Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790125-47832S5

Date of Document: 2000-04-13

آسمان شب دهانه اي كه ماه را صاف كرد! سطح پردهانه ماه سرشار از نمودهايي است كه هر كدام عاقبت برخورد اجرامي با ابعاد متفاوت را پيش چشم ما جلوه گر مي كنند. اگر اين اجرام كوچك باشند دهانه هايي كه ايجاد مي كنند ظاهري كاسه مانند دارند كه به آنها دهانه هاي ساده مي گوييم. اما اگر اين اجرام، ابعادي غول آسا، در حد سيارك هاي چندكيلومتري، داشته باشند شكل دهانه هايي كه پديد مي آورند ديگر ساده و كاسه اي نيست بلكه با افزايش ابعاد جرم برخوردي، دهانه هايي شكل مي گيرند كه يا در وسطشان قله اي مركزي دارند و يا از چند حلقه تو در تو تشكيل شده اند. در مورد بزرگ ترين اجرام سياركي كه به ماه برخورد كرده اند اين حلقه ها چنان ابعاد عظيمي يافته اند كه لبه اين حلقه ها از ديد ما زميني ها به شكل رشته كوه هايي عظيم به نظر مي رسند. اين گروه دوم از دهانه ها را دهانه هاي مركب مي ناميم. دهانه هاي ساده و مركب در زمين نيز وجود دارند و كشف 12 نمونه از آنها در ايران، حاصل طرحي تحقيقاتي است كه نويسنده اين سطرها در چند سال اخير انجام داده است. در سياره آبي رنگ ما ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همگي دركارند تا اين دهانه ها را به سرعت صاف و فرسوده كنند. مثلا سن قديمي ترين دهانه شهابسنگي زمين كه در آفريقاي جنوبي است و تقريبا 300 كيلومتر قطر دارد فقط 2 ميليارد سال است كه نصف سن قديمي ترين دهانه هاي ماه هم نيست. تازه در اين مورد، اصل دهانه مدتهاست كه براثر فرسايش از صفحه روزگار پاك شده است و چيزي كه مي بينيم جاي زخم برخورد است كه به آن شهابزخم مي گوييم. دهانه هاي زميني در برابر ابعاد غول آساي دهانه هاي ماه مثل اسباببازي كوچكند. بزرگ ترين دهانه هاي ماه چنان عظيمند كه براي ديدن آنها نيازي نيست تلسكوپ يا دوربين دوچشمي داشته باشيد. هر كدام از لكه هاي تيره اي كه با چشم بر سطح قرص ماه مي بينيد و مردم قديم آنها را به شكل صورت آدم، خرگوش و يا درخت مي ديدند درواقع دهانه هايي مركب هستند كه بعدها فوران آرام مواد آتشفشاني تيره رنگ، كف آنها را صاف و هموار كرده است. اما براي ديدن جالبترين دهانه ماه بهتر است از دوربين دوچشمي و تلسكوپ استفاده براي كنيد آنها كه به اين چيزها دسترسي ندارند عكس اين دهانه را در اينجا چاپ مي كنيم تا آنها هم بي نصيب نمانند. اين دهانه يكي از نمودهاي نيمه پنهان ماه است كه معمولا از ديد زميني ها پنهان است. اما پديده اي خاص به نام رخگرد سبب مي شود تا در برخي ايام، قرص پيداي ماه كمي به طرف خط ديد ما بچرخد و بعضي از جلوه هاي نيمه پنهان را كه نزديك لبه قرص ماه هستند درمعرض ديد ما قرار بدهد. در چنين مواقعي (كه زياد هم پيش مي آيد ) اگر در شب چهارده كه قرص ماه كامل است با دوربين به نيمه شرقي آن نگاه كنيد در كمال تعجب خواهيد ديد كه بخشي از لبه شرقي به جاي آن كه مثل بقيه قرص ماه به شكل خطي منحني باشد، حالت خطي راست را دارد! انگار كسي انحناي اين بخش از ماه را تراشيده و صاف كرده است! باور؟ نمي كنيد خودتان نگاه كنيد! آنچه لبه شرقي ماه را اين گونه واضح صاف كرده است درواقع دهانه چند حلقه اي غول پيكر به قطر 930 كيلومتر است كه ما فقط نيمرخ آن را مي بينيم. اين دهانه را چون در شرق قرص ماه (در نزديكي دهانه ريچيولي ) واقع شده است درياي خاوران (ماره اوري ين تاله ) مي ناميم. البته ماه آب ندارد ولي از قديم رسم شده است كه نام دهانه هاي تيره و بسيار بزرگ ماه را دريا بگذارند، هرچند نام دشت گدازه اي به آنها برازنده تر است. درياي خاوران دست كم سه حلقه تودرتو دارد كه فرورفتگي زمين در بين حلقه ها سبب شده است تا وقتي از كنار به آن نگاه كنيم لبه قرص ماه صاف جلوه كند. جالب اين است كه خود درياي خاوران در قديم ناشناخته بود اما دو حلقه بيروني آن را كه از بغل به شكل برآمدگي ديده مي شوند به نام رشته كوه هاي كورديلرا و روك مي شناختند. خود شما هم مي توانيد نيمرخ اين برآمدگي ها را كه روي لبه قرص ماه به شكلي كاملا متقارن در دو طرف دهانه تكرار مي شوند در اين عكس ببينيد! بين اين برآمدگي ها، فرورفتگي هايي هست كه آنها هم از قديم اسم داشتند: درياچه بهاران (لاكوس وريس ) و درياچه پاييزان (لاكوس آوتمني ). در كسوف 20 مرداد 78 تلالوي نور خورشيد كه در آخرين ثانيه هاي پيش از كليت از ميان درياي خاوران و برآمدگي ها و فرورفتگي هاي آن مي تابيد به جاي يك انگشتري الماس، چندين نگين زيباي الماس گون آفريد كه از ويژگي هاي هندسي اين كسوف خاص بود. همين موضوع يك نفر را به اشتباه انداخت و پنداشت كه هميشه پديده انگشتري الماس به اين شكل است و مطلبي هم در اين باره نوشت. آقاي مصطفي خجسته عباسي مدعي شد اينكه بسياري مي گويند پديده انگشتري الماس حاصل آخرين دانه تسبيح بي لي است درست نيست و هندسه گرفتگي ها هميشه آخرين بخش از قرص پيداي خورشيد را به شكل يك هلال درمي آورد. نكته جالب براي من در اينجا بود كه كسي توانسته بود بدون شناخت عوارض لبه قرص ماه و فقط بر مبناي مشاهده يك خورشيدگرفتگي با صراحت چنين حكمي كلي صادر كند! شهامتي قابل تحسين. در آن مقاله چون ايشان به صراحت از بنده نام برده بودند، شايد كساني كه مرا نمي شناسند انتظار پاسخ داشتند وسكوت مرا نشانه درستي آن گفته اما مي پنداشتند من ترجيح دادم در برابر اين گفته سكوت كنم، چون چندي پيش از آن مقاله اي پژوهشي به نام شناسايي نمودهاي لبه قرص ماه به هنگام كسوف كامل نوشته بودم كه يافته هاي جديدي در آن مطرح مي شد و در نوبت چاپ يكي از نشريات تحقيقاتي خارج از كشور به سر مي بردوهرچند كه بعدها برخي نتايج مقدماتي آن را در يكي از دوره هاي نجوم، تدريس كردم، اما در آن هنگام ترجيح مي دادم تا زماني كه مقاله از چاپ خارج نشده است، درباره موضوع آن تحقيق چيزي در جايي نگويم. اما اكنون در بريتانيا كه آن مقاله انتشار يافته است، منعي از اين بابت احساس نمي كنم. لابد ديگر تمام خوانندگان آسمان شب پي، برده اند آنچه كه نامبرده را به صدور چنان حكمي كلي و ساختن اصطلاح بامزه يكي يك دانه بي لي واداشت، چيزي جز اين موضوع نبود كه در كسوف 20 مرداد 78 طبق پيش بيني قبلي درياي خاوران و نمودهاي همراه آن، آخرين بخشي بود كه پيش از آغاز كليت در برابر نور كره خورشيد قرار مي گرفت و آن چند نگين الماس پرتلالو را در لبه قرص تاريك ماه مي آفريد! يقينا كساني كه كسوف 20 مرداد را به چشم ديدند يا گزارش لحظه به لحظه آن را از تلويزيون تماشا كردند (يا مانند من نوار ويديويي آن را بارها مرور كردند ) آن منظره زيبا و پيش بيني شده را به خوبي به ياد دارند. منظره اي كه در پايان گرفتگي، در حلقه الماس دوم تكرار نشد! تعجب ندارد اين موضوع پيش پا افتاده اين قدر براي برخي مساله ساز شده باشد. چون از منجمان ما كسي از قبل از وجود درياي خاوران خبر نداشت! و مي توان گفت حتي چيزي به نام پيش بيني نيمرخ ميانگين قرص ماه در كسوف مرداد 20 به گوش آنها نخورده بود. آن ادعا سندي است كه اين بي خبري را به شيوه اي مكتوب جاودانه كرد! آسمان شب اين هفته ما كه درباره صاف كردن ماه و چيزهاي ديگر بود در اينجا به پايان مي رسد. بهار است، خوش و خرم باشيد و امتحانات را هم از ياد نبريد. حسين عليزاده غريب