Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790124-47826S1

Date of Document: 2000-04-12

بزرگ ترين درياچه جهان بيمار است خطر در آبهاي خزر درياي خزر ( مازندران ) كه در خارج از ايران آن را كاسپين نامند، بزرگ ترين درياچه روي زمين است. درياي مازندران از 46 درجه و 38 دقيقه تا 54 درجه و 34 دقيقه طول شرقي و از 36 درجه و 34 دقيقه تا 47 درجه و 13 دقيقه عرض شمالي كشيده شده است. درياي مازندران بزرگ ترين قسمت باقي مانده از تجزيه درياي عظيم تيتس است كه درياي اخير در دوران سوم زمين شناسي براثر ظهور چين خوردگيها و پيدايش رشته كوههايي مانند البرز، قفقاز و آسياي صغير، تجزيه شده و با بالا آمدن قاره اروپا و پيدايش فلات ايران، درياچه هايي از جمله درياچه مازندران به وجود آمده اند. طول تقريبي اين دريا ازشمال به جنوب 1204 كيلومتر و عرض متوسط آن 300 كيلومتر و مساحت آنرا تا 424 هزار كيلومتر مربع نوشته اند. طول خطوط ساحلي سراسري درياي مازندران 6400 كيلومتر است كه 992 كيلومتر آن يعني از آستارا تا دهانه رودخانه اترك، مربوط به سرزمين ايران است و 5408 كيلومتر بقيه مربوط به كشورهاي حوزه شمالي اين دريا است. هم چنين وسعت حوضه آبريز اين دريا در حدود 3733 هزار كيلومتر مربع است كه از اين مقدار نيز 256 هزار كيلومترمربع آن در خاك ايران قرار گرفته و بقيه معادل هزار 3477 كيلومتر مربع در سرزمين هاي حوزه شمالي اين دريا قراردارد. حجم آب درياي مازندران را تا 79319 كيلومتر مكعب برآورد كرده اند كه به تنهايي 40 درصد آب كل درياچه هاي جهان را در خود جاي داده است. آب درياي مازندران از طريق شبكه هاي متعددي از رودها كه از قسمت هاي شمالي و جنوبي به اين دريا مي ريزند تامين به مي شود طور كلي درصد 78 آب درياي مازندران توسط رودهاي حوزه شمالي كه مهم ترين آنها رودخانه ولگا و اورال است تامين مي شود و تنها كمتر از 5 درصد آب اين دريا توسط رودهاي حوزه جنوبي، كه در كشور ما قرار دارند تامين مي شود. رودخانه ولگا با حوضه آبريزي به /1 5وسعت ميليون كيلومتر مربع و با متوسط دبي سالانه 8000 متر مكعب در ثانيه، بيش از نيمي از آب درياي مازندران را فراهم مي سازد. عمق درياي مازندران در سراسر آن متفاوت است به طوري كه قسمتهاي شمالي عمق آن به 10 تا 15 متر و در قسمت هاي مركزي تا 400 متر و در قسمتهاي جنوبي به متر 1000 مي رسد. اين دريا ازطرف كشورهاي آذربايجان روسيه، ايران، تركمنستان و قزاقستان احاطه شده و به درياي آزاد راه ندارد. درياي مازندران علاوه بر ويژگيهاي محيطي و زيبائيهاي طبيعي، منبع سرشاري از انواع آبزيان است كه استحصال آنها نقش عمده اي در اقتصاد كشور و اشتغال مردم ساحل نشين ايفا مي كند. اين دريا از غني ترين منابع آبي جهان است كه از قديم الايام، ماهيان و ساير ذخاير طبيعي آن مهمترين منبع تغذيه ساحل نشينان اين دريا را فراهم مي كرده است. درياي مازندران زيستگاه گونه هاي جانور و گياهي ويژه و باارزش است. نمونه بارز آن ماهيان خاوياري است كه شش گونه آن در اين دريا