Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790122-47794S2

Date of Document: 2000-04-10

تسامح و مدارا در سيره پيامبر (ص ) دكتر مصطفي عباسي مقدم جستارگشايي: در ميان شخصيتهاي بارز قرآن، اسوه اسوه ها و برترين نمونه بشري رسول مكرم اسلام محمدبن عبدالله (ص ) است كه به نشان پرافتخار اخلاق بزرگ نايل شد; آنجا كه خدايتعالي فرمود: وانك لعلي خلق عظيم، و به راستي تو را خوي و اخلاقي والاست ( /قلم ) 4 او نه تنها در اخلاق و سلوك، كه در معاشرت و برخورد، در حكومت و سياست و همه عرصه ها الگوي همگان و نمونه همگنان است و آنچه در اين گفتار مورد نظر است حاكميت مرونت به جاي خشونت، و مدارا به جاي اظهار قدرت و تسامح به جاي شدت، خاصه در برخورد با اعضاي جامعه ايماني در سيره تابناك آن اسوه بشريت مي باشد و بي شك اين يكي از جنبه هاي شخصيت بلند خاتم انبياست كه همه ابناء بشر را شگفت زده و انگشت به دهان نموده است. از اين رو، عنان قلم را به صاحب قرآن و خامه را به درياي فياض آيات الهي و سنت نبوي مي سپاريم تا از آن سيراب و سرمست گردد و كام عطشناك معرفت ما را به زلال شناخت سيره درخشان پيامبر بنوازد. گروه معارف مدارا و نرمي شيوه راهبردي رسول خدا ( ص ) در دعوت دوست و دشمن مراجعه به تاريخ زندگاني پيامبر نشان مي دهد كه او اين شيوه را جزء استراتژيهاي دعوت خويش قرار داده و درنتيجه بسياري از مخالفان سرسخت او پيش از آنكه با زبان استدلال يا با شمشير پيامبر تسليم شوند، از درون مقهور عظمت اخلاق نبوي شده اند. يادآوري اين نكته لازم است كه ذكر اين شيوه و تاكيد بر آن هرگز به مفهوم تعميم آن بر برخوردهاي نبوي در تمام عرصه ها و با تمامي مخاطبان مانند كفار معاند و لجوج، نيست بلكه در اينجا بيشتر جمع موءمنان و كفار غيرمعاند و حق پذير مدنظر مي باشند. اين شيوه راهبردي حاوي شيوه هاي متعدد فرعي است كه به اختصار در پي خواهد آمد: الف - پاسخ آرام به شبهه ها و تهمت ها تاريخ اسلام بيانگر آن است كه زشت ترين نوع برخورد از جانب مشركان و سران قريش با پيامبر بزرگوار اسلام صورت گرفت و شخصيت بي نظيرش آماج تيرهاي تهمت و دشنه هاي دشنام كوردلان واقع گرديد، اما پاسخ آن حضرت، پيوسته همراه با كرامت نفس و برخاسته از مجد و بزرگ منشي ويژه او بود. اين خصلتي است كه خداوند به سبب آن بر پيامبر منت گذاشته است: الم نشرح لك صدرك (آيا ما به تو شرح صدر عطا نكرديم ) نگاهي به مناظره و گفتگوها و حوادث پيش آمده ميان پيامبر و مخالفان، بويژه جريان مباهله و گفتگو با يهود و نصاري و همسخني با برخي از اشراف قريش، حاكي از اين معنا است. به عنوان مثال، ابن هشام در سيره اش مي گويد: علما و احبار يهود، بسيار از پيامبر، پرسشهاي عيبجويانه و معاندانه مي كردند و شبهاتي به منظور خلط حق و باطل مطرح مي ساختند و پيامبر با راهنمايي قرآن، به طور كامل پاسخ آنها را مي داد، مومنين نيز مسائلي درباره حلال و حرام مي پرسيدند كه پاسخ كافي داده مي شد. ( ) 2 همچنين در بحارالانوار روايت شده است كه: زن ابوالهب كه عادت داشت خاشاك در راه پيغمبر بريزد و حطب بر دوش كشد (برخي مفهوم اين عبارت را سخن چيني دانسته اند ) پس از نزول سوره تبت به مسجدالحرام آمد و دنبال پيامبر مي گشت تا پاسخش بگويد اما او را نيافت. پيامبر آيه اي خواند و به واسطه آن از ديد او پنهان شد. قرآن مي فرمايد: و اذا قرات القران جعلنا بينك و بين الذين لايوءمنون بالاخره حجابا مسطورا (اسراء - ) 45 پس نزد ابوبكر ايستاد و گفت: يا ابابكر! شنيده ام دوستت مرا هجو كرده است و حتي در جايي از اسماء بنت ابي بكر نقل شده چون اين سوره فرود آمد، ام جميل، زن ابولهب مي گفت: مذمما ابينا و دينه قلينا و امره عصينا، اما پيغمبر در پاسخ اين همه سمپاشي و تبليغات سوء فرمود: خدا (مكر اينان را ) از من دور گرداند. اينها مذمت شده را سرزنش مي كنند در حالي كه من ستوده شده ( محمد ) هستم (يعني خطاب آنها به من نيست و اين برخورد از نوع واذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما بود ).