Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790125-47837S1

Date of Document: 2000-04-13

معناي حكومت حق مجلس ششم از كل يوم عاشورا... - 9 تساهل و تعصب مي توان بر اين باور پاي فشرد كه امام حكم مرگ خود و يارانش را به نام خداوند صادر فرموده بود و شهادت را امر محتوم و غايت حركت خويش قلمداد كرده بود. اما هنگامي كه با تساهل و توسعي غريب ردا بر سر كشيد و در حجاب شب، همرهان را مخير به ماندن و رفتن كرد، درسي بزرگ براي تاريخ به ارمغان آورد. امام مظهر تساهل در مفهوم شريف و ديني آن بود. به همان نسبت در برابر بيعت با يزيد از خويشتن سرسختي نشان داد و به قيمت مصيبت عظماي نينوا حاضر به پذيرش و مشروعيت حكومت غاصب و فاسد اموي نشد. پس از شهادت، همواره در ميان ياران امام، جدلي طولاني ميان تساهل و تعصب درگرفت. گروهي چنان در ظاهرگرايي افراط كردند و تعصب و عوامگرايي را به نام شعائر و عزاداري تقدس بخشيدند كه جاي بر عقل و پژوهش تنگ و شائبه بدعت بر آن جاري شد. مساله اي كه مي تواند موضوع تحقيقات جدي پس از واقعيات و حقايق تاريخي عاشورا باشد، تاريخ شعائر است كه غالبا صورت آنها ريشه اي چهارصدساله دارد و به صفويان بازمي گردد، در مقابل پاسداشت و مرثيه دگرگون ساز كه به يكي از صحابيان كهنسال عهد رسول (ص ) منسوب است كه نابينا بود و سالها پس از انقلاب كربلا بدان سرزمين گذر كرد و سنت شريف جاودان سازي اهداف حسين ( ع ) بر بستر مرثيه و اندوه را بنياد نهاد. پژوهندگان و گريندگان راستين حسيني به حماسه او و به قول مرحوم شريعتي به تشيع سرخ و تحول آفرين و اصلاحگر او مي انديشند، حال آنكه بيرقداران تشيع صفوي، مرگ انديشاني اند كه فاجعه و مصيبت را در انديشه تشيع سياه و عوامزده استمرار مي بخشند. - 10 تقابل اقليت و اكثريت در ماجراي خونين عاشورا، اقليتي برحق، برحق خويش پاي مي فشرد. اما اكثريتي خموش يا آزمند يا فريفته، اين حق را ناديده مي انگاشت و براي هيچ اقليت منتقد و مخالف حق اظهارنظر قائل نبود. سهل است حق حيات هم قائل نشدند و دريدگي و شقاوت را به نهايي ترين مرزهاي ددمنشي رساندند. آيا پيروان حسين ( ع ) براي اقليتهايي كه نظري متفاوت دارند - نه بدعتگزاران و معاندان - بلكه تحليلگران صاحبنظر و مجتهد و نكته سنجي كه تحليلي متفاوت، نظري مخالف، فتوايي متعارض يا نكته اي ديگرگون بيان مي كنند، حق اظهار نظر قائل؟ هستند در روزگار حكومت طلايي مدينتالنبي، پيامبر ( ص ) براي ياران و حتي منتقدان همواره احترام قائل بود و امور را به حكم امرهم شوري بينهم به نظر عموم مي رساند. در ماجراي جنگ احد، نظر پيامبر ( ص ) براي دفاع در حصارهاي مدينه به اقليت تبديل شد وانصار و مهاجران اكثريت يافتند و پيامبر همراه اكثريت به خارج حصارهاي شهر عزيمت كرد. امام علي (ع ) نيز در دوران پنج ساله خلافت خويش سخنان مخالف و حتي معاند را به احترام و احتجاج پاسخ مي فرمود. اما به شهادت تاريخ چهارصدساله اخير، بسياري از شيعيان، نظر روشنفكران و پژوهشگران و حتي روحانيون متفاوت الراي را برنتابيده و حتي كار را به تكفير و تهاجم كشانده اند. كتابها را سوزانده و فرهنگ نقادي و حاشيه را به هجمه و تحاشي بدل ساخته اند. اين هم از عوارض تشيع صفوي و فرهنگ عوام زده ظاهرگرايان و قشريون بوده است. - 11 قدسيت امام و مشروعيت مردمي حكومت امام، همواره امام بوده و امامتش به نص است نه به اجماع، اما اين در مرتبه هدايت است و نه تفكيك حكومت اين دو امر همواره مشكله اي بزرگ براي تاريخ سياسي و فلسفه سياسي شيعه بوده است. جمع آن بسيار محدود و كمياب و فرق آن همواره ملاحظه شده است. حقيقت آن است كه خلافت امام علي ( ع ) به نص شخص آن حضرت تنها در هنگام اجماع و طلب سران و اكثريت قوم محقق شد. امام مشروعيت مردم را امري مقوم حكومت مي دانست كه شرط لازم است اما در مقام امامت شايد لازم هم نباشد. اگر قرار بود ايشان اين شرط لازم را ناديده انگارد بايد از ابتداي حكومت ابوبكر سرمي پيچيد و اقدامي متغاير مي فرمود. حركت امام حسين ( ع ) به سوي كوفه نيز باقطعيت حجت اجماعي (و به قول امروزيان با مشروعيت دموكراتيك ) آغاز شد. اين مشروعيت چنان مهم بود كه به امام اجازه داد تا واجب حج را تعطيل كند (و شگفت آنكه امروز برخي بزرگان اهميت ديني راي مردم را درك نمي كنند! ) اما مردماني كه بر عهد خويش پايبند نبودند، به نخستين ترديدها كنار نشستند و لذا حكومت اصلح امت را با افسد امت معاوضه كردند. سرنوشت مردمي كه در سرنوشت خويش به صورت مسئولانه وارد نشوند و حكومت صلحا را با راي و استقامت خود، محقق نسازند، هيچ گاه بهتر از سرنوشت تازيان - بويژه كوفيان - پس از حسين (ع ) نبوده است. سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت. امويان با آن مردمان عهدشكن همان كردند كه لايق بودند. كشتند و بردند و سوزاندند و در تحقيري مدام، ايشان را مفلوك ساختند. جزيه پشت كردن به مفتي فتيان و امامي چون حسين ( ع ) يكصد سال خونريزي و شكنجه و درد بود كه فرياد كوفيان را به آسمان برد واشتهار ناجوانمردي ايشان را ضربالمثل ابدي تاريخ كرد. السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد و الانصارالحسين... مسعود رضوي