Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790118-47756S1

Date of Document: 2000-04-06

زنجان، چهار راه فرهنگ همگام با مسافران بهار استان زنجان با صنايع دستي ارزشمند خود، يكي از كم شمارترين مناطق كشور است كه با سوغات گرانبهاي خود، نوروز امسال پذيراي ميهمانان پرشماري شد. استان زنجان كه با تقسيمات جديد كشوري در ميان هفت استان بزرگ كشور (از شمال با اردبيل و گيلان، از شمال شرقي و شرق با قزوين، از جنوب با همدان، از جنوب غربي با آذربايجان غربي و كردستان و از غرب با آذربايجان شرقي همسايه است ) به عنوان پل ارتباطي ميان مناطق گوناگون كشور داراي موقعيت استراتژيك جغرافيايي است و به لحاظ همجواري با هفت استان بزرگ كشور كه هر يك داراي فرهنگ و گويش متفاوتي از يكديگر هستند، به چهارراه فرهنگها معروف شده است. اين استان در گذشته نيز محل گذر كاروانها، جهانگردان و جنگجويان بوده و در مسير جاده معروف ابريشم قرار داشته است. به نوشته حمدالله مستوفي، زنجان را اردشير بابكان در زمان سلسله پادشاهي ساسانيان بنا نهاد و نام شهين يا شاهين بر آن گذاشت كه با گذشت زمان به زنديگان، زندگان يعني اهل كتاب زند و زنگان و سرانجام به زنجان تغيير نام يافت. اين استان در شمال كشور بين عرض جغرافيايي 35 تا 37 درجه شمالي و طول جغرافيايي 47 تا 49 درجه شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. استان زنجان داراي دو منطقه كوهستاني ( ماهنشان، طارم، مركزي و انگوران ) و جلگه اي است كه مرتفع ترين كوه آن بلقيس با 3400 متر ارتفاع در شهرستان ماهنشان قرار دارد. براساس كتابهاي تاريخي، اين استان در بستر تاريخ شاهد حوادث گوناگون بوده است به طوري كه دوبار به دليل وقوع جنگ كاملا ويران و بازسازي شده است. اين حوادث را مي توان به دو گروه حوادث ويرانگر و حوادث سازنده تقسيم كرد. از حوادث ويرانگر كه با قتل و غارت فراوان همراه بود و باعث ويراني هاي فراوان و ازبين رفتن مراكز علمي، فرهنگي، هنري و اقتصادي زنجان شد، دو حادثه تلخ حمله مغول و تيمورلنگ و فتنه بابي گري در عهد ناصري بود كه فجايع آن در تاريخ ثبت شده است و از حوادث سازنده كه رشد و شكوفايي زنجان را به دنبال داشت مي توان به روي كار آمدن سلسله كنگريان، سلجوقيان و ايلخانان مغول در قرن هفتم و هشتم هجري اشاره كرد كه در اين زمان سلطانيه زنجان توسط سلطان محمد خدابنده معروف به اولجاتيو به عنوان پايتخت انتخاب شد و اين كار، پيامدهاي مثبتي را در عرصه هاي مختلف اجتماعي و سياسي به دنبال داشت و باعث رونق اقتصادي اين منطقه شد. از اين دوران به بعد بود كه كم كم صنايع مختلف از جمله صنايع دستي و اسلحه سازي در منطقه پا گرفت و زمينه هاي پيشرفت و ترقي استان را فراهم ساخت. شهر زنجان كه در حال حاضر مركز استان است، از گذشته هاي دور محل اصلي فعالان صنايع دستي بود، صنايعي كه در آنها ذوق، هنر، خلاقيت و پشتكار باعث رشد كيفي و كمي اين صنايع شد. به طوري كه اكنون نيز توليدات دستي آن ازلحاظ كيفيت و كميت رتبه ممتازي را در سطح كشور داراست. اين استان كه صنايع دستي آن به عنوان نماينده هنر اصيل ايراني در داخل و خارج از كشور معرفي شده است، از مراكز غني هنرهاي بومي و سنتي و هنرمندان آن در رشته هاي مختلف چاقوسازي، فرشبافي، مليله كاري، چاروق دوزي، جاجيم بافي، كنده كاري روي چوب و ظرف مسي، گليم بافي و سفال فعاليت مي كنند. بيشتر فعالان اين بخش، طبقه كم درآمد جامعه هستند كه با وجود تلاش توان فرساي خود، از سطح درآمد پاييني برخوردارند و به سختي امرارمعاش مي كنند و فقط در ايام عيد نوروز كه ميهمانان پرشمار از راه مي رسند، بررونق كار آنان افزوده مي شود و فروش شان از محصولات دست ساخته خود افزايش مي يابد. براساس آمارهاي غيررسمي بيش از چهار هزار گارگاه در شهر زنجان در زمينه صنايع دستي فعال است و در آنان بين يك تا پنج نفر سرگرم اين كارند امر نشانگر آن است كه با گذشت ساليان متمادي، هنوز صنايع دستي استان با تلاشهاي خستگي ناپذير استادان بزرگ اين فن در مقابل زرق و برق صنعت مدرنيسم رنگ نباخته و با اجراي روشهاي ويژه در مقابل رقباي صنعتي خود مقاومت مي كند. چاقوسازي، فرشبافي و مليله كاري از جمله صنايع دستي مشهور زنجان است و كمتر كسي را در ايران مي توان يافت كه از اين هنرهاي زنجان بي اطلاع باشد. اما براي اطلاع بيشتر خوانندگان گرامي همشهري به هر يك از اين صنايع اشاره اي كوتاه داريم. چاقوسازي چاقوي زنجان شهرت خاصي در ايران و حتي جهان دارد و فقط در شهر زنجان بيش از 1200 كارگاه در اين زمينه به فعاليت مشغولند. صنعت چاقوسازي در زنجان از قرن دهم هجري قمري در كنار صنايع اسلحه سازي متولد شد و با گذشت زمان و تغييراتي كه در اين شهر به دنبال برخي مسائل سياسي و اجتماعي به وقوع پيوست، به تدريج جايگزين صنايع اسلحه سازي شد. استادان و هنرمندان زنجاني با توسعه اين صنعت و با افزايش محصولات خود، علاوه بر ساخت انواع چاقو از قبيل ميوه خوري، قلمتراش و پيوندي به توليد ابزارآلات مورد نياز ديگري نيز مانند تبر، كارد آشپزخانه، نيزه، شمشير، قندشكن و دهها نوع ديگر مبادرت كردند. در حال حاضر برخي از اين ابزارآلات ازجمله چاقو، با رقباي سرسخت ماشيني خود (ازجمله چاقوهاي مكانيكي ژاپن و چين ) روبه رو شده اند اما استادكاران با تلاش مضاعف خويش و ارتقاي سطح كيفي محصولاتشان از حريم خود دفاع كردند و نيز در اين ميان مردم براي حفظ هويت ملي شان و ارج نهادن به سنتهاي تاريخي و منطقه اي بيشتر به خريد توليدات هنرمندان خود رغبت نشان داده اند. از استادان بنام چاقوسازي زنجان كه عمر خود را در راه اعتلاي اين فن گذاشته اند مي توان از يعقوب زنجاني، يحيي قدوسي، محمدعلي زنجاني و رحمان ورزاق خطيبي نام برد كه همگي دار فاني را وداع گفته اند. فرشبافي فرشبافي از صنايع دستي مهم استان زنجان به شمار مي رود و نقشي عمده در رونق اقتصادي منطقه بازي مي كند. وجود صدها كارگاