Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790122-47798S1

Date of Document: 2000-04-10

حلقه هاي مفقوده و حدود وظايف شوراهاي اسلامي نگاهي ديگربه جايگاه و وظايف شوراهاي اسلامي درايران رسيدن جامعه ما به مرحله اي كه اراده مردم محور اصلي مديريت آن باشد، امري خلق الساعه نيست. حتي رخداد بزرگ انقلاب هم در آرماني ترين شرايطش تنها مي توانست حركت ها را در جاده اي تنظيم كند كه نهايتا به حاكميت مردم منجر شود. عليرغم تاكيد محوري بر عنصر شورا در قانون اساسي كشورمان، بروز جنگ هشت ساله به ناگزير به تمركز يافتن اختيارات موجب گرديد و نهادينه شدن شوراها را در محاق فرو برد. خيزش سپيد رنگ دوم خرداد 76 و برسر كار آمدن رئيس جمهوري كه تجربه به مسلخ كشيدن قدرت خود را در پاي ارزشها و مصالح اجتماعي در سابقه اش به اثبات رسانده بود منجر به زدودن گردوغبار فراموشي از پرونده شوراها به عنوان يكي از مهمترين مطالبات مردم شد و سرانجام با برگزاري انتخابات سراسري رئيس جمهور محترم ثابت كرد كه چشم انداز جامعه مدني تنها مصرف تبليغات انتخابات را نداشته است. نمايندگان شوراها در شرايطي برگزيده شدند كه تمامي كوي و برزن ها در سراسر كشور انباشته از پوستر و تراكت هاي انتخاباتي شده بود كه مي توانست از ديدگاه اقتصاد ملي و هم از نظر زيست محيطي مثبت ارزيابي نشود و براي بسياري كه دل به آينده اين آب و خاك نهاده اند تنها با اين توجيه قابل قبول بود كه جامعه اي تشنه مردم سالاري پس از چند هزار سال بهرحال ناگزير است كه هزينه هاي ورود به گستره مدنيت را بپردازد و تنها نگراني آنان، باد نابهنگامي بود كه ممكن بود در آينده اين شمع روشن شده را خاموش كند. سرعت تشكيل شوراهاي مردمي به لحاظ جاذبه هاي اوليه آن، فرصت كمي را به صاحبان انديشه داد كه ابهامات و حلقه هاي مفقوده اي اين نهاد مدني نوپا را از نظر جايگاهش درچرخه نظام اجرايي و حدود وظايف و اختياراتش، مورد پرسش قرار دهند. به خصوص چگونگي تزريق آن در يك ساختار تمركز گرايانه مورد تحليل كافي واقع نشد، حال آنكه اين نگراني وجود داشت كه با وجود مراقبت از مناسبات موجود، آيا شوراها از نقش تزييني خود پا فراتر خواهند ؟ نهاد به نظر مي رسد تا بن بست هاي توسعه اين تشكل مردم سالارانه كه درزير به چند مورد اشاره مي شود برداشته نشود چنين نهادي تنها مي تواند جنبه اي نمايشي از دمكراسي باشد. - 1 عدم كاهش تمركز در تشكيلات اجرايي و جايگزيني بخشي از آنها با شوراها. - 2 نبود شرح وظايفي روشن و فراگير براي شوراها. - 3 عدم انس و عادت و آگاهي كامل مردم نسبت به مطالبات و حقوق خود از شوراها. - 4 عدم التزام شوراها در پاسخگويي به مردم و زواياي مبهم در چگونگي اتصال شوراها با موكلين خود. به نظر مي رسد چنين تشكل ناكاملي به مانند نظريه هگل كه معتقد بود اطلاع ناقص از فلسفه مانند سوختن ناقص ذغال موجب خفگي خواهد شد، منجر به سرخوردگي جامعه در دريافت حقوق خود از مسير نهادهاي برخاسته از درونشان گردد كه اگر خداي ناكرده بشود، چه بسا براي ما تنها زيان قطع درختاني باقي بماند كه صرف اعلاميه و پوستر تبليغاتي شد. بهتر نيست تا دير نشده است اين چرخ پنجم را به جاي اصل آن؟ بنهيم عبدالحسين طوطيايي