Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790121-47775S1

Date of Document: 2000-04-09

گفت وگو با استاد يدالله كابلي، هنرمند خوشنويس; رهايي ذهن از تكرار بناي آفرينش در هنر است * سرآغاز; چندي پيش موزه رضاعباسي پس از انجام تغييراتي در معماري داخلي خود، مجددا آغاز به كار كرد. در مراسم بازگشايي اين موزه، دكتر مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با شركت و سخنراني در نمايشگاه آثار استاد يدالله كابلي كه به همين مناسبت برپا شده بود، با تاييد و تشويق اين خوشنويس معاصر و هنرمندان ديگر، اين رشته را عاملي فرهنگ ساز در طول تاريخ دانست. به همين منظور، گفت وگويي توسط كامران كوهستاني با استاد كابلي انجام شده است، كه در پي مي خوانيد. * با آن كه جنابعالي تجربه هاي گوناگوني را در رشته هاي اين اثر انجام داده ايد چه انگيزه اي، موجب شد كه به شكسته نويسي روي؟ آوريد * در ابتداي كار، انگيزه خاصي مطرح نبوده، فقط يك جاذبه و كشش ظاهري بود. بعدها كه دوره ممتاز نستعليق را تمام كردم و ضرورت ترويج و تعليم خط شكسته احساس شد، توسط مديريت وقت، تشكيل كلاس هاي شكسته پيشنهاد شد و بعد صورت جدي تري به خود گرفت. لازم است اشاره كنم كه بعد از سيدگلستانه حدود 50 سال اين خط به بهانه هاي بي ربط مورد بي مهري قرار گرفت و ديگر كسي نقش اساسي و مهمي را در آموزش آن نداشته است. به شايستگي بايد از سيدجليل القدر گلستانه در پيوند دوران گذشته و معاصر ياد كرد و نامي در برد آن زمان كه نوجواني بيش نبودم و خود بيش از هركسي به تعليم نيازمند بودم، با بي بضاعتي و دلواپسي زياد عهده دار تعليم شدم و با مصيبت فراوان از اين گوشه و آن گوشه و گاه با التماس، فتوكپي بي رنگ و رو يا عكسي بي رمق را به دست مي آوردم و از روي آن بي آن كه بدانم از كجا و چگونه بايد آغاز كنم، بارها و بارها مي نوشتم. اصلا معلم جدي براي اين كه مشكلاتمان را رفع كند، وجود نداشت و هر وقت در لابلاي روزهاي مدرسه فرصتي پيش مي آمد، با دوستي كه انيس آن ايام من بود، تمام شاه آباد سابق و خيابان منوچهري را مي گشتم و پشت ويترين عتيقه فروشي ها در به در به دنبال يك قطعه خط و يا عكس آن بوديم. اگر پيدا مي كرديم، ساعت ها به آن نگاه مي كرديم و بعد به خانه مي رفتيم و تمام مشاهداتمان را روي كاغذ مي آورديم (يادش بخير! ) در پي خريد يك پاره از آن سالها حسرت به دل بودم و به اين ترتيب، خرده تجربياتي به دست آورده ام و به راه ادامه دادم. سال ها مسئوليت اداره سنگين كلاس شكسته بر دوش من بود تا بعدها كه ديگر دوستان ياري رسان اين هنر شريف شدند. * نظرتان درباره آثار ارزشمند خوشنويسان متقدم كشورمان ؟ چيست * من در ارتباط با بيان ارزش هاي هنري متقدمين طي ساليان گذشته، آنچه را وظيفه داشتم و احساس كرده ام با تمام ارادت و اعتقاد بيان داشته ام، ولي درويش عبدالمجيد طالقاني در يگانه قلم شكسته به عنوان بنيانگذار اين هنر نقش اساسي داشته است و آثار بسيار ارزشمند وي (كه زبان از تعريف و تمجيد آن در ذوق و خلاقيت قاصر مي ماند ) راهگشاي پيشرفت خط شكسته شده است و بعدها ديگران هم كه ادامه دهنده اين شيوه و سبك بوده اند، غالبا از آثار او تقليد كرده اند و در يك جمله مي توان گفت كه اساسا راز بقاي اين هنر تا به امروز در نتيجه بنيادي است كه او براي نسل هاي بعدي گذاشته در است اين ميان نقش سيدگلستانه را با فاصله زماني زيادي از درويش و آثار بسيار ارزشمندش بخصوص سطرهاي بسيار ممتاز و قلمهاي مشقي وي را نبايد ناديده گرفت. سيدگلستانه در ادامه حيات اين هنر، پل ارتباطي بين متاخرين و معاصرين به حساب مي آيد. همين طور ميرزا غلامرضا اصفهاني كه از آثار جلي و سحرانگيز ايشان هم تاثير بسيار عميقي در تحول خط شكسته داشته است. * خوشنويسان زمان ما چرا به يك رشته از خط؟ مي پردازند * آدم وقتي به يك كاري دل مي بندد، اگر داراي روحيه جستجوگري باشد، مدام مي خواهد در زمينه هاي مختلف كار سير كند. هنر خوشنويسي هم كه خطوط متعددي را شامل مي شود، به دليل جاذبه و كشش خاص خود اين گونه است. بعضي ها غير از خط اصلي و تخصصي كه كار مي كنند، سراغ خط ديگري هم مي روند كه البته هميشه صورت تفنن داشته است و در طول تاريخ خوشنويسي، جز دو يا سه نفر، كسي نتوانسته در همه رشته هاي خط به كاميابي برسد. ديگران اگر خيلي همت به خرج داده باشند حريف خطي شده اند كه در ميدان توانايي شان بوده است. زيرا به تعبيري گفته اند كه گليم زير پاي خوشنويس چهل تكه مي شد تا توفيقي به دست مي آورد. از حدود 25 سال پيش به طور مداوم خط شكسته را دنبال كرده ام، اما هرگز خط نستعليق را رها نساخته ام و اين خط من ناقص مانده، خطي كه پايه خط شكسته محسوب مي شود، چه رسد به ثلث كه هيچگاه وقتي براي فراگيري آن نگذاشته ام. * در نمايشگاه اخيرتان، جنابعالي نگاهي خاص به سياه مشق نويسي داشته ايد، انگيزه تان از سياه مشق در خط شكسته كه خود مشكلاتي از نظر خوانايي و ارتباط با مخاطب دارد،؟ بفرماييد * سياه مشق نويسي در دو بعد آموزشي و نمايشي در طول تاريخ هنر خوشنويسي همواره مورد توجه هنرمندان خوشنويس بوده است. در شكل آموزش، تنها به يك فرم ساده و تكرار منظم حروف و كلمات صورت مي گرفته و به سادگي قابل اجرا بوده است و نمونه هاي موجود كه از گذشته باقي مانده، موءيد همين طريق و شيوه است. با ظهور ميرزا غلامرضا اصفهاني در اواخر قرن 13 ابعاد تزئيني و انتزاعي اين شيوه به اوج كمال و زيبايي ممكن رسيد و تني چند از اساتيد برجسته اين قلم همچون ميرحسني ترك و ميرزا كاظم تهراني در اين مكتب و سياق به ترويج آثار حيرت انگيز و كم نظير شدند، گرچه از حيث كنكاش و خلاقيت در صفحه آرايي هيچگاه همپاي او نشدند، ولي در نوبه خود در شمار چهره هاي استثنايي عصر خود بودند. اين دوره طلايي بازتاب گسترده اي از ارائه قطعات و مرقعات بي شمار با خود به همراه داشت كه گاه از فرط زيبايي فرم و صلابت قلمراني و صافي دست در منتهاي آرزوي هر بيننده قرار در مي گيرد خط شكسته برخلاف خط نستعليق كمتر شاهد سياه مشق بوده ايم، چرا كه اين خط همواره بعد از پيدايش در جهت كاربردهاي روزمره و مراسلات و مكاتبات بكار گرفته شد و در بخشهاي هنري هم براي نوشتن جنگ ها و مجموعه هاي شعر و به صورت بياض، قلم هاي غبار براه خود ادامه داد و به ندرت در ابعاد مورد بحث كسي قلمي زده است. تا همين دو سه دهه قبل هم كسي دنبال سياه مشق شكسته نبود و در حدود سالهاي 1365 كه چند سالي از سر تفنن كاملا تمريني و مشقي، آن هم به شكل تجربي ارائه شد، ولي بعد به صورت يك احساس جدي درآمد، چرا كه جاي چنين تحولي در خط شكسته را بسيار خالي مي ديدم. با عشق و الهام از نمونه هاي گوناگون دور از دسترس سياه مشق هاي نستعليق ميرزا غلامرضا زمينه هايي براي تحقق اين آرزو فراهم آمد و تلاش تازه اي آغاز گرديد. به نظر مي رسد چنانچه اين كيفيت حاصل شود كه ذهن هنرمند از رفتار و عادات تكراري رها شود و انسان با تفكر و احساسي تازه در پي يافتن يك شگفتي و نوآوري كه تا قبل از وقوع ناممكن مي نماياند قدم بردارد و دنياي تازه اي كشف شود