يافت مي شوند و از نظر جمعيت بيش از85 درصد ذخاير اقيانوسها را شامل مي شود هم چنين 95 درصد مصرف جهاني خاويار و 90 درصد مصرف جهاني گوشت ماهي استروژن از اين دريا تامين مي شود. ارزش زياد اقتصادي ماهيان خاوياري كشورهاي ساحلي را واداشته كه در يك رقابت تنگاتنگ به صيد بي رويه آن دست صيادان يازند غير مجاز، قاچاقچيان و جمهوريهاي تشنه پول شوروي سابق، به نابودي ذخاير باارزش و خاويارگران قيمت پرداخته اند. گويا ماهيان خاوياري كه تا حد انقراض نسل صيد مي شود، مي روند تا قرباني بي قانوني و هرج ومرج عصر پس از كمونيسم شوند. با اين وجود، كشورهاي ساحلي از رهگذر صيد آبزيان اين دريا سالانه شش ميليارد دلار درآمد نصيب خود مي كنند. اما مساله اي كه آينده اين منبع عظيم غذايي و اقتصادي را تهديد مي كند، علاوه بر صيد بي رويه، مساله آلودگي آب دريا از طريق عوامل مختلف آلوده كننده است. برآوردهاي انجام شده نشان مي دهد جمهوري فدراتيو روسيه 50 درصد جمهوري آذربايجان 16 درصد و جمهوري اسلامي ايران 11 درصد از مواد آلوده كننده را به درياي مازندران سرازير مي كنند. قسمت اعظم مواد آلوده كننده، ناشي از تخليه فاضلابها است. از نظر منشا، فاضلابها به سه دسته عمده تقسيم مي شوند: - 1 فاضلابهاي صنعتي. - 2 فاضلابهاي شهري و خانگي. - 3 فاضلابهاي كشاورزي. - فاضلابهاي صنعتي; بيشتر حاوي تركيبات فلزات سنگين مانند جيوه، روي، مس، سرب، مواد رنگي و شيميايي هستند. متاسفانه بيشتر كارخانه ها و تاسيسات صنعتي فاقد دستگاه تصفيه فاضلاب هستند و ضايعات كارخانه اي خطرناك را به طور مستقيم به درون آبها رها مي كنند. به عنوان مثال آب داغي كه از نيروگاهها و كارخانه هاي مربوط به صنايع سنگين حاصل مي شود و معمولا به درون رودها رها مي شود، باعث نابودي توليد كننده ها و كم شدن مقدار اكسيژن آب مي شود. - فاضلابهاي شهري و خانگي، شامل آب كثيف ناشي از شست وشوي لباسها و ظروف، شوينده هايي كه تجزيه نمي شوند و حاوي ميكربهاي بيماري زا هستند و بالاخره تمام مواد زائد ناشي از متابوليسم شهري را دربرمي گيرد. با كمال تاسف بايد گفت در بيشتر شهرهاي ما اين نوع فاضلابها را به درون جويها و رودها رها مي كنند و رودها نيز ناگزير اين مواد كثيف را به درون دريا سرازير مي سازند. - فاضلابهاي كشاورزي، شامل سموم دفع آفات نباتي كه امروزه در كشاورزي به اصطلاح مدرنيزه بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد، همچنين باقيمانده كودهاي شيميايي و طبيعي قسمتي ديگر از اين نوع فاضلابها را تشكيل مي دهد كه اين مواد خطرناك و سمي نيز بوسيله عوامل مختلف از قبيل باد و باران از سطح زمين و درختان شسته و وارد آبها مي شوند. مسلما عدم توجه به استقرار تكنولوژي ناسازگار در محيط، رعايت نكردن اصول فني در جهت كنترل انواع آلودگي ها به ويژه آلودگيهاي شهري و صنعتي و حتي تلاش ناكافي در حفظ و حراست از ذخاير و منابع عظيم غذايي و اقتصادي درياي مازندران و مهم تر از همه بي توجهي مسئولان شهرهاي شمالي كشور نسبت به آلودگي شديد