Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790122-47794S1

Date of Document: 2000-04-10

مجلس سوم از كل يوم عاشورا... تفاوت تفسيرها تفاوت تفسيرها را در عاشورا مي توان در همه وجوه ديد. و اين موضوع مستقيما مربوط به تفسير عقلي و پويا كه متكي به پژوهشهاي تاريخي و جامعه شناختي است در برابر تفسير قشري، ايستا و متكي به منقولات خطابي مي باشد. اگر بخواهم سياهه اي از اين تفسيرهاي متفاوت و گاه متقابل را ارائه كنم بجز دو نوع تفسير فوق، بدين موارد با تلخيص مي توانم اشارت داشت: تفسير فرهنگ مرگ و زندگي (در مفهوم عام و فلسفي ) - تفسير خشونت و مدارا - تفسير انقلاب و اصلاح - تفسير فرهنگ و عقل در برابر شعار و شمايل - تفسير عرفان و زهد قشري - تفسير سنت و بدعت - تفسير درك انتقادي و تقليدي از سنت - تفسير احتجاج در برابر خطابه - تفسير رزم و رمز، و اشك انفعال - تفسير تساهل و تعصب - تفسير حكمت و تدبير با انفعال و تقدير - تفسير حماسه و مرثيه - تفسير عالمان و عاميان - تفسير اقليت و اكثريت (كه به حكومتهاي امام علي و امامت امام حسن سلام الله عليهما نيز مربوط مي شود ) - تفسير حكومت عوام گرا با حاكميت عقلا و نخبگان - نسبت دموكراسي و امامت - نسبت حكومت مردمي و قدسي - تفسير ماندگاري و درماندگي - تفسير آزادگي و اختيار با جبر و مظلوميت و استضعاف - تفسير سنت متكي به تاريخ و تحليل در برابر سنت افواهي و متكي به قصص - تفسير مفهوم فلسفي پيروزي و شكست و.... اين تفسيرهاي متفاوت و نسبت ها در واقع نبايد تناقضاتي غير قابل رفع يا جمع پنداشته شود جملگي از مفاهيم لغزنده اي هستند كه بسته به خرد تحليل گر و مباني پژوهش يا انگيزه هاي خطيب و واعظ مي تواند عميق و وسيع يا سطحي و مغشوش مورد بحث قرار گيرد. خوشبختانه كمتر زماني همچون امروز زمينه هاي بحث عالمانه مهيا بوده است و لذا نبايد فرصت را از كف داد و يا به تاسي عقل باختگان و مقلدان خموش ماند. - 1 تفسير مرگ و زندگي آيا امام حسين ( ع ) شيفته مرگ مقدري بود كه خداوند برايش رقم زده يا خود برگزيده؟ بود يا آنكه فرهنگ مرگ و شهادت بخشي از واقعيتي است كه در مسيل حيات انسانها همواره وجود دارد و علم امام نسبت بدان در پرتو فرامين قرآني و قانونمنديهاي جهان هستي معنا و روشنا؟ مي گيرد بي گمان زندگي در كانون فرهنگ امامت است زيرا اگر جز اين بود امامت و رهبري امت از معنا تهي مي گرديد. از همين روست كه مفهوم شهيد در پيوند با زندگي و گواه زندگان است. امام مبشر زندگي است و طعام تلخ مرگ را در مقابل شرنگي بدتر از آن گوارا مي يابد و آن شرنگ انحطاط دين محمد (ص ) است و زوال انسان در بردگي ستمگران و استحمار امت به دست احبار و رهبان. پس بايد مسير مقدس زندگي را از تثليث شوم زر و زور و تزوير پاك كرد تا علائم توحيد و رهنمونهاي نبوت و حب امامت بتواند انسانها را به سر منزلي از زندگي و معنويت راهنمايي كند. - 2 تفسير خشونت و مدارا به شهادت تاريخ امام حسين ( ع ) سر جنگ نداشت و جز به دعوت مردماني سست عهد كه تداعي گر لولا حضور الحاضر.. در عصرعلي (ع ) بودند، واجب حج را به اوجب اصلاح و حكومت ترك جنگ نكرد بر امام تحميل شد و حتي از بازگشت وي جلو گرفتند. رايزنيها و خطابه هاي امام در اصلاح دشمنان اثر نكرد و آنان كردند آنچه توانستند تا بدانجا كه آب بر امام و يارانش بستند و به معصيت بيعت با يزيد فرايش خواندند. اما اينجا ديگر آخرين منزل تصميم و اراده و امامت بود. حكم ماندن صادر شد ليكن به مدارا، و كسي مجبور به ماندن نبود. درس بزرگ امامت را از ياد نبريم در آن شب شرمگين كه امام رداي خويش بر سر افكند و به همراهان فرمود هر كس مختار است در پرده شب باز گردد يا همچون اختري در آسمان جهاد كه يقينا به شهادت و ضيافتي خونين فرجام خواهد يافت باقي ماند. اين برجسته ترين درس مداراي آن امام عارفان بود.. تا فردا. م. رضوي