Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790120-47761S2

Date of Document: 2000-04-08

چگونه از بهترين مواهب زندگي برخوردار ؟ شويم مطالب خود را به روشني بيان كنيم بسياري از شيوه هاي بيان مطالب ما نارسا و غيروافي به مقصود است. شايد از برخورد صادقانه و رويارويي مستقيم با احساسهاي خود بيم داريم. از اين رو، يا وجود اين احساسها را انكار مي كنيم يا آنها را با ظرافتي خاص و به شيوه هايي غيرمستقيم بيان مي كنيم. ممكن است هشدارهايي گذرا و تصادفي داده، از رفتارهاي غيرزباني سود جسته يا ديگري را وادار كنيم از جانب ما سخن بگويد و يا از ديگران انتظار داشته باشيم كه فكر ما را ما بخوانند مي توانيم بيان صادقانه و مستقيم احساسهاي خود را بياموزيم. صداقت ما با ديگران سبب مي شود كه روابط با ديگران بازتر و عاري از درگيري و كشمكش بامهرباني باشد و صداقت در گفتار و كردار مي توانيم نارسايي شيوه هاي ارتباطي خود را مرتفع سازيم. دستيابي به آرامش وقتي امور بر وفق مراد ما پيش نمي روند، طبيعتا آزرده و مايوس مي شويم. احتمالا داد و قال مي كنيم، پرت و پلا مي گوييم و به خروش مي آييم، حتي ممكن است، مانند كودكاني كه به مقصود خود نمي رسند، پا بر زمين بكوبيم و اشيا را پرت كنيم. اگر به جاي آنكه بكوشيم زندگي را وادار سازيم كه طبق ميل ما عمل كند، آن را چنانكه هست بپذيريم، زندگي نرمتر و آسانتر حركت خود را دنبال خواهد كرد. ما نمي توانيم جهان را طبق هوسهاي خود تغيير دهيم، اما مي توانيم با پذيرش سرخوردگيها به شيوه اي خردمندانه و حداكثر استفاده از آنها، نحوه واكنش خود را نسبت به اين سرخوردگيها دگرگون سازيم. اگربه جاي آنكه بكوشيم مردم و موقعيتها را چنان تغيير دهيم كه با شرايط ما سازگار شوند، در صدد برآييم آنها را چنانكه هستند بپذيريم، از وقت خود به نحو موءثرتري استفاده كرده ايم. داشتن شهامت كافي براي دگرگوني بخشهاي قابل تغيير زندگي و پذيرش امور چنانكه هستند، نخستين گام در راه دستيابي به آرامش است. با پذيرش اموري كه نمي توانيم آنها را دگرگون سازيم و با طلب شهامت تغيير امور قابل تغيير و آرزوي خردي كه ما را قادر مي سازد تفاوت اين دو را بدانيم، مي توانيم به آرامش دست يابيم. در خود نسبت به ديگران شفقت ايجاد كنيم ميان بيش از حد درگير شدن در مسائل مردم و از خود راندن آنها حد وسطي وجود دارد. تمركز توجه بر رشد خودمان در اين ميانه اهميت دارد و نيز اين نكته مهم است كه هيجانها و عواطفي را كه به ديگران تعلق دارند، حس نكرده و تنها هيجانها و عواطف خود را احساس كنيم. يعني به ديگران اهميت دادن بدون ترو خشك كردن آنها. اما آزمون واقعي رشد معنوي، توانايي بر گرفتن كانون توجه از خود و شفقت داشتن نسبت به ديگران است. همدردي و شفقت نسبت به ديگران به ما مي آموزد كه از پيله وجود خود به درآييم و جهان را از دريچه چشم ديگران ببينيم. وقتي ابراز همدردي و شفقت مي كنيم، مي آموزيم از منظر خشك و انعطاف ناپذير خود رهايي يافته و نسبت به ديگران حساس باشيم. يك اظهار نظر ما مي تواند، بي آنكه كمترين اطلاعي داشته باشيم، سراسر زندگي فردي را تحت تاثير قرار دهد. انجام كاري از سرلطف و محبت براي ديگران مي تواند زندگي آنها را دگرگون سازد. همدلي با ديگران برغناي زندگي خود ما مي افزايد. وقتي ابراز همدردي مي كنيم، سود فراواني نصيب خود ما مي شود. مي آموزيم كه نظرگاههاي خشك و انعطاف ناپذيرمان را رها كرده، نسبت به ديگران حساس باشيم. نوشته: دكتر ب. رابينسن ترجمه: دكتر منوچهر غيبي