Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790121-47779S1

Date of Document: 2000-04-09

تفسير عصري و برداشت قشري مجلس دوم از: كل يوم عاشورا... تاريخ به خاطر ما درنگ نمي كند و تلك الايام نداولها بين الناس و در اين چرخش ايام دو روز وجود دارد; اليوم يومان، يوم لك و يوم عليك و بخشي از آن در خور ما و بخش ديگر در تقدير خداوند است. در چنين اوضاعي، ديدگاهها دگرگون مي شود و برخي انسانها در پرتو مفروضات و دانسته هاي تازه يا وقوف بر اشتباهات و محدوديتهاي گذشته، نگاهي متجدد به اوضاع مي افكنند. اگر چنين نبود، دنيايي يك رنگ و بي رنگ مي داشتيم و لاجرم جهاني بي تنوع و بي رنج. روح جهان را رنجها و رنگها شكل بخشيده و رنگ سرخ خون حسين (ع ) صورتي گلگون به قامت مظلوم شيعه داده كه تا ابد سرخ خواهد ماند، هر چند دلسوختگانش سياهپوشانند تا هميشه. اگر زماني عبدالرحمن ابن خلدون آن جامعه شناس بزرگ نيز درك نادرستي از حقايق ماجراي كربلا عرضه مي كند يا ابن عربي آن قطب عارفان، ره به ژرفاي ماجراي نينوا نمي پويد، جز از ناگزيريهاي ذهن و روان آدمي و جفاهاي عصر است كه خطاهاي انسان را ناگزير مي نمايد. اما اگر تندبادي برآيد زكنج.. و شيعيان كه در عشق و توجهشان به حضرت اباعبدالله ( ع ) ترديدي نمي توان داشت برداشتهايي متنوع و متفاوت، اما پيشرو و متناسب با زمان خود ارائه دهند چگونه بايد به مسئله؟ نگريست آيا همه واعظان مي توانند يك روضه را از منابر مكرر و پر تعداد محرم، براي مخاطبان خويش؟ بازگويند جز آنكه هر لحظه و هر شب و هر سخن، از منظري و سبكي ويژه به تحليل اين ماجرا پرداخته و خواهند ؟ پرداخت و اين منطق حيات بني آدم است تا هست در اين جهان. تفاوت شناختها و تعارض ديدگاهها امري مرسوم است به شرط آنكه مبنايي تاريخي يا منطقي يا حتي خطابي داشته و از اغراض تهي باشد. امروزه جوان مسلمان، ديگر در كشوري منزوي و شهر و محله اي بازمانده از عهد عتيق و كوچه هايي با هشتي هاي فرسوده زندگي نمي كند. ماهواره ها و رايانه ها بر اذهان مي شورند و سوءالها و پرسمانها را در پنج قاره به هم گره مي زنند. حتي رنگ عاطفه ها نيز دگرگون شده و جلوه هاي تازه يافته. پس سخن نوآر كه نورا حلاوتيست دگر. علماي روشنگر و روشنفكران مسلمان در چند دهه اخير كوششهاي بسيار كرده اند تا تفسيري تازه و شايسته و امروزين از تاريخ ارائه دهند. سخن ايشان را بايد شنيد و سرمه ديده ساخت و سخن مرسوم و ادبيات كهنه را نبايد همچون ذات امور مقدس، تقدس بخشيد. حسين و عاشورا و كربلا، بخش مهم وپرافتخار تاريخ اسلام و بويژه تشيع است، اما بايد اعماق تاريخي و فلسفه ارزشهاي قيام امام مورد توجه قرار گيرد و با ادبياتي شايسته و بايسته به جوانان عرضه گردد. امروزه دو تفسير از ماجراي عاشورا، رخ در رخ شده اند. تفسيري مرثيه خوان و مكرر كه با شعائري خاص عرضه مي شود و تفسيري پويا و ژرف كه تفكر و روح انسان را به آزادگي و وسعتي بي بديل پيوند مي زند. برداشت قشري و ايستا از ماجراهاي تاريخ اسلام و بخصوص قيام كربلا، متعلق به جامعه ساده و منفعلي كه جز شنيدن نمي دانست در برابر جامعه اي با فرهنگ و مدني كه جز با شناختن رضايت نمي دهد. پويايي در برابر ايستايي وتفسير عصري در مقابل تصور بدوي قد برافراشته است. ميليونها دانشگاهي و مردماني با ذهنهايي سرشار از دانش و اطلاعات، مي خواهند فلسفه قيام براي امر به معروف را بدانند، دلايل انقلاب براي نهي از منكر را درك كنند، براهين مربوط به امامت و احتجاجات مربوط به نفي حكومت باطل و فاسد اموي را به مثابه آموزه هايي براي هميشه به كار گيرند. انقلاب حسين (ع ) ديگر تنها يك ماجراي سوزنده نيست. فلسفه آزادگي و تشخص انسانها و رهيافتهاي حسيني در مقام اقليتي برحق، مي بايد موضوع تجزيه و تحليل دقيق باشد. افسانه ها رنگ مي بازند و حقيقتها برتر از افسانه ها ما را دگرگون خواهد ساخت. نسل جديد به پس از شهادت نيز مي انديشد و همچنان كه به پيش از شهادت، كه امام آزادگان و عاشقان، حسين (ع ) در، مقام داناي بزرگ قوم، به ياران خويش حكمتهاي برهاني و رهنمودهاي اخلاقي و نكته هاي قرآني تا مي آموخت فردا. مسعود رضوي