردند. * رنگ را چگونه روي بوم؟ مي بريد تا جايي كه مي دانم، از قلم مو يا چيزي از اين قبيل استفاده؟ نمي كنيد اين طور ؟ نيست بيشتر رنگي كه به كار مي برم، نوعي رنگ مايع و سيال است. از قلم موها بيشتر مثل تكه هاي چوب استفاده مي كنم تا قلم مو، قلم مو با سطح بوم تماس ندارد، بالاي آن است. * آيا ممكن است توضيح بدهيد كه مزيت استفاده از تكه هاي چوب با رنگ - رنگ مايع - به جاي قلم مو روي بوم؟ چيست مي توانم آزادتر باشم و آزادي بيشتري داشته باشم و راحت تر دور بوم حركت كنم.