Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790122-47794S3

Date of Document: 2000-04-10

در آستانه ماه محرم پاسخي به يك پاسخ جامعه مدرسين حوزه علميه قم، طي بيانيه اي كه در جرايد پنج شنبه اخير منتشر گرديد، ديدگاهها و حساسيتهاي كلي و جزئي اين جامعه را درباره مسائل ديني و اجتماعي و فرهنگي و سياسي كشور ابراز كرده و ازجمله حساسيتي فراوان نسبت به مطالب دين ستيزانه مطبوعات نشان داده بودند. روحانيون معظم، حتما بر نقش تاريخي خويش در پروسه تحولات فرهنگي و ديني كشور آگاهي دارند و با توجه به نقش بيست ساله روحانيت و با درك مسائل معاصر مي توانند تحليلي نسبي از وضع روحي و دشواريهاي فكري نسلهاي نوپديد ارائه دهند. همين درك معاصر و شناخت معضلات مي تواند مبنايي مناسب براي نوزايي ديني باشد و نسلهاي جوان را همچون همه ادوار تاريخ شيعه با مباني اين مذهب مظلوم، عقل گرا و پرافتخار آشنا سازد. تحليل انتقادي اين بيانيه نمي تواند در حصر اين يادداشت به سرانجام برسد و ما نيز نمي خواهيم دغدغه هاي مقدس اعاظم دينيار و روحانيون عظام را ناديده بگيريم، اما حداقل يك اشارت اين بيانيه كه ظاهرا به روزنامه همشهري است، مي تواند ما را، در مقام دفاع، به سخن گفتن وادارد. آن اشارت ظاهرا مربوط به يادداشتي از همشهري بود كه به زعم بيانيه مدرسين ارجمند: العياذبالله دو طرف در روز عاشورا اهل خشونت محسوب مي گردند. (استنباطي از يادداشت همشهري - نقل از كيهان /1/79 18پنج شنبه ) نگارنده دقيقا نمي داند صادركنندگان بيانيه، آن يادداشت را مطالعه كرده اند يابه افواه معتمدان و اطرافيان خويش اعتماد فرموده اند. چنين استنباطي از آن نوشته و بنا را بر مفروضات غيرواقعي نهادن، نه تنها درست نيست، بلكه توهيني به درك نويسنده و همه مخاطبان آن، از جمله خود صادركنندگان بيانيه است. در آن نوشته، خشونت نفي شده و با استناد به رفتار شهيد آزاده و يار نامدار اباعبدالله (ع ) حربن، يزيد رياحي، تلاش وي جهت جلوگيري از رويارويي مسلمانان ستايش شده است. آيا انصافا ترديدهاي ارجمند حر و رايزنيهاي او جز براي جلوگيري از ريختن دماء مسلمانان، به دست مسلمين، به ويژه پيشگيري از قتل و كشتار سيدالشهداء و اهل بيت و انصار معظم ايشان بوده؟ است آيا طرح چنين ديدگاهي در جستارها و خطابه ها و نامه هاي امام علي (ع ) امام، حسن مجتبي ( ع ) و شخص اباعبدالله (ع ) در صدر اسلام قابل ردگيري و اثبات ؟ نيست آيا دفاع خانواده امام علي ( ع ) در انقلاب مدينه از خليفه سوم و مذاكرات پي گير با اصحاب جمل و حتي اصحاب صفين و يا گسيل ابن عباس به سوي خوارج جز با منطق همان يادداشت قابل توجيه؟ است آيا سيدالشهداء راضي به رويارويي مسلمين بود و يا صف كشيدگان روياروي حسين ( ع ) جز كالانعامي فريب خورده از عامه مسلمانان به رهبري سفاكان و دنياپرستاني حيله گر؟ بودند و نبايد براي نجات آنها از اين گرداب تلاش؟ مي شد بنابر اين چرا بايد از طرح انديشه هايي كه مي تواند مبناي مثبت براي بحثهاي متعالي در آينده باشد و جوانان اين مرزو بوم را به انديشه در ذات و مبناي مسائل تاريخي وادارد، براي بهره گيريهاي مقطعي سياسي جلوگيري كرد و همگان را از منطق و تعقل و اظهار نظر محروم؟ ساخت تجربه هاي مكرر تاريخ متقدم و متاخر شيعه سرشار از سوءتفاهمهايي است كه مي توانست با اندكي توسع و تامل به فاجعه بدل نشود. ملاصدرا مي توانست توسط فقيهاني كه ضمير فلسفي نداشتند تكفير و تبعيد نشود. شريعتي مي توانست مبناي بحثها و انتقاداتي عالمانه از سوي علماي روشنگر و ملهم بحثهاي سازنده باشد. ماجراي كتاب شهيد جاويد و تحليلهاي جناب صالحي نجف آبادي و اضراري كه در نتيجه ناپاسخهاي غيرمنطقي به حيثيت علمي حوزه ها وارد شد چقدر تلخ؟ بود اينك چرا بايد چوب تكفير را براي جوان مسلمان شيعه و شيفته امام حسين (ع ) به كار ؟ برد آيا بهتر نيست به جاي اين دغدغه، يك بار ديگر كتاب لوءلوء مرجان اثر مرحوم نوري و تحريفات عاشورا اثر استاد مطهري مرور شود تا بدانيم و بدانند كه بدعتهاي شيعه از كدام دروغزنيها و قصه بافيها آغاز شده و هنوز ادامه دارد... نتوكل علي الله و نغوذبه من شرالوساوس. م. رضوي