Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790125-47841S3

Date of Document: 2000-04-13

ضرورت بازنگري در شيوه آموزش عربي پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، ضرورت دگرگوني در نظام آموزشي كشور احساس شد. از رهگذر اين تغييرات، شيوه آموزش درس عربي نيز در بوته نقد و ارزيابي قرار گرفت، متصديان امور آموزشي دست به اجراي طرحي نو زدند، كه در راستاي اهداف و آرمانهاي انقلاب بود و اين روش جديد دربردارنده جنبه هاي مثبت و خوبي بود. اما بازهم مشاهده شد كه بسياري از دانش آموزان پس از به پايان رساندن دوره راهنمايي و دبيرستان، هنوز مهارت هاي لازم جهت استفاده از زبان عربي را به دست نياورده اند. اينك با تجربه بيست ساله انقلاب اسلامي، بايد راهكاري مناسب براي اصلاح اين سيستم پيدا كرد و براي نيل به اين مقصود چندگام اساسي برداشت: گام نخست ايجاد انگيزه است. بسياري از دانش آموزان هدف از فراگيري زبان عربي را نمي دانند، گروهي مي پندارند هدف از فراگيري اين درس، توانايي گفت وگو با اين زبان است. گروهي ديگر مي پندارند هدف كسب توانايي براي مطالعه نشريات و كتابهاي امروز دنياي عرب است، اما هدف اساسي اينها نيست. اصل شانزدهم قانون اساسي مي گويد: ازآنجا كه زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي كاملا با آن آميخته است، اين زبان بايد پس از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در همه كلاس ها و در همه رشته ها تدريس شود. پس هدف: يكي آشنايي با زبان قرآن و علوم و معارف و ديگري درك بهتر و بيشتر ادبيات فارسي است. با اين دو هدف بايد به سوي ايجاد انگيزه در ميان محصلين حركت كرد. گام دوم گزينش و تربيت استادان ماهر است. متاسفانه در بعضي مدارس دبيراني درس عربي را تدريس مي كنند كه از آگاهي هاي كافي براي آموزش اين درس برخوردار نيستند، بايد از معلماني استفاده كرد كه داراي ذهن پويا، قدرت نقد و تحليل عبارات فني، آشنا با روش هاي تجزيه و تركيب و اعرابگذاري و برخوردار از جاذبه هاي آموزشي باشند. از آنجا كه زبان عربي داراي يك اسلوب فني و ظريف است، دقت ادبي تاثير بسزايي در فهم صحيح اين زبان دارد. بايد دبيراني تربيت كرد كه از ذوق و دقت بالايي برخوردار بوده و از يك فتحه هم به راحتي گذر نكنند. بسياري از دانش آموزان توانايي تطبيق آموخته هاي خود را ندارند، بايد به دانش آموزان يادداد چگونه از آموزه هاي خويش بهره برداري كنند. بايد نوآموزان را به مباحثه درباره فراگرفته ها تشويق كرد و به آنان راه انديشيدن در عبارات را آموخت و در يك كلام بايد به دانش آموزان مديريت تحصيل آموزش داد. فراگيري زبان عربي نيازمند ممارست و تمرين فراوان است. دست اندركاران امور آموزشي بايد فضايي را فراهم كنند كه دانش آموزان بتوانند روزانه قسمتي از وقت خود را به تمرين و تكرار آموخته ها اختصاص دهند. همچنين نياز است ساعات تدريس اين درس بيشتر شود تا معلمان بتوانند با آرامش بيشتر به تدريس بپردازند و زمينه را براي فعاليت عملي دانش آموزان فراهم كنند. گام سوم دگرگوني در شيوه نگارش كتابهاي درسي است. تجربه نشان داده است كه كتابهاي درسي عربي از پويايي كافي برخوردار نيست و نتوانسته است خواسته هاي نظام آموزشي را برآورده سازد. اولين معضل اين كتابها فراواني واژگان عربي است. تا آنجا كه محصلين بيشتر وقت خود را صرف حفظ كردن آنها مي كنند و از فراگيري قواعد باز مي مانند. حال آنكه در كتابهاي درسي بايد مبنا را، آموزش قواعد صرفي و نحوي گذاشت و كتابهاي درسي بايد به گونه اي باشد كه روح تحقيق و پژوهش را در دانش آموزان پرورش دهد. جواد محمدزماني - قم