( ) 3 موءلف كتاب الاحجاج نيز در ضمن نقل يكي از مناظرات پيامبر با مشركين به نقل از امام حسن عسكري ( ع ) چنين مي نويسد: سپس رسول خدا در پاسخ شبهه ها و تهمت هاي عبدالله بن ابي اميه مخزو مي فرمود: اما اينكه گفتي: ما انت الا رجل مسحور (تو نيستي جز مردي سحر شده ) چگونه، من چنين باشم درحالي كه شما نيك مي دانيد از حيث قدرت تشخيص وتفكر از شما بالاتر هستم. آيا در زماني كه ميان شما از هنگام تولد تا چهل سالگي بوده ام از من عيبي يا لغزش يا دروغي يا خيانتي يا خطايي در سخن يا نظر بيجايي؟ ديده ايد آيا گمان مي كنيد يك نفر مي تواند با اتكا به خود اين گونه باشد يا نيازمند حول و قوه الهي است... ( ) 4 مضاف بر اين، در سيره پيامبر بارها اتفاق افتاده كه كسي با پرخاش و خشونت با او برخورد كرده و آن حضرت نه تنها عكس العمل خشني نشان نداده بلكه ضمن برآوردن حاجت او، اصحاب خود را نيز كه قصد مقابله به مثل داشته اند از رفتار تند بازداشته است. ب - مرونت و آسان گيري در مسائل شخصي در بحث شيوه سازش ناپذيري پيامبر در اصول، به اين شيوه نيز اشاره پيامبر شد (ص ) در زندگي فردي، معاشرتها و برخوردهاي خود با ديگران، به سادگي از آنچه در اختيار داشت مي گذشت و هرگز درباره ديگران سخت گيري نمي كرد، به طوري كه برخي نويسندگان تسامح و نرمش اخلاقي را يكي از اصول و محورهاي حاكم بر شيوه هاي دعوت و زندگي او شمرده اند. ( ) 5 شهيد مطهري مي گويد: پيغمبر در مسائل فردي و شخصي، نرم و ملايم بود نه در مسائل اجتماعي. در ادامه، دو نمونه از نرمش پيامبر در مسايل فردي و صلابتش در مسائل اصولي را ذكر مي كند. به عنوان نمونه مسامحه و نرمي پيامبر داستان آن يهودي مدعي را نقل مي كند كه با خشونت ادعايي عليه پيامبر مطرح كرد و موضوع به نزد قاضي كشيده شد و حكم به نفع يهودي دروغپرداز صادر شد، اما پيامبر اين خشونت و قضاوت را تحمل كرد، تا آنكه وجدان آن يهودي به خود آمد. ( ) 6 از لحاظ معاشرتهاي فردي، از انس بن مالك روايت شده كه 9 مدت سال در خدمت پيامبر بودم اما به ياد ندارم هيچ گاه گفته باشد چرا فلان كار را انجام ندادي و هرگز در كاري از من عيب نگرفت. ( ) 7 از طرفي به مبلغ اعزامي خود به يمن، معاذبن جبل، دستور مي دهد كه: يا معاذ يسر ولا تعسر و بسر لاتنفر ( ) 8 اي معاذ، آسان بگير و سخت گيري مكن و مژده بده و مردم را بيزار مكن، چه، در دعوت، آسان گيري، كليد موفقيت است. همچنين در جايي به تمام اصحاب خود، سفارش آسان گيري مي كند: يسروا و لاتعسروا و بسروا و لا تنفروا. ( ) 9 و به چندين بيان، شريعت خويش را مبتني بر تسامح و مدارا و سهولت معرفي نمود; پيامبر (ص ) خطاب به عثمان بن مظمون فرمود: ياعثمان، لم يرسلني الله تعالي بالرهبانيه ولكن بعثني بالحنيفيتالسهله السمحه ( ) 10 اي عثمان خداوند متعال مرا با رهبانيت نفرستاد. بلكه مرا به شريعت و دين حنيف و آسان و با گذشت مبعوث كرده است. از ديگر صفات بارز آن حضرت كه از مدارا و نرمخويي او سرچشمه مي گيرد در عبارت زير به چشم مي خورد: ان الله ارسلني مبلغا و لم يرسلني متعنتا ( ) 11 خدا مرا براي تبليغ فرستاده نه براي سرزنش و عتاب و عيبجويي. و در جايي خود را مانند پدر براي امتش قلمداد مي كند: انما انا لكم مثل الوالد لولده ( ) 12 همانا من براي شما چون پدر براي فرزندان هستم. روشن است كه چنين خصلتهايي، تا چه اندازه در نرم كردن دل مخاطبان و قبول دعوت موءثر و نافذ خواهد بود. اگر اين رفق و مدارا نبود احساسات دلها پيرامون او گرد نمي آمدند و اگر اين بردباري و حلم زايدالوصف و رعايت عواطف و صميميت و تواضع با مردم نبود هرگز اين تاثير در نفوس امكان پذير نمي گشت و جانهاي آدميان با او همراه و پذيراي وحي الهي نمي شدند. ( ) 13 ج - ارتباط صميمي با همگان رفتار پيامبر با مردم، اعم از موءمن و كافر از موضع شفقت و مهرورزي و دوستي خالصانه بود. او مشركان را به مثابه بيماراني مي نگريست كه نيازمند پرستاري دلسوز براي معالجه و مداوايند طبيبي كه، دردشان بشناسد و مرهمي بر آن بنهد، در نظر او موءمنان نيز همواره محتاج مراقبت حكيمانه به منظور رشد ايمان و سلوكشان مي باشند. بدين جهت، پيامبر در صدد ايجاد ارتباط صميمي و طرح دوستي خالصانه با آنان بود، شفقت بر منحرفان در جهت نرم كردن دل و آماده كردن آنان براي پذيرش دعوت و دوستي عميق با موءمنان با هدف تخلق بيش از پيش آنان به فضايل اعتقادي و اخلاقي. ترديدي نيست كه اين شيوه مبتني بر اصولي پذيرفته شده در روانشناسي و علم تربيت هرگاه است دل انسان به صاحب عقيده و مرامي مايل گشت و الفت و تعلق باطني ميان آن دو برقرار شد، پذيرش عقيده به آساني صورت مي گيرد، برخلاف آن كه ميان دو طرف، نفرت و شقاق نمونه باشد ارتباط صميمي با مشركان را در داستان عداس، غلام شيبه وعتبه شاهديم، وقتي پيامبر از اسلام آوردن قبيله ثقيف نااميد شدو به حال نوميدي به خدا پناه آورد و عتبه و شيبه او راديدند و به غلام نصراني خود، عداس گفتند كه از او پذيرايي كند. مطابق نقل ابن هشام: عداس چنان كرد وطبقي ازانگور پيش رسول خدا آورد. پيامبر چون از آن خوردند دست گذاشت، بسم الله گفت. عداس نگاهي به پيامبر كرد و گفت: به خدا سوگند كسي در اين سرزمين چنين كلامي نمي گويد. پيامبر (ص ) فرمود: تو از چه سرزميني هستي و دين تو؟ چيست گفت: نصراني ام و از اهل نينوا. پيامبر فرمود: از شهر مرد صالح، يونس بن متي، عداس گفت: چطور يونس بن متي را مي شناسي، فرمود: او برادر من است و من و او هر دو پيامبريم. عداس خود را در آغوش پيامبر افكند و سر و دست و پايش را بوسيد. ( ) 14 ادامه دارد پانوشت ها: - 1 دلشاد تهراني سيره نبوي دفتر دوم ص. 16 - 2 ابن هشام السيره النبويه ج 1 ص 513 - 3 مجلسي بحارالانوار ج 18 ص 176 - 4 احمدبن ابي طالب الطبرسي الاحتجاج كتابفروشي قدس محمدي و دارالنعمان نجف اشرف 1386 ص. 31 - 5 محمدحسين فضل الله اسلوب الدعوه في القران كريم ص . 32 - 6 مرتضي مطهري سيري در سيره نبوي صص 237 و. 238 - 7 محمد حسين الطباطبايي سنن النبي ترجمه و تحقيق محمد هادي فقهي اسلاميه 1362 ص. 72 52 حديث. - 8 ابن هشام السيرتالنبويه ج 4 ص. 260 - 9 دلشاد تهراني سيره نبوي ص. 31 - 10 محمدبن يعقوب الكليني اصول الكافي طهران داراكتب الاسلاميه 1388 ق ج 5 ص. 294 - 11 الهدي كنزالعمال ص 133 ج 3 دلشاد سيره نبوي دفتر دوم ص. 21 - 12 مولي محسن الفيض الكاشاني المحجتالبيضا في تهذيبالاحياء به تصحيح و تعليق علي اكبر غفاري، دفتر انتشارات اسلامي ج 1 ص. 119 - 13 عبداللطيف راضي المنهج الحركي في القرآن الكريم الطبعتالاولي بيروت دارالمنتدي 1990 ص. 194 - 14 ابن هشام السيرتالنبويه ج 1 ص. 421