كه نقطه آغاز و بناي آفرينش در هر هنري بشمار مي رود. نقطه عطف اين تحول و رويداد تازه كه با عوامل متعددي از زيبايي شناختي همراه است، غالبا از راه حسن تخيل همراه بزرگ انديشي صورت مي گيرد. دريغ و درد كه جامعه خوشنويسي از درويش عبدالمجيد طالقاني نابغه بي دليل و در گرانقدر خط شكسته كه از حيث نبوغ و ذوق و قريحه در ابداع و خلاقيت طرحهاي بديع هم دوش ميرزا غلامرضا اصفهاني بوده است، ولي افسوس كه سياه مشقي در حال و هواي ميرزاي بزرگ و شيوه وي از درويش ديده با نشد اين سبك، او تعداد معدودي ازجلي هم كه با نام درويش رقم خورده بود و با نام او شهرت يافته بود، حاصل كلك معجزه آساي ميرزا غلامرضا اصفهاني بوده است كه به حرمت باطن و كسوت زايدالوصفي كه براي درويش قايل بوده است و در اكثر قطعات نيز اين اعتقاد قلبي را قلمي نموده و با رقم نام متبرك كرده است. يك چنين طبع و كرامت كه از او در تاريخ متصور است بي ترديد عالي ترين نقطه توفيق و تعالي است كه به آيندگان درس نيكو زيستي و خصلت بزرگ انديشي را مي آموزد. * برخوردتان در ارتباط با نقد و منتقد؟ چيست * انتقاد تنها عاملي است كه آگاهي هاي عمومي انسان را بالا مي برد و نقش مهمي در دگرگون ساختن هنر و هنرمند داشته و دارد، به شرط اين كه انتقاد بي طرفانه و منتقد آگاه و صالح باشد. در درازمدت ارزشهاي كمي و كيفي جوانان پرشور به تقابل كشيده شد و انتظارات بي مورد، ايرادهاي بي پايه و اساس بعضي از آدم هاي كم تجربه در فرصت هايي كه بدست مي آوردند، ضايعاتي را نيز به همراه آورد تا جايي كه گوهر گرانقدر حرمت و دوستي پايمال هوي و هوس گشت و هدف مقدس متعالي، در تعهدات و مسئوليت ها فراموش شد. * فكر نمي كنيد نوآوري و نوجويي در شكسته نويسي معاصر تا حدي به بيراهه رفته؟ است * ما امروزه در يك دوره اي زندگي مي كنيم كه راه براي تلاش و پويش هموار است و با امكانات گسترده اي كه علم در اختيار بشر قرار داده، هر روز و هر ساعت خواسته يا ناخواسته در جريان تحولات عظيم هنري جهان قرار مي گيريم و ديگر جاي آن نيست كه خود را در قيد و بند كارهاي تكراري اسير كنيم و بايد بدانيم كه هنر اگر با دستاوردهاي روز و انگيزه هاي تازه همراه نباشد، اصلا جاذبه اي براي بيننده ايجاد نمي كند. اساسا دوام و بقاي هر كاري خصوصا هنر كه استعداد دگرگوني در آن فراوان است، در گرو همين نگرش است. البته بايد توجه داشته باشيم كه در كارهاي سنتي مثل خوشنويسي حفظ اصالت ها را نبايد ناديده گرفت، ما بايد با همان هنر سنتي يعني مركب و كاغذ و در نهايت رنگ، به طرح ها و ابداعات تازه اي روي بياوريم. * با توجه به نگراني كه احساس مي كنيد، آينده را چگونه ؟ مي بينيد * ما امروز در يك مقطع گسترده و پربار اجتماعي زندگي مي كنيم كه مردم مي توانند آزادانه هر قدر كه بخواهند در جريانات روزمره فعاليت هاي ديگران قرار بگيرند و به قدر لياقت و صداقت در امور جمعي و اجتماعي سهيم شوند. در اين باره وسايل ارتباط جمعي مي توانند بيشترين نقش را در بالا بردن نگرش و تشخيص مردم ايفا كنند. بنابراين، اصلا نمي شود چيزي را از كسي مخفي كرد يا كسي را فريب داد. گرچه ممكن است اين روزها بسياري به دليل قرار گرفتن در يك وضعيت متشنج، اعتقادات خودشان را هم از دست بدهند، ولي با گذشت زمان و فرونشستن اين تشنجات حقايق روشن خواهد شد. شايد هم در اين كشمكش هاي مايوس كننده خيري نهفته باشد ودر پس اين ابر سياه صبح صادقي، باشد كه هنرمندان با اميد واثق به آينده اي روشن سعي دارند در آثارشان چراغ دار جامعه باشند.