Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790124-47823S2

Date of Document: 2000-04-12

نخبگان معاصر و عاشورا به مناسبت فرا رسيدن محرم مسعود رضوي موضوع شهادت امام حسين (ع ) و يارانش، در هر زماني جلوه اي داشته و نگرش هاي ويژه اي را به خود معطوف مي نموده است. اما در دوران معاصر كه مسئله تجدد و برخورد با جهان جديد اذهان موءمنان و روشنفكران و علماي بلاد اسلامي را به خود معطوف نمود، يكسره رنگ و بويي ديگر يافت و به ويژه شيعيان كوشيدند تا همگام با رشد جهان معاصر، تفسيرها و نگرشها و پژوهشهاي نويني عرضه نمايند. موضوع عاشورا و شهادت امام حسين ( ع ) از، جمله به دليل وقوع انقلابهاي برجسته و بزرگي كه از يكصد و پنجاه سال قبل در كشورهاي مختلف رخ مي داد، بيشتر مركز توجه قرار گرفت و حتي غير مسلماناني همچون مهاتماگاندي در تعامل با مسلمانان شبه قاره اظهار نظر كرد و امام حسين ( ع ) را آموزگار و درس آموز خود خطاب نمود. اين مسئله منحصر به او نبود، حتي در كشور ما و در دوراني متفاوت نيز مبارز نام آوري همچون خسرو گلسرخي كه به سوسياليسم پايبند بود در مدافعات خود با استناد به عاشورا، امام حسين ( ع ) را قافله سالار انقلابيون خطاب كرد و مسئله عدالت را به امام علي (ع ) منتسب نمود. سواي از چنين اظهارات و شعارگونه هايي كه شكل ايدئولوژيكي آن در نظرگاهها و ابلاغيه هاي گروههاي مسلح مبارز مسلمان در ايران و ساير سرزمينهاي شيعه نشين وجود داشت، البته نهضتي اصيل و فكورانه به تدريج شكل گرفت كه هم وثاقت تاريخي نهضت عاشورا را مدنظر داشت و هم جنبه هاي انگيزنده و بالاخره خصلت اصلاحي انديشه هاي امام را كه لاجرم بدان صورت و محتوايي متفاوت و تامل انگيز براي روشنفكران و مردمان تحصيلكرده و طبقات برتر اجتماعي مي بخشيد. ما در اين يادداشتها بخشي از گفتمان معاصر عاشورا را از منظر نخبگان معاصر مرور - و فقط مرور - مي كنيم و با ذكر سرفصلها و اشاراتي به محتواي نظرات مختلف متفكران، باب بحث را به پژوهندگان تاريخ تفكر معاصر مي سپاريم تا شايد كساني با ژرفكاوي و تدقيق در چنين مباحث و سرفصلهايي، برغناي فرهنگ مذهبي معاصر ايران بيافزايند. البته حصر بحث به ايران به دليل وضعيت خاص منابع و قرانت ذهني خوانندگان است و گرنه در پاكستان، شبه قاره، لبنان، عراق و حتي مغرب زمين نيز برخي ديدگاههاي جالب نظر وجود دارد كه از آن ميان نظرات علامه اقبال لاهوري، چه در فرهنگ شاعرانه وي و چه در آثار كلامي ايشان بسيار قابل تامل است. از نظر زماني، نگرش سنتي به موضوع عاشورا و مسائلي نظير توسل و شفاعت به ايشان و استمرار مراثي و روضه خوانيها همچنان دوام داشته و به دليل تاثير آن و تربيت مذهبي توده هاي مردم، اين امر به بخشي از شعائر لاينفك جامعه شيعه بدل شده است. امام خميني در صدر انقلاب در سخنراني و بيانيه اي اين عزاداريها و گريه ها و مراثي بر سيدالشهداء را نگاه دارنده و حافظ مذهب شيعه و روح انقلابي آن بيان كرده و نقش بسيج كننده هياتهاي عزاداري و مساجد در ايام ويژه در طول انقلاب نيزبسيار تعيين كننده و موثر بود. اما سواي از اين، در ساير اظهارات و نوشته هاي امام خميني دو نوع رويكرد نسبت به فرهنگ عاشورا ديده مي شود. نخست نگرش بهره گيري از مفاهيم شهادت و قيام و جانبازي براي دوام فرهنگ بسيج مردمان در جنگ و صحنه هاي سياسي و دوم تلقي عرفاني از اين مفهوم به مثابه رفع تعلقات و پيوستگي و فناي در حق. نخستين و برجسته ترين فردي كه در شكل گيري تفكر سنتي در عصر حاضر و استمرار آن نقش داشت، مرحوم محدث قمي (شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح الجنان ) بود. او با ضبط و ارائه منسجم آداب و ادعيه عاشورا و زيارات مربوط به اين جريان، سندي مشخص براي شعائر محرم و صفر در اختيار موءمنان قرار داد تا ايشان بدون هيچ دغدغه اي سير عبادي اين قضيه را - سواي از تظاهر بيروني و عزاداريهاي موضعي - دنبال گيرند. اين ادعيه سه محتواي شفاعتي - توسلي، عرفاني و تربيتي دارد، ضمن آنكه اشارات تاريخي نيز در جنب آن به موضوعات حادثه عاشورا و دشمنان و قاتلان و خاموشان اين عرصه مقدس نموده و اطلاعات تاريخي نيز عرضه مي كند. اين اثر مكمل تكايا و مجالس و روضه هاي عاشورا بود كه عمدتا بر نهج روضتالشهداي ملاحسين واعظ كاشفي عمل مي كرد و در مجالس . قريب به همين دوران، مرحوم علامه نوري ظهور كرد. او كتابي نگاشت به نام لوءلوء مرجان و در اين اثر نقدي توفنده بر افسانه بافيها و دروغزنيهاي واعظان و منبريان كم اطلاع و عوامگرا وارد ساخت. مرحوم نوري با اتكاي به اطلاعات وثيق و ذكرشواهد و امثله فراوان، به تقبيح اين نوع نگرش و پديده هاي غيرواقعي پرداخت و مضار آن را نيز به تفصيل ذكر نمود. شايد اثر و آثار او را بتوان با آثار دانشور و عالم بزرگ آقاجمال خوانساري مقايسه نمود كه خالي از طنز هم نبود و به گونه اي ديگر بر خرافات شوريده و رفتار و اعمال خرافي ايشان را كه به نام مذهب و ادعيه رواج يافته بود مورد سخره و انتقادي بسيار كوبنده قرار داد. سبك ادبي آقاجمال خوانساري از استعاراتي ژرف برخوردار بود كه با امثال عبيد در تاريخ ادب ايران قابل مقايسه است و حتي از جهت شمول و گسترش از هايكوهاي طنزآميز عبيد منسجم تر و متعالي تر است. اما به هر رو قصد ما بحث ادبي نيست و گرنه مي بايد دامنه بحث را به اشعار و مراثي و قصايد مدحيه مذهبي مي كشيديم كه بسيار دراز دامن است. روش انتقادي تهذيبي مرحوم نوري در ميان عالمان روشنگر و روشن انديش دوام و استمراري تا سالهاي اخير داشته و طلاب و علماي دانشور در خطابه ها و نوشته هاي خويش بر عمق و وسعت آن بسيار نمونه افزوده اند عالي آن عالم دانشور، شهيد مرتضي مطهري است كه در حماسه حسيني و تحريفات عاشورا ضمن، اشاره به فصل نقد صاحب لوءلوء مرجان با دقت در تاريخ و مقتضيات معاصر، راههاي تازه گشوده و بر دانش معاصران و مخاطبان افزودند. اما پيش از ورود به ديدگاه استاد مطهري، به لحاظ زماني به نگرش چند تن از زبدگان دانشور مي پردازيم كه آنها نيز فصل تقدم دارند و شايسته تقديرهايي هستند كه معاصران از آن غفلتها كرده اند. خطيب و دانشورحسينعلي راشد را نسلهاي نيم قرن و پيش از آن به خوبي به ياد دارند. راشد دانشوري برجسته و خطيبي بي نظير بود. او با مسائل دنياي معاصر و معضلات جهان اسلام و نارساييهاي فكري شيعيان آشنايي وثيقي داشت. منبر او همواره با ازدحام موءمنان روبه رو مي شد و خطابه هاي راديويي اش در سراسر جهان فارسي زبان از ايرانيان عراق تا تاجيكستان، افغانستان، پاكستان و شبه قاره شنيده مي شد. وي براي محرم و عاشورا اهميتي فوق العاده قائل بود اما همواره مي كوشيد با ذكر نكته اي خاص - به صورت استقرايي - به موضوعي استعلايي و تربيتي فرارود و سپس با پيوند دادن آن مسئله به زندگي معاصر شيعيان ومسلمانان، الگويي اصلاحي براي تامل و تغيير نگرش مخاطبان استفاده كند. راشد به نقدسختگيرانه زندگي توده هاي مسلمان مي پرداخت و نكات ريز در روابط اجتماعي، از نظافت و بهداشت گرفته تا كيفيت عبادات و فقدان دانش و بصيرت، تا مسائل عمومي و مقارنه جهان غرب و اسلام را به صورت خطابي مطرح مي ساخت. ذكر امثله جديد و استشهاد به منابع موثق و عالمانه، همراه با تذوقهاي ادبي و امثال و قصص و اشعار، منبر او را از همه اقران و همگنان ممتاز ساخته و موضوع عاشورا را رنگ تازه اي بخشيده بود. ادامه دارد