Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790128-47852S1

Date of Document: 2000-04-16

فاصله طولاني بين روستا تا شهر بررسي دو نظريه رايج درباره شهرنشيني شهرنشيني پديده اي تازه نيست; نخستين شهرهاي جهان در حدود چهار هزار سال پيش از ميلاد، در دره هاي رود نيل در مصر، دجله و فرات در عراق امروز و سند در پاكستان امروزي پديدار گرديدند. مقايسه بين كشورها و ارزيابي تحولات و نسبت جمعيت شهري و روستايي در طول زمان از جهت محاسبه آماري با دشواريهايي روبه رو است زيرا كشورهاي مختلف برحسب اين كه چگونه تقسيمات سياسي كشور خود را تعيين مي كنند از شهر نيز تعاريف مختلفي دارند. ترديدي نمي توان داشت كه شهري شدن در قرن بيستم فرايندي جهاني است و جهان سوم به گونه فزاينده اي به آن كشانده مي شود. قبل از سال 1900 تقريبا تمام رشد شهرها مربوط به شهرهاي غرب بود: پنجاه سال بعد از آن افزايش در رشد شهرها در جهان سوم پديد آمد، اما دوره اصلي رشد آنها در طول پنجاه سال گذشته بوده است. توسعه شهرهاي امروزي تاثير بسيار زيادي، نه تنها بر عادات و شيوه هاي رفتار، بلكه بر الگوهاي انديشه و احساس داشته است. از آغاز شكل گيري تجمعهاي بزرگ شهري در قرن هجدهم، عقايدي كه در مورد اثرات شهرها بر زندگي اجتماعي ابراز گرديده در دو قطب مختلف قرار گرفته اند و امروزه نيز به همين گونه مي باشد. برخي از متفكران شهر را نشانه تمدن، منبع پويايي و خلاقيت فرهنگي مي دانند. از ديد اين انديشمندان، شهرها فرصتهاي توسعه اقتصادي و فرهنگي را به حداكثر مي رسانند و وسايل زندگي آسوده و رضايتبخش را فراهم به مي سازند عبارت ديگر، شهري شدن از اين ديدگاه بخشي لاينفك از فرايند توسعه به شمار مي آيد; حتي در تعريف هم در صورتي كه در كشوري افراد شهرنشين درصد بيشتري را تشكيل دهند مي گويند آن كشور توسعه يافته تر است. طبق اين نظر، در حالي كه مرتبط بودن مسائل اجتماعي و فردي با گسترش شهرها را نمي توان انكار كرد، اما شهر به خودي خود مساله نيست بلكه نوعي راه حل است. برخي ديگر از متفكران به شهر انگ دوزخي سياه از دود را مي زنند كه در آن جماعتهاي پرخاشگر و متقابلا بي اعتماد ازدحام كرده اند و غرق در جنايت، خشونت و فساد است. از اين ديدگاه، شهرنشيني علت اصلي مشكلات بشر و خود به تنهايي به وجودآورنده مسئله اي بزرگ براي انسان است. در كشورهاي جهان سوم، از آنجا كه شهر و شهرنشيني با استعمار حاكم در گذشته پيوند داشته و با نفوذ ناخواسته و مورد تنفر خارجي بر اين كشورها همراه است گرايش ضدشهرگرايي از شدت وحدت خاصي برخوردار است. اين عده عقيده دارند از آنجا كه بيشتر مردم در روستاها زندگي مي كنند تاكيد بيشتر بايد بر روي توسعه مناطق روستايي باشد، همچنين كليه فعاليتهاي غيرتوليدي ساكنان شهر مي بايست به فعاليتهاي توليدي كه بهره دهي مستقيم داشته باشد، تبديل گردد. اين دانشمندان اعتقاد راسخ دارند كه گذار از شيوه زندگي روستايي به زندگي شهري عواقب نامطلوب بسياري به بار مي آورد. به گمان آنها در اين گذار، روابط غيرخصوصي جايگزين روابط خصوصي مي شود و در نتيجه، جامعه دچار هرج و مرج مي شود. در شهرها تعداد زيادي از مردم در مجاورت