رودخانه ها، از جمله مسائلي است كه حيات آبزيان درياي مازندران را به مخاطره انداخته است. اصولا انواع مواد آلوده كننده و خطرناك از طريق رودخانه ها به دريا مي پيوندند و به طور مستقيم و غير مستقيم اثرات سويي بر حيات آبزيان مي گذارند. به علت آلودگي و تخريب زيستگاهها و محلهاي تخم ريزي آبزيان، بقاي آنها در معرض خطر انقراض قرار مي گيرد. علاوه بر اين اثرات سوء، اين مواد خطرناك و سمي به موجودات زنده ديگر كه از جانوران مسموم تغذيه مي كنند نيز انتقال مي يابد. اين دگرگوني زيانبار درهر محيطي همچون درياي مازندران غير قابل جبران خواهد بود. در ميان كشورهاي حاشيه درياي مازندران، جمهوري آذربايجان به دليل گستردگي صنعت نفت در ساحل، استخراج نفت از چاههاي ساحلي، وجود كارخانه هاي پتروشيمي و پالايشگاه در ساحل دريا، آلودگي بسيار شديدي را ايجاد كرده است. در واقع مي توان گفت كه جمهوري آذربايجان ازاين دريا به عنوان چاه فاضلاب استفاده مي كند. اين امر باعث آلودگي هاي وسيعي در ناحيه غربي و جنوبي دريا شده است. به طور مثال در اواسط دهه 1960 آزاد شدن يك ميليون تن نفت خام و ساير مواد نفتي به طرق مختلف، آلودگي بسيار شديدي را سبب شده بود. در حال حاضر نيز از جمهوري آذربايجان سالانه ده هزار تن نفت از حوضه هاي نفتي اين جمهوري وارد اين دريا نفتي مي شود كه وارد دريا مي شود موجودات زنده دريايي را با افزايش مواد سمي قابل حل درآب معدوم مي كند و پوشش گياهي را كه مامن و منبع تغذيه بسياري از گونه هاي دريايي از قبيل سخت پوستان، نرم تنان، دوزيستان و غيره است از بين مي برد. به طور كلي مهم ترين اثرات آلودگي نفتي عبارتند از: - 1 كاهش اكسيژن آب به صورتي كه نفت مانند يك لايه نسبتا سفت سطح آب را مي پوشاند و مانع از تلاطم آن و مخلوط شدن هوا با آب مي شود. - 2 كاهش ميزان فتوسنتز در آب بر اثر كدر شدن لايه هاي بالايي و نرسيدن نور كافي به گياهان تك سلولي موجود در طبقات پايين تر آب. - 3 نفت با پرو بال مرغان دريايي آغشته مي شود و نقش حفاظتي آن را كاهش مي دهد و باعث كاهش حرارت بدن پرنده، جلوگيري از فعاليت غدد، سنگين شدن و چرب شدن بالها، غير ممكن شدن پرواز براي پرنده و در نهايت نابودي و مرگ آنها مي شود. - 4 بسته شدن آبششهاي ماهيان و خفگي آنها. - 5 آلوده شدن سواحل و پلاژهاي ساحلي كه به طور مستقيم مي تواند بر زندگي بشر تاثير داشته باشد. - 6 به وجود آمدن اشكالات عديده براي صيادان و وسايل آنها براثر آلودگي نفتي. آلودگيهاي ايجاد شده توسط جمهوري آذربايجان به همين جا ختم نمي شود، روزانه دهها متر مكعب ضايعات سمي از طريق كارخانه ها و تاسيسات صنعتي اين جمهوري به درياي مازندران سرازير مي شود. به گزارش سازمان شيلات جمهوري آذبايجان، طي سال گذشته ميلادي صيد انواع آبزيان به ويژه ماهيان خاوياري در سواحل اين جمهوري به دليل افزايش آلودگي آب به شدت كاهش يافته است. كميته اكولوژي و محيط زيست آذربايجان نيز هشدار داد كه صيد بي رويه به همراه افزايش آلودگي آب حيات آبزيان اين دريا را به