Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790128-47850S1

Date of Document: 2000-04-16

بازي در تيم پرستاره رئال مادريد لذت بخش است گفت وگو با مك مانامان نيمكت نشين بزرگ رئال مادريد ساعت 10 صبح بود كه به زمين تمرين تيم پرستاره رئال واقع در مركز كشور اسپانيا رفتيم، بازيكنان مشغول گرم كردن بودند، سراغ مك مانامان را گرفتيم، كاپيتان هيرو گفت: به همراه آنلكا در حال فيزيوتراپي و درمان مصدوميتشان هستند. كاپيتان هيرو مرد شاد و جالبي است. از او راجع به مك مانامان مي پرسيدم مي گويد: او پسر شوخ و خنداني است و سعي مي كند به زبان اسپانيايي تسلط كامل پيدا كند تا براي رفتن به مغازه و خريد روزانه مشكل پيدا نكند، فقط بايد به صورت او نگاه كنيد و بخنديد. /10 30ساعت دقيقه نيكولاس آنلكا و مك مانامان را مي بينم كه در حال انجام تمرينات اختصاصي هستند. ساعت 11 بازيكنان رئال مشغول كار با توپ و دريبلينگ هستند. سانتر از جناحين و پخش توپ از تمرينات اصلي آنها است، وظيفه تقسيم توپ در ميانه ميدان اين بار برعهده خوزه ماريا گوتيرز هرناندز ملقب به گوتي گذاشته شده است. اما در اين بين كاپيتان هيرو كه به همراه مانوئل سانچيز از قديمي ترين و مجربترين بازيكنان رئال به حساب مي آيند، آخرين فردي است كه زمين تمرينات را ترك مي كند. از او در مورد بازي در رئال مادريد مي پرسيم، مي گويد: مي دانيد پوشيدن اين پيراهن چقدر باارزش است!؟ من براي بزرگترين و محبوبترين باشگاه دنيا بازي مي كنم. او در پايان صحبتش حرف جالبي را بيان مي كند. او مي گويد: اگر ما 4 بازي مي كنيم بايد اين 4 بازي را ببريم و يا اگر پنج بازي پيش رو داريم، بايد پنج بازي را ببريم و بعد خداحافظي مي كند و ساك بر دوش زمين را ترك مي كند. با اينكه سن و سال بالايي دارد، روحيه اش فوق العاده است و بي دليل نيست كه او در سانتياگو برنابو مرد محبوب و كاپيتان اين باشگاه رويايي است. بعد از تمرين وخداحافظي با ديگر بازيكنان آنلكا و مك مانامان را مي بينم، تمرين آنها هم روبه اتمام است. از او مي پرسم آيا حوصله مصاحبه را داريد، ما از انگلستان و از مجله مچ آمده ايم، پس دستمان را برنگردان، او هم با آغوش باز ما را به خانه اش دعوت مي كند. * اوضاع در رئال مانند ليورپول است، يا ديسيپلين و انضباط كاري بر باشگاه حكمفرما؟ است واقعيت را مي گويم، همه چيز در اين باشگاه آرام و ساكت است و مشكلي وجود ندارد. فصل پيش در رئال اضافه بر ناهماهنگي در زمين، ما در رختكن هم مشكلاتي را داشتيم. اما امسال هماهنگي تيمي ما و دوستي بين بازيكنان فوق العاده است، اگر اينطور نبود تا بالاي جدول صعود نمي كرديم. در انگلستان كه بودم مردم از اوضاع روحيه بخش و شاد و براي مثال گذاشتن موزيكهاي شاد در رختكن قبل از بازي و در بين دو نيمه صحبت مي كردند و آنها فكر مي كردند آرامتر از انگلستان و ليگ برتر جاي ديگري وجود ندارد اما سخت در اشتباه در بودند اسپانيا و در رئال ما در كمال آرامش روحي و در شرايط خوبي مشغول بازي هستيم، در رئال بازيكنان خنده رو و شوخ زيادي وجود دارند. * پس آن چيزي كه تو از محيط باشگاه رئال انتظار داشتي به نظر؟ نمي آيد عده اي از افراد فقط به دنبال مقايسه و جنجال بين بازيكنان هستند و فقط مي گويند، اين بازيكنان آن چيزي نيستند كه ما مي خواهيم و يا فلان بازيكن مورد نظر ما اما بود واقعيت را مي گويم، اين صحبتها و مسائل واقعا بي اهميت و ناچيز است آن چيزي كه مهم است اين است كه چگونه يا چطور بايد حرفه اي باشيد و در بازي حرفه اي عمل كنيد. در رئال قبل از بازي با هر تيمي هم مسئولان و هم بازيكنان تيم ما خيلي حرفه اي و به دور از تشنج و جنجال عمل مي كنند. جو بسيار خوب و آرامي در رئال حكمفرماست. ما با اين امكانات و محيط آرامي كه در اختيارمان قرار گرفته است بر انتظاراتي كه مسئولان باشگاه از ما خواهند داشت، واقفيم و به همين منظور حتي نشستن به روي نيمكت اين باشگاه بزرگ برايم بسيار شيرين و آسان است. * مسئولان و بازيكنان رئال بسيار حرفه اي هستند، نظر تو در اين باره؟ چيست نظر شخصي من اين است كه در اين باشگاه همين طور كه بارها همه گفتم، مسئولان و هم بچه هاي تيم بسيار شاد و سرحال هستند. بدون شك نه من و نه مسئولان ونه بچه هاي تيم با هم مشكلي نداريم و هيچ فشاري از سوي مسئولان تيم به روي ما اگر نيست مسئولان از عملكرد من يا بازيكن ديگري ناراضي باشند بدون هيچ خشونت و دعوا و با احترام خاصي مشكل را با ما درميان مي گذارند. من به راحتي مي توانم به خيابان بروم، خريد بكنم، به سينما بروم و قدم بزنم و هيچ مشكلي هم برايم پيش نمي آيد، اما فكر مي كنم اگر فرناندو هيرو و يا رائول براي گذراندن اوقات فراغتشان و قدم زدن به بيرون بروند با ازدحام شديد مردم و دوستداران فوتبال روبه رو مي شوند و اين به خاطر شهرت و محبوبيت اين باشگاه بزرگ است. * وقتي ليورپول و خانواده ات را رها كردي و به اسپانيا آمدي چه احساسي؟ داشتيد خداحافظي با خانواده ام در ليورپول و ترك انگلستان برايم بسيار سخت بود. در اين مدت پدرم به ديدار من مي آيد و من را از تنهايي در مي آورد. در اينجا آدمهاي زيادي براي ديدن بستگانشان به اسپانيا مي آيند و يا از اسپانيا به جاي ديگر سفر مي كنند، اما به منظور شركت در تمرينات رئال اين اجازه به من داده نمي شود تا هر زمان كه مايل بودم به ديدار خانواده ام بروم. * بنابراين مشكل چنداني براي زندگي در اسپانيا؟ نداريد نقل مكان از انگلستان به اسپانيا به من ضربه اي نزد و فكر مي كنم چيزي را از دست نداده ام. اما اگر زماني هوس خوردن سوپ لوبياي انگليسي را بكنم نمي توانم هر هفته با يك پرواز به انگلستان برگردم و براي خوردن سوپ به رستوران مارك و اسپنسر كه در بالاي جاده وجود دارد مراجعه مي كنم. حتي اگر بخواهم روزنامه هاي انگلستان را مطالعه كنم مي توانم براي تهيه آن به مادريد بروم، حتي براي ديدن برنامه هاي تلويزيوني هم مشكلي ندارم و به راحتي مي توانم از طريق كانال SKY ( اسكاي ) انگلستان بعدازظهرها مسابقات اسب دواني را تماشا كنم، اما تنها مشكلي كه با آن مواجه هستم نبودن خانواده در كنارم است، تنها راه ارتباطي من با آنها از طريق نامه و تلفن است. * آيا روزهاي ابتداي آشنايي با محيط باشگاه و بازيكنان جديد دشوار؟ بود روز ابتداي ورود به باشگاه را هيچ گاه فراموش نمي كنم. در روز اول به دليل انتقال بازيكنان جديد به رئال، تنها و فقط هر بازيكني بدنبال آماده كردن خود بود. در بدو ورود به رئال هنوز خستگي راه در تنم بود و بايد براي زدن اردو و تمرينات خاص به سوئيس مي رفتيم و شرايط بسيار سخت بود، اما بعد از تمرينات و براي استراحت به هتل محل اقامتمان رفتيم و شايد اين تا حدودي خستگي مان را تسكين داد. من با مورينتس هم اطاق شده بودم كه حتي توانايي صحبت به زبان انگليسي را نداشت، حتي يك كلمه! و ما براي فهميدن حرف يكديگر با زبان اشاره با هم صحبت مي كرديم. * پس به نظر مي آيد كه در بدو امر توانستي سر وساماني به زندگيت بدهي، آيا درست؟ است من در گذشته شرايط سختي را پشت سر گذاشته بودم تا توانستم به رئال بيايم. براي اينكه سطح فوتبالم را ارتقاء ببخشم، سالهاي متمادي را مشغول تلاش و تمرين بودم. من نمي دانم چرا براي بازيكنان انگليسي يك نوع ترس و هراس از بازي درخارج از انگلستان وجود؟ دارد من فكر مي كنم اين يك تصور غلط از سوي بازيكنان باشد. ممكن است من تنها نام بزرگ و تنها بازيكن معروف انگليسي باشم كه در خارج از كشورم بازي مي كنم و اين به خاطر تصور غلط و عدم اعتماد به نفس عده اي از بازيكنها است. بيشتر آنها اين نظر را دارند كه ليگ برتر، بهترين و عالي ترين ليگ دنياست و شايد اين دليل اصلي عدم انتقال آنها از انگلستان به ساير كشورهاي اروپايي است. * آيا تاكنون از سوي مطبوعات اسپانيا تقاضايي براي مصاحبه با تو بوده؟ است تاكنون هيچ مصاحبه اي با مطبوعات و رسانه ها انجام نداده ام، واقعيت را مي گويم، ممكن است اين مصاحبه ها بيش از 15 يا 20 دقيقه طول نكشد و هر زمان كه آنها درخواست بكنند من نيز حاضر به مصاحبه هستم. من در اينجا هيچ فشاري احساس نمي كنم و تنها فشار براي بازي كردن است، آن هم خوب بازي كردن و موءثر بودن. در رئال شما بايد هر روز درخشانتر و آماده تر از بازي قبل باشيد و اگر به درستي انجام وظيفه نكنيد بايد انتظار اين را هم داشته باشيد تا بازيكني جديد جايتان را در تركيب تيم بگيرد. * حال كه بازيكن اين باشگاه محبوب و نامدار شده ايد احساس نمي كنيد كه انتظارات از تو و بازيكنان بالا رفته ؟ است به درستي بر اين موضوع واقفم، هم انتظارات هواداران تيم بالا رفته و هم فشار زيادي به روي ما وجود دارد. زماني كه رئال را براي بازي انتخاب كردم ما قهرمان جهان و اروپا بوديم. هيچگاه به خاطر بازي در تيمهاي انگليسي حاضر به ترك ليورپول نبوده ام و نيستم، اما بازي كردن براي رئال، تيمي كه هم قهرمان جهان و هم قهرمان اروپا است و با وجود اين جو مناسب و امكانات خوب بسيار عالي خواهد بود. * در بدو امر آيا آشنا نبودن با زبان اسپانيايي سد راهت شده؟ بود بله درست است. زماني كه مي بينيد بچه هاي تيم با يكديگر صحبت مي كنند، دست مي دهند و مي خندند شما هم تشويق مي شويد تا زبان اسپانيايي را هر چه زودتر فرا بگيريد. اگر با تمرينات سخت و به هر صورتي، زبان اسپانيايي يا زبان مورد علاقه تان را فرا بگيريد، بازيكنان تيم به شما احترام مي گذارند و فكر مي كنم ديگر هيچ مشكلي وجود نداشته باشد. * به نظر شما رمز موفقيت در فراگيري زبان اسپانيولي؟ چيست تمرين و باز هم تمرين، اين راحت ترين و شايد سخت ترين روش موفقيت در هر كاري گوش دادن باشد به برنامه هاي اسپانيايي و نوشتن كلمات اسپانيايي بسيار موءثر خواهد بود. اما در اينجا سئوالي پيش مي آيد، كه آيا محركي براي انجام اين كار وجود دارد يا؟ خير در حال راه رفتن وكلا به هر كجا كه مي خواهم بروم، يك كتاب آموزش زبان اسپانيايي را نيز در جيبم مي گذارم، حتي در هنگام تفريح نيز سعي در تمرين كردن دارم، مي خواهم زودتر از آنچه ديگران فكرش را مي كنند اسپانيايي را بياموزم و با خبرنگاران اسپانيايي مصاحبه انجام دهم و نشان دهم كه خواستن توانستن است و من هم مي توانم. مترجم: مسيح فرزانه منبع: مجله مچ