يكديگر زندگي مي كنند، بي آنكه اكثر افراد ديگر را شخصا بشناسند وا ين تفاوتي بنيادي با روستاهاي كوچك سنتي است. بيشتر تماسها بين ساكنان شهر زودگذر و جزئي بوده و بيشتر وسيله اي براي هدفهاي ديگر هستند تا اين كه به خودي خود رضايتبخش باشند. كنشهاي متقابل با كارمندان فروش در فروشگاهها، تحويلداران در بانكها، مسافران يا بازرسان بليت در قطارها، برخوردهايي گذرا هستند كه وارد شدن در آنها نه به خاطر خود آنها بلكه به عنوان وسيله اي براي هدفهاي ديگر است. از آنجا كه كساني كه در نواحي شهري زندگي مي كنند معمولا تحرك زيادي دارند، پيوندهاي نسبتا ضعيفي بين آنها وجود دارد. مردم هر روز در فعاليتها و وضعيتهاي گوناگون فراواني درگير مي شوند، آهنگ زندگي سريع تر از نواحي روستايي است و رقابت بر همكاري چيره است; زيرا پايگاه شخص با دستاوردهاي وي مشخص مي شود نه با پايگاه محول كه در بسياري از جوامع روستايي متداول است. از اين رو، هر كسي براي دستيابي به پايگاه بالاتر تلاش مي كند و با ديگران به رقابت مي پردازد. مهاجرت از روستاها به شهر باعث ازدحام و تراكم جمعيت زيادي در شهر مي شود و اين در حالي است كه اين عده با اوضاع و احوال زندگي شهري خو نگرفته اند. روند سريع هجوم به شهرها و فقدان منابع كافي به اين معنا بوده است كه روند ساختمان سازي با استانداردهاي جديد به موازات رشد جمعيت شهري پيش نرفته است و ذخاير لازم براي انجام خدمات اوليه همچون آب، فاضلاب و برق با كمبود روبه رو بوده اند. در چنين مناطقي جنايت، فساد و فحشاء جعل اسناد و فروش مشروبات الكلي، اخاذي، سوءاستفاده از اعتماد ديگران و مشابه آن زياد به چشم مي خورد. از همين رو، مردم تمايل دارند براي جلب كمك و حمايت به پيوندهاي دوستي و اجتماعي كه در همان مناطق روستايي شكل گرفته اند تكيه كنند. در مقابل اين دسته از متفكران، طرفداران توسعه شهري در زمينه غيرشخصي بودن روابط در شهرها مي گويند: روابط اجتماعي كه متضمن پيوندهاي نزديك دوستي يا خويشاوندي است در اجتماعات شهري امروزي پايدارتر از آن است كه طرفداران گرايش ضدشهري تصور كرده اند. كساني كه در شهرها زندگي مي كنند، مي توانند با ديگراني كه زمينه يا علايق همانندي دارند براي به وجود آوردن ارتباطات غيررسمي همكاري كنند و مي توانند به گروههاي مذهبي، قومي، سياسي و خرده فرهنگهاي ديگر بپيوندند. يك روستا اجازه پيدايش چنين تنوع خرده فرهنگي را نمي دهد. براي مثال، كساني كه در شهرها اجتماعات قومي را تشكيل مي دهند ممكن بود در سرزمين اصلي خود كمتر از همديگر خبر داشته يا از يكديگر كاملا بي اطلاع اما باشند هنگامي كه وارد شهر مي شوند به مناطقي گرايش مي يابند كه در آن افراد ديگري با زمينه زباني و فرهنگي مشابه زندگي مي كنند و با هم گروهي را تشكيل مي دهند. آنها با گردآمدن به دور هم شبكه اي از روابط خويشاوندي و حمايت از يكديگر به وجود مي آورند به طوري كه بعضي از معاملات تنها در انحصار گروههاي قومي خاصي قرار مي گيرند كه كارگزاران و عاملان خود را به يكديگر معرفي مي كنند و به طرق گوناگون مي كوشند ديگران را از اين مجموعه بركنار دارند و يا در صورتي كه آنها نيز در اين مجموعه روابط قرار گرفتند