مخاطره انداخته است. اين منبع هم چنين اعلام كرد، تداوم اين روند نامطلوب مي تواند به برهم خوردن زيستبوم اين دريا منجر شود. آنچه مسلم است، مسائلي از قبيل افزايش ارتفاع آب، آلودگي شديد بيولوژيكي و بهره برداري بي رويه از آبزيان اين دريا، حيات بزرگترين درياچه جهان را در معرض خطر قرارداده است. بايد توجه داشت كه درياي مازندران، يكي از موءثرترين عوامل در شكل دهي سيماي اقليمي كشور ايران است. هم چنين زندگي و معيشت بسياري از هم ميهنان ما، در استانهاي مازندران و گيلان، با حيات اين دريا پيوستگي تام دارد، بنابراين توجه بيشتر نسبت به مسائل مربوط به اين دريا، اعم از صيد بي رويه، سرازير شدن ضايعات سمي تاسيسات صنعتي و همچنين افزايش ارتفاع آب، از ضروريات است. از نكات قابل توجه ديگر در مورد درياي مازندران، وجود تالابهايي در سواحل جنوبي اين درياست كه مهم ترين آنها به ترتيب عبارتند از خليج گرگان به مساحت 400 كيلومتر مربع مرداب انزلي به وسعت 200 كيلومتر مربع و شبه جزيره ميانكاله به همراه مجمع الجزاير آشورا ده به وسعت تقريبي كيلومتر 35 مربع. اين تالابها در مسير پرندگان مهاجر قرار گرفته اند، پرندگاني كه از شمال به جنوب مهاجرت مي كنند و از نظر جهانيان از اهميت بالايي برخوردارند. لذا آلودگي آب درياي مازندران، علاوه بر انقراض نسل ماهيان، خسارات جبران ناپذيري را بر زندگي پرندگان كمياب و مهاجر وارد مي آورد. به هر حال نجات درياي مازندران كه يكي از عوامل تاثيرگذار در اكولوژي و اقليم كشورهاي منطقه و از منابع اقتصادي اين كشورها به شمار مي رود، اقدامات مشترك سازمانهاي جهاني و كشورهاي روسيه، ايران، آذربايجان، تركمنستان و قزاقستان را مي طلبد. سازمانهاي ذيربط در ايران بارها بر لزوم همكاري كشورهاي حاشيه اي براي جلوگيري از پيشروي آب دريا و كاهش ميزان آلودگي هاي زيست محيطي آن تاكيد داشته اند، در همين زمينه، تاكنون چندين كنفرانس در كشور ما تشكيل شده است ولي متاسفانه تاكنون هيچ گونه اقدام عملي و موءثر پيرامون حل مشكلات اين دريا انجام نشده است. به نظر بسياري از كارشناسان، چاره كار در اين است كه كارخانه ها و تاسيساتي كه ضايعات سمي را به اين دريا سرازير مي كنند، تعطيل شوند و نيز براي جلوگيري از صيد قاچاق در اين دريا، تشكيل و تقويت نيروهاي پليس دريايي پيشنهاد مي شود. كلام آخر اينكه، منابع طبيعي از جمله دريا به عنوان يكي از مهم ترين شبكه هاي حيات بخش انسان اند و تضمين كننده بقاء و پايداري آب و خاك و هواي سالم در هر سرزمين هستند. اين منبع عظيم غذايي و اقتصادي از ديرباز تاكنون پا به پاي تكامل جوامع انساني، تكيه گاهي استوار براي تداوم و ارتقاي كيفي زيست انسان بوده و هنوز هم، خدمات بي دريغ خود را به بشريت عرضه مي كند. بي ترديد اين گونه بي اعتنايي به روند تخريب و تجاوز، در منابع طبيعي، به ويژه دريا، در خور انسان متمدن نيست و بايد به عنوان جنبه هاي منفي تمدن بشري مورد بررسي قرار گيرند. كوروش غفاري چراتي دانشجوي كارشناسي جغرافيا دانشگاه فردوسي مشهد