Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790129-47870S1

Date of Document: 2000-04-17

شش سال موفقيت را نمي توان به آساني نفي كرد تيم ملي فوتبال ايران را چگونه ارزيابي؟ كنيم گروه ورزشي: ارزيابي كلي تيم ملي فوتبال ايران در بازيهاي مقدماتي و طي شش بازي؟ چيست آيا تيم ملي بازيهاي ضعيفي از خود نشان؟ داد آيا در مقابل سوريه و بحرين پيروز؟ نشد چرا تماشاگران ما راضي از ورزشگاه خارج نشدند و تيم خود را آنچنان كه در خور شان و لياقتش بود مورد حمايت و تشويق قرار ندادند. تيم ملي ايران هو شد! تيم مالديو تشويق شد،؟ چرا آيا واقعا تيم ملي ما ضعيف؟ بود اشكالات تيم ملي در اين شش بازي چه؟ بود يعني اين اندازه انتقاد آميزبازي كرديم كه تماشاگران خودي بازيكنان ملي را هو؟ كنند اين سئوالات را بايد به همان ظرافتي كه برنامه ريزي شده پاسخ گفت. نظريه هاي ديگري وجود دارد كه مي گويد: پشت اين ماجراها نقشه اي در كار است. عده اي دارند موفقيت شش سال اخيرفوتبال را لوث مي كنند. مثال زنده اش گزارش ويژه اخبار شبكه دوم در پنج شنبه بود كه يك مجري ناآشنا به ورزش و بدون آنكه احاطه اي به مسائل فوتبال داشته باشد به نقد فوتبال پرداخت و كليت فوتبال و موفقيت هاي چند سال اخير را زير سئوال برد و بدون استدلال و منطق هر چه برايش نوشته بودند خواند و عاقبت يك كارشناس از نوع خودشان را نيز فرا خواند و ريشه فوتبال و فدراسيون حال و گذشته را زد و گفت: من آنم كه رستم بود پهلوان. چنين برنامه هايي ذهنيت پاك نقادانه را نيز مكدر مي كند و باعث مي شود تا به همه برنامه هاي سيما شك كرد. واقعا تصور كنيد ذكائي كيست و تا بحال در كجاي ورزش و فوتبال قرار داشته و چگونه در مسند نقادي به فوتبال ملي يك كشور مي تازد و نابخردانه هر چه برايش نوشته اند به زبان مي آورد. كمي انصاف هم لازم است، كارشناس مي آوريد كه بعد با زور رئيس فدراسيون بشود. چنين اظهار نظرهايي اصل مشكلات تيم ملي و فوتبال ما را زير سئوال مي برد و اجازه نمي دهد تا منصفانه ضعف ها و اشكالات تيم ملي را بيان تيم كنيم ما طي اين شش بازي ايرادهاي فني بسيار داشت كه مي توان آنها را شكافت و درجه بندي كرد. در اينكه تيم ما كند، تنبل و بي انگيزه شده شكي نيست اما زمانيكه رگهاي گردن برآمده دايي را مي بينيم چگونه مي توانيم بگوئيم تعصب نداريم! يا زمانيكه فكري با صورتش توپ را گل مي كند چگونه مي توان تهمت بي انگيزگي زد. حقيقت قضيه اين است كه تيم ملي داراي مشكلاتي است كه مي توان آنها را درجه بندي كرد: - 1 تغيير بافت كلي تيم كه نسبت به جام جهاني هشت بازيكن اصلي خود را از دست داده است. عابدزاده، پاشازاده، منصوريان، نادر محمدخاني، مهرداد ميناوند، خداداد عزيزي، محمد خاكپور و جواد زرينچه. تغيير اين نفرات و عمل جانشيني به اين سادگي قابل جبران نيست و نخواهد بود، طبيعي است كه بافت كلي كه بازيكنان در زمينه آن با يكديگر همكاري داشتند از هم گسسته است. - 2 تيم ملي فوتبال ايران نسبت به پنج سال پيش پيرتر شده است، بدين معني كه راندمان كيفي و قدرتي تيم پائين آمده و بيشتر هم خواهد شد. بازيكنان 26 ساله آن روز حالا به بالاي 30 رسيده اند. دايي استيلي فكري حتي باقري. اكثر تيمهاي بزرگ دنيا دوران صعود و نزول داشته اند و اين طبيعت فوتبال است واجتنابناپذير است شايد دوران نزول فوتبال ما هم پس از سال 2000 است. - 3 ايجاد فاصله بين بازيكناني كه در خارج بازي مي كنند با بازيكنان داخلي. تفاوت و تضاد موجود در بعد رواني نيز تاثير منفي مي گذارد و برابر كردن انگيزه ها كمي مشكل است. - 4 فاصله گرفتن فوتبال ايران با حريفان آسيايي هر چه به غرور بازيكنان ما افزوده برعكس براي حريفان ايجاد انگيزه و ايستادگي كرده است. حالا تساوي سوريه با ايران براي آنها مايه افتخار است و پيچيدگي بازي ايران در مقابل حريفان بيشتر مي شود. البته هيچيك از فاكتورهاي فوق نمي تواند دلايل محكمه پسندي براي مسئولين باشد، اما يادمان باشد كه طراحان اصلي حمله به تيم ملي و آنها كه شيپورچي ها را به پول مي خرند نيز با برنامه ريزي در پي تضعيف تيم فوتبال اند. دلايل واقعي نزول فوتبال ملي را بايد در موارد فوق جستجو كرد و راهبرد لازم را گفت و نوشت.