از آنها پيشي محله هاي گيرند خاصي از شهر نيز ممكن است در اختيار گروههاي قومي ويژه اي قرار داشته باشد كه در كنار هم زندگي مي كنند، به زبان مشتركي تكلم مي كنند، مذهب مشتركي دارند و از تسهيلات مشابهي استفاده مي كنند. مثلا از فروشگاههايي كه انواع مواد غذايي مورد نظر آنها را مي فروشد خريد مي كنند. شهر بزرگ دنياي بيگانگي ها است، با وجود اين روابط شخصي را حمايت كرده و ايجاد مي كند. اين گفته اي متناقض نيست. ما بايد تجربه شهري را به حوزه عمومي برخورد با بيگانه ها و دنياي خصوصي تر خانواده، دوستان و همكاران تفكيك كنيم. ممكن است برخورد كردن با مردم هنگامي كه شخص نخستين بار به شهر بزرگي نقل مكان مي كند دشوار باشد. اما هر كسي كه به اجتماع روستايي كوچك سنتي نقل مكان مي كند ممكن است دوستانه بودن ساكنان را عمدتا موضوعي در ارتباط با رعايت ادب عمومي بيابد و شايد سالها طول بكشد تا در اجتماع روستايي پذيرفته شود. از طرف ديگر زندگي در روستا عاري از ايراد نيست و مطلوب به نظر نمي رسد. برخي از اين ويژگيهاي نامطلوب عبارتند از ميزان بالاي مرگ و مير، ميزان بالاي بيماري، نداشتن حريم زندگي خصوصي و تعهد عميق نسبت به خانواده كه اغلب مانع از آن مي شود كه فرد روستايي خانه را براي بهره برداري از فرصتهاي ديگر ترك كند. همچنين برخي از امتيازات سكونت در يك منطقه شهري را مي توان به ترتيب زير ذكر كرد: زندگي خصوصي، امكان تحرك، تنوع در سبك زندگي و پيشه ها، امكان شكوفايي خلاقيتها، امكانات گوناگون براي تحصيل، برخورداري از مراقبتهاي پزشكي تخصصي، برخورداري از فعاليتهاي تفريحي متنوع، فرصت بيشتر براي تحقيق و بررسي. جامعه شناسان مي گويند: بسياري از ويژگيها، كالاها و سبك هاي زندگي مراكز شهرهاي بزرگ، اكنون در حال شكل يافتن در اجتماع روستايي است. اين امر به اين علت امكانپذير شده است كه ساكنان اجتماع روستايي، اكنون از طريق حمل و نقل و رسانه هاي ارتباطي، به سهولت به شهرها دسترسي با دارند ادامه اين روند، تمايز ميان ساكنان اين دو اجتماع كمتر خواهد شد و در افق نزديك جوامع نويني ظهور خواهند نمود كه آن را مي توان جوامع علمي - تكنولوژيكي در ناميد چنين جامعه اي، تفاوت زندگي روستايي و زندگي شهري، اختلاف مشاغل فكري و جسمي، به تدريج از بين رفته و انسان خردگراي نويني پا به عرصه حيات خواهد نهاد كه به مجموعه پديده هاي مادي و معنوي با ديدي علمي و نگرشي فني خواهد نگريست. در چنين جامعه اي، شاخص هاي كمي مانند توليد ناخالص ملي و توليد سرانه، ملاك توسعه يافتگي (يا عقب ماندگي ) جوامع قلمداد نمي شود بلكه كيفيت نيروي انساني (يعني سطح دانش، بينش، مهارتها و تواناييهاي رفتاري انسان ) معيار ارزش گذاري قرار مي گيرد، كيفيتي كه قدرت مولده و بالندگي نيروي انساني را دربردارد. جواد منظمي تبار منابع و ماخذ: - 1 مباني جامعه شناسي هانري مندراس ترجمه باقر پرهام - 2 زمينه جامعه شناسي آگبرن و نيم كف اقتباس: ا. ح. آريان پور - 3 جامعه شناسي آنتوني گيدنز ترجمه: منوچهر صبوري - 4 مباني جامعه شناسي بروس كوئن ترجمه: غلامعباس توسلي - رضا فاضل - 5 جامعه شناسي كشورهاي جهان سوم جي. اي. گلدتورپ ترجمه: جواد طهوريان