Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790130-47880S1

Date of Document: 2000-04-18

مهاجران در شهر نگاهي دوباره به معضلي براي تمام فصول! مهاجرت پديده اي جديد و مختص عصر حاضر نيست، زيرا انسان براي به دست آوردن غذا همواره از محلي به محل ديگر در حركت بوده و حتي سكونت دائمي برروي زمين نيز نتوانسته است مانعي در اين راه ايجاد كند. روند مهاجرتي كه نتيجه تصميمات متعدد افراد مي باشد در كليه دوره هاي تاريخي به صور مختلف وجود داشته است و در دو دهه اخير اين روند در جوامع آهنگ بي سابقه اي يافته است. مهاجرت به عنوان پديده اجتماعي قابل اهميت در جامعه انساني ناشي ازشرايط تاريخي، تغييرات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي جوامع است و به همين جهت نمي توان در توجيه روند آن علتي خاص را ذكر نمود. همچنين پيچيدگي دنياي انساني و متفاوت بودن جوامع از يكديگر، مانع از تعميم شرايط مهاجرتي جامعه اي به جامعه ديگر مي گردد و در بررسي عوامل موءثر بر مهاجرت، شناسايي حدود تغييرات و چگونگي روند آن در جوامع از اهميت بسزايي برخوردار است. يكي از بارزترين تغييرات در دهه اخير مهاجرت روبه رشد افراد به شهرها است كه روندي سريع و پرشتاب به خود گرفته است و اين امر موجب بروز مشكلات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي در جوامع شهري شده است كه برخي از پيامدهاي آن به شرح زير مي باشد: رشد جمعيت شهري: مهمترين اثر مهاجرت به شهرها افزايش سريع جمعيت شهري است، زيرا اكثر مهاجرين را افراد جوان و مذكر تشكيل مي دهند كه با ورود به شهر و در صورت مساعد بودن شرايط، بواسطه پيوند زناشويي اقدام به تشكيل خانواده خواهند كرد. جمعيتي كه نسبت زيادي از آن را افراد جوان تشكيل مي دهند به علت مشخصات معين سني - جنسي، پايين بودن ميزان مرگ و مير بيشتر از افزايش طبيعي به رشد جمعيت شهري كمك مي كند. اين حركت درگذر زمان نه تنها جمعيت شهري را از حد متناسب بالاتر مي برد، بلكه تاثيرات نامطلوبي را بر ساختار اقتصادي، اجتماعي و سياسي شهر به جاي مي گذارد. بيكاري: مهارت شغلي ناكافي اكثر مهاجران و عدم اطلاعات فرهنگي ضروري براي زندگي اجتماعي در محيط جديد، موانعي جدي در تلاش پر رقيب براي دستيابي به موقعيت اقتصادي در بازار كار شهري است و مهاجر براي كسب مهارت حرفه اي لازم و فراگيري فرهنگ جديد شهري ناچار مدتي را بيكار مي ماند تا امكان جذب او در جمع طالبان بازار كار شهري تدريجا فراهم گردد. رشد سريعتر عرضه نيروي كار در مقابل تقاضا براي نيروي كار نرخ بيكاري در شهر را افزايش مي دهد و هر گاه نرخ مهاجرت بيش از نرخ تقاضا براي نيروي كار باشد و يا هجوم مهاجرين بدون برنامه ريزي قبلي باشد مشكل بيكاري در شهر بيشتر بروز مي كند. رشد مشاغل كاذب: رابطه مهاجرت و اشتغال بسيار نزديك و در عين حال پيچيده است زيرا محرك اساسي مهاجرت انتظار به دست آوردن يك موقعيت بهتر براي اشتغال خود يا فرزندان است و اين امر تقاضا براي اشتغال را به طور نامتناسبي افزايش مي دهد و بخشي از مهاجرين به دلايل مختلف نظير عدم پويايي اقتصاد شهري، مهارت ناكافي، بيسوادي و... نمي توانند در بازار كار شهري جذب گردند و همان فعاليت اقتصاد معيشتي خود را در شهر به صورت اشتغال مستقل از نظام شغلي موجود انجام مي دهند. اين افراد با روي آوردن به مشاغلي چون خرده فروشي، دوره گردي و... در حاشيه قرار مي گيرند و با تبديل بخشي از مهاجرين به حاشيه نشينان اقتصاد شهري، موجبات پس افتادگي شهر فراهم مي گردد. شكل گيري محلات جديد: موج عظيم مهاجران از مناطق مختلف در شهر موجب تنوع و تفاوت مي گردد و افراد برحسب مبدا مهاجرت و يا برخورداري از ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعي نسبتا همگون در محله هايي از شهر سكني مي گزينند و محله هاي خاصي از شهر در اختيار گروههايي از مهاجران قرار مي گيرد كه برحسب نژاد، قوميت، مذهب و زبان مشترك در كنار هم زندگي مي كنند. بنابراين مذهب، عادات و رسوم، سليقه ها، تعصبات و انديشه حفظ خصوصيات فرهنگ مبدا مهاجران را به يك تجمع فضايي و به هم فشرده هدايت مي كند و اين عمل استمرار نوعي به هم پيوستگي جغرافيايي تحت عنوان محله را موجب مي گردد و هر محله با ويژگيهاي خاص خود گاهي به صورت بخشي جداگانه از شهر به حيات اجتماعي خود ادامه مي دهد. مسكن و حاشيه نشيني: سيل مهاجران در شهر موجب افزايش تقاضا براي مسكن و در نتيجه بالا رفتن قيمت يا اجاره بهاي واحدهاي مسكوني، افزايش قيمت خانه و يا زمين مي گردد و سوداگري واحدهاي مسكوني نيز در جوار آن رشد خواهد كرد. مهاجران همچنين موجب رشد پديده اجاره نشيني در شهر مي گردند و مسكن را به صورت مسئله اي حاد در روند مي آورند سريع مهاجرت به شهر و فقدان منابع كافي نه تنها موجب كندي در روند ساختمان سازي با استانداردهاي جديد مي گردد بلكه نحوه استفاده از كالبد ساختمانها را نيز تغيير داده به گونه اي كه منجر به جانشيني فرمهاي مختلف در كالبد ساختمانها مي شود. علاوه بر آن پديده حاشيه نشيني در شهرهايي كه پذيراي جمعيت اضافي در بافت اصلي خود نيستند رشد مي كند، زيرا عدم دسترسي مهاجرين به مشاغل اقتصاد شهري و فقر اقتصادي موجب مي شود كه آنها آلونك ها و زاغه ها را كه در اغلب موارد فاقد هرگونه تسهيلات شهري است براي زندگي برگزينند. گمگشتگي اجتماعي: اختصاص قسمت هايي از فضاي شهر به طبقات يا گروههاي خاصي از مهاجران صحنه شهر را به محل برخورد اشكال مختلف نيروهاي متضاد مبدل مي كند كه مانعي برسر راه تمركز گروههاي مهاجر ايجاد مي كند. آداب اجتماعي و ويژگيهاي فرهنگي كه مهاجرين در موطن اصلي با خود مي آورند براي مدت زمان قابل ملاحظه اي در مقابل نفوذ محيط جديد امكان ابقاء مي يابد و فرد در كشمكش ناشي از عدم ادغام فرهنگ قبلي با محيط فرهنگي جديد دچار تضاد مي گردد و اين امر موجب ايجاد فرآيند گمگشتگي اجتماعي مهاجران مي شود به دليل نامتجانس بودن با شيوه زندگي جديد و احساس نوعي بي ريشگي در جامعه جديد شهري از خود بيگانگي رنج مي برند و احساس تعلق اجتماعي خود را نيز تا حدودي از دست مي دهند. اما در رهگذر زمان، آشنايي با فرهنگ جديد و برخورد با شيوه هاي زندگي متفاوت، عادات، نگرشها و چشم اندازهاي مهاجران را تغيير مي دهد و انواع جديدي از مناسبات مبتني بر تمايلات جديد فرهنگي، اجتماعي و سياسي بر آنها حاكم مي گردد و رفتارهايشان را در قالب ارزشها و هنجارهاي اكثريت شكل مي دهد. حمل و نقل شهري: تحرك يا جابه جايي مابين سكونت و محل كار مهاجران، نيز روشهاي حمل و نقل شهري را تغيير داده و موجب تمركز ترافيك در برخي از نواحي شهر مي گردد. به كار افتادن سرويسهاي حمل و نقل و افزايش وسايل رفت و آمد همگاني براي پاسخگويي به نيازهاي جمعيت شهري، همچنين استقرار سرويسهاي ناشي از مشاغل آزاد كه خود در نتيجه موقعيت جديد ايجاد شده است سيستم حمل و نقل شهري را دچار آسيب مي كند. ناهنجاريهاي اجتماعي: تنوع، تجمل و اختلاف فاحش و چشمگير طبقات اجتماعي ساكن شهرهاي بزرگ، گراني و سنگيني هزينه هاي جاري زندگي موجب مي شود تا مهاجران غير متخصص كه درآمد آنان كفاف مخارجشان را نمي دهد جهت برآوردن نيازهاي خود دست به هر كاري ولو غير قانوني بزنند. در چنين مناطقي به لحاظ از بين رفتن ارزشهاي انساني، ناهنجاريهاي اجتماعي سريعا رشد مي كند و اعمالي چون دزدي، اعتياد، قاچاق، فحشا و نظاير آن در آنجا بيش از بافت اصلي شهر ديده مي شود. (هدايت الله ستوده: ص 96 ) 1372 مهوش جانمردي