Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790124-47823S1

Date of Document: 2000-04-12

تقابل عقل و شناخت با تمايلات عوامانه مجلس پنجم از كل يوم عاشورا... - 7 تفسير درك انتقادي و تقليد از سنت پيامبر اسلام در برابر سنن جامعه عربي و عصبيتهاي قومي تازيان، آنچه را كه با عقل و فطرت سازگار بود و با اسلام در تضاد نبود حفظ مي كرد و محتوا و فلسفه اي تازه بدان مي بخشيد. در مقابل، امويان بدعتهاي جاهلي را احيا كردند و محتواي عقلي و ايماني اسلام را از آن تهي ساختند. امام حسين (ع ) در همين راستا به سوي كوفه و تغيير حكومت گام برداشت. پس از ماجراي عظيم كربلا، به تدريج سنتها و شعائر ارزشمندي شكل گرفت كه محصول چهار امر بود. نخست حب اهل بيت، دوم تاثر از فجايع مربوط به انقلاب كربلا و سوم زنده نگاه داشتن هدف امام و چهارم تاكيد بر حقانيت شيعه. اما به تدريج اين سنتها از محتوا به شكل ميل كرد و هر چه شيعه فراگيرتر مي شد و توده هاي بيشتري بدان مي پيوستند نيازهاي شكلي و شعائر براي اقناع نيازهاي توده وار بيشتر مي شد و فلسفه و اهداف آن صور نمادين بيشتر از ياد مي رفت. در مقابل اين جريان همواره فيلسوفان، متكلمان، عالمان متعهد و بالاخره روشنفكران ديني كوشيدند با نقد اين روش، به ژرفاي آن و اهداف راستين آن باز گردند. در دوران اخير عالمان روشنگر و روشنفكران ديني به نقد خرافات و سنن منتهي به بدعت پرداختند و دو هدف موازي را پي گرفتند. اولا دركي عصري و متناسب شان و منزلت انسان امروز را به موضوع عاشورا مي بخشيدند و ثانيا نهضت موسوم به بازگشت به خويشتن را براي درك صحيح و مبتني بر قرآن و اهداف راستين نهضت كربلا را مورد بحث جدي قرار دادند. انقلاب اسلامي در پي موج قرائت نوين و روشنفكرانه ديني آغاز شد، گرچه با مقاومت شديد سنت گرايان در سالهاي قبل و بعد از انقلاب روبرو شدند اما تعميق فكر ديني و نقد عالمانه سنت به هيچ روي متوقف نشد و با روح و گسترده تازه اي بر كل تفكر اسلامي و ملل مسلمان تاثير نهاد. - 8 تفسير رزم و رمز با اشك و انفعال درك روشنفكرانه و عقلي، عاشورا را رمز آزادگي و حركت و پويايي در جهت تغيير جهان و به دست گرفتن حكومت و خيزش آگاهانه مردم مي داند، حال آنكه در نقطه مقابل آن، انزوا و اندوهي فاقد محتوا و تن سپردن به تقدير قرار دارد. و انساني كه در چنين موضعي زيست مي كند هر مصيبتي را نازله خداوند و هر ظلمي را پذيراي قطعي و قدر مطلق حيات مي بيند. عدم تحرك اجتماعي جامعه ايران در برابر استبداد و ظلم حكام نيز در طول دورانهاي طولاني با چنين تفسيري ميسر بوده و مردم در پرتو آن خمويشها گزيده اند. انديشه پويا، عاشورا را حركت براي حكومت و تغيير جهان مي بيند و شهادت را امكاني براي استمرار قيام به دست نسلهاي بعد و تحكيم فلسفه آزادگي و ايستادگي مي داند، و در مقابل جريان منفعل و ايستا، شهادت و مصيبت را سرنوشتي از پيش تعيين شده مي داند و استمرار ظلم امويان و نظاير آن را ناگزيريهاي تقديري معين و فلسفه اي سهل الهضم براي پذيرش وضع موجود ارزيابي مي كند. مسعود رضوي