Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790128-47845S1

Date of Document: 2000-04-16

اگر در تايتانيك بوديد... نگاهي به وضعيت كنشگري و كنش پذيري در فرآيند رفتارهاي اجتماعي، به بازتاب موانع شكل گيري و بروز رفتارهاي صحيح، كمك مي كند. جامعه ما، جامعه اي كاملا اخلاقي است. تمامي زواياي رفتار آدمها، سعي در انعكاس ويژگيهاي مثبت دارند و اخلاق در رسانه ها، سياست، آموزشگاهها، مذهب و عرف، توصيه و تاكيد مي شود و به طور كلي روح اخلاق بر جامعه حاكم است. اعمال غيراخلاقي جز در خفا، آشكار نيستند و تظاهر عليه اخلاق، پيگرد قضايي و جزايي دارد. با اين حال به هزاران دليل، ممكن است ضدرفتارها در اطراف ما عينيت پيدا كند. حضور آدمهايي با روحيات خشن و عاصي، يا كساني كه عقده هايي دارند و يا مجرماني كه جرايمي مرتكب شده اند كه مراجع قانوني مي دانند يا نمي دانند، در اطراف ما محسوس است. مشكلات زندگي صنعتي و تاثر از فرهنگهايي كه اختلافات فاحش با فرهنگ ما دارند، اين روحيات را دامن مي زند و انتظار بروز اعمال نه چندان دلچسب و حتي غيرقابل تحمل از سوي ايشان، بعيد نيست. ولي نكته مهم، نحوه رويارويي با ضدرفتارهاست. در زمان رويارويي، واكنش به جا و به اندازه از يك طرف و حمايت وجدانهاي سالم از طرف ديگر، موءثر و لازم و ملزومند. اگر از موضع انفعال برخيزيم و از اظهار علايمي مبني بر دلخوري و خشم اجتناب كنيم، به طور ضمني اجازه استمرار فعاليت منفي را صادر كرده ايم. انفعال و كنش پذيري موردي، چون احتمال درگيري را از بين مي برد و نوعي عقبنشيني است، خطري هم ندارد. اما درجامعه اي كه خنثي بودن ويژگي عامه باشد، خطري بزرگتر همه را تهديد مي كند. اما در مقابل رفتارهاي ناخوشايند و عوامل آن، مي توان كنشگر بود. همچنان كه گفته شد، اظهار وتاييد واكنش از سوي جمع، عامل ضدرفتار را به عقب مي راند. حمايت كردن از رفتار پسنديده و حمايت شدن در واكنش نسبت به عمل ناپسند، نقطه عطفي در ايجاد رفتارهاي صحيح نياز است به جلب توجه و تاييد رفتارها را تصحيح مي كند و طرد رفتار غلط، به منزله پاسخي منفي، تغيير رفتار را درپي خواهد داشت. البته هر واكنشي لزوما با درگيري همراه نيست. گاهي اداي صدايي مبهم به نشانه اعتراض يا تذكري موقرانه هم مي تواند سودمند باشد. همچنين رعايت تناسب واكنش با محرك راهگشاست، والا عكس العمل ممكن است به محرك ثانوي بدل شود. طبيعي است كه نبايد انتظار داشت يك فرد جاني هم در مقابل نمونه عكس العملهايي كه ذكر شد، متنبه شود، زيرا انگيزه و آنچه كه جاني را وادار به جنايت كرده، قوي تر و نيازمند واكنشي در همان حد است. ولي چنين تذكراتي براي زندگي روزمره و قرار گرفتن همه در يك چارچوب اجتماعي قابل تحمل، مفيد است تا از افراط و تفريطها درخودپسندي و ناديده گرفتن حقوق ديگران بكاهد. در كنار مزاياي واكنش جمعي، هزينه هايي هم بر آن مترتب است. افرادي كه عكس العمل از خود نشان مي دهند، علاوه برداشتن تهور و احساس مسئوليت، نسبت به روح همبستگي اجتماعي متعهد هستند و چون دلسوزترند، هزينه بيشتري به نفع ديگران پرداخت چندي مي كنند قبل در جريان سرقت مسلحانه از پاساژ ملت شهرستان قم، حضور مردمي كه سرقت كمترين ضرر و زياني را متوجهشان نمي كرد، اگرچه به دستگيري و اعدام سارقان منجر شد ولي كشته شدن 7 نفر را نيز در پي داشت. برخلاف كشورهاي غربي كه مردم به محض ديدن اسلحه، به خواسته هاي سارقان تن مي دهند، در ايران به دفعات شاهد مقاومت مردم در مقابل سارقان مسلح بوده ايم. منافع چنين مقاومتهايي براي عموم، لمس يك حقيقت بزرگ اجتماعي و مشاهده الگوهاي امروزي است و به هر دليل هم كه شكل گرفته باشد، زنگهاي خطر را براي سارقان و جانيان به صدا درآورده است. بروز واكنش در مقابل جنايت، علاوه بر شجاعت فرد، به دليل مشخص و معين بودن زشتي عمل ضدانساني است. در چنين موردي همه اتفاق نظر دارند و هر كس به فراخور توان خود، در مبارزه با آن مي كوشد. اما وقتي به رفتارهاي ساري وجاري مردم مي پردازيم، اختلاف سليقه در ارزيابي چگونگي آن، جا را براي عكس العمل هماهنگ تنگ مي كند. روي آوردن بچه ها و بزرگترها به يكي از انواع شبه تفريح آخر سال يعني ترقه بازي، نمونه اي از موارد اختلاف است. بعضي آن را منع و بعضي تشويق مي كنند، بعضي آن را خوشي زودگذر مي دانند و برخي عامل خطرات جاني و آلودگي صوتي. جداي از اين كه راه حل برطرف شدن اين ضدتفريح، جايگزين كردن آن با تفريحي لطيف و بي خطر است و فرهنگ با فرهنگ متحول مي شود، نه با ارعاب و تهديد، عكس العملهاي همگاني هم مي تواند نقش خود را ايفا كند. ضمن اين كه مردم بدون آن كه پيش بيني كنند، از نتيجه مثبت واكنشهاي عمومي كه در آن سهيم باشند، لذت بسياري مي برند; زيرا در مقام موءيد يا تاييد شده، از احساس برآورده شدن امنيت اجتماعي بدون مراجعه به مراجع قانوني محفوظ مي شوند. در برخي مواقع هم، ظهور يك موقعيت استثنايي، توانايي هاي مختلف انسان را به چالش مي خواند تا انسان مهمترين، عجيبترين و يا وحشتناك ترين تصميم زندگاني خويش را بگيرد. انتشار گزارش هيات تحقيق اداره بازرگاني بريتانيا، درمورد آمار نجات يافتگان معروفترين كشتي غرق شده، تايتانيك، نكات قابل تاملي را در خود دارد، بدين ترتيب كه: * از درجه يك، سي و چهار درصد مردان، نود و هفت درصد زنان، صد درصد كودكان نجات يافتند. * از درجه دو، هشت درصد مردان، هشتاد و چهار درصد زنان، صددرصد كودكان نجات يافتند. * از درجه سه، دوازده درصد مردان، پنجاه و پنج درصد زنان، سي درصد كودكان نجات يافتند. در ادامه اين آمار آمده: مقايسه معمول بين درصد بچه هاي درجه يك تا سه، يا مردان درجه يك با بچه هاي درجه سه است. بنابر اصل انصاف و قاعده مقدم دانستن زنها و بچه ها، اين شرم آور است. اما آمار جالب را با توجه به رفتار در صحيح، شمار مردان نجات يافته درجه دو مي توان ديد: هشت درصد. برخلاف افراد درجه سه، اين مردان راحت وسريع به قايقهاي نجات دسترسي داشتند و با اين همه از 160 نفر آنها سيزده نفر نجات يافتند. آيا مي توان گفت كه مردان اين بخش از كشتي تايتانيك كه عمدتا از بازرگانان و افراد صاحب مشاغل تخصصي در طبقات ميان حال بريتانيا و آمريكاي شمالي بودند، بيش از مردان طبقات فرادست و فرودست خويش، نجيبانه و بردبارانه رفتار؟ كردند چنين طبقه اي شايد قهرمانانه يا احمقانه رفتار كرده باشند، اما مشكل بتوان انكار كرد كه طرز فكر و سلوكي بايد بر رفتار اين آدمها تاثير گذاشته باشد چون رفتارشان در آن مهلكه با ديگران متفاوت بود. ( ) 1 از خودگذشتگي عده اي در كشتي در حال غرق شدن يا مقاومت جمعي در مقابل سارقان مسلح، شايد نتيجه دروني شدن خصايل انساني تعامل است ويژگيهاي مثبت انساني و نهادينه شدن ارزشها، به خلق انسانهايي متمايز مي انجامد كه رفتاري خاص ولي عام المنفعه دارند. فقدان قوانين حمايتي نيز، از موارد سلبي دروني شدن ارزشهاست كه تاكنون صدمات جبران ناپذيري به زندگي مردم وارد ساخته، از جمله در حوادث رانندگي. بسياري از مصدومين حوادث رانندگي، هيچگاه به مراكز درماني رسانده نشدند و زندگي خود را باختند چون قانون، افراد ياري دهنده را به جبران نيكوكاريشان، گرفتار مي ساخت. بدين ترتيب رانندگاني كه در محل حوادث حضور پيدا مي كردند، به ناچار و عليرغم ميل باطني، محل حوادث و مجروحان را ترك مي گفتند تا مجبور نباشند مدتهاي مديدي از وقت خود را به خاطر برداشتن قدم خير، در پاسگاه و كلانتري سپري آنچه كنند كه از قانون انتظار مي رود، حمايت از مردم خيرانديش است نه بازجويي و پيگرد ايشان. گرچه گفته مي شود قوانين قبلي تعديل شده و رانندگاني كه مصدومان حوادث رانندگي را به مراكز درماني مي رسانند، با مشكلي مواجه نخواهند شد، بااين وجود تا رفع آثار قوانين قبلي بر فكر و روحيه مردم، زماني طولاني لازم است. در اين مورد، قانون در سطحي وسيع فرار از احساس مسئوليت را در افراد دروني كرده و پرورش داده. با توجه به اين كه پرورش، يك جريان وسيع و مستمر است كه در مدت زمان نسبتا طولاني انجام مي گيرد و چون در پرورش تمام عوامل، از جمله عوامل داخل مدرسه مانند معلم، ناظم، مدير، كتابخانه و دانش آموزان و همچنين عوامل خارج از مدرسه از قبيل پدر ومادر، مسجد و سينما، مطبوعات و راديو و تلويزيون موءثرند( ) 2 پس قوانين هم بايد سهم خود را در پرورش خصوصيات مثبت ادا كنند و همبستگي اجتماعي را محقق كنند، نه گسيختگي اجتماعي را. علاوه بر تمام موارد ياد شده، فرهنگ ما، وارث روحيات صوفي منشانه اي است و عزلت گزيني هنوز به طور كامل از آن رخت برنبسته كه رواج مدرنيسم و تكنولوژي، انسانها را به پاي محصولات خود كشانده. مشاهده توفيق بيشتر ورزشكاران در رشته هاي انفرادي نسبت به ورزشهاي گروهي، بر شيوع روحيات فردگرايانه صحه مي گذارد و لزوم توجه بيشتر در علل ايجابي و سلبي چنين روحياتي را افزايش مي دهد. با حذف موانع حضور مفيد و فكورانه مردم در جامعه، مي توان زمينه جمعي فكر كردن، جمعي تصميم گرفتن و اجتماعي زندگي كردن را به منظور تحقق جامعه مدني، بيش از پيش فراهم كرد. * محرم حيدري - 1 نشريه آموزشي خبري تحليلي لوح شماره 7 دي ماه به 1378 نقل از فصلنامه گرانتا - 2 روانشناسي پرورشي دكترعلي اكبر سيف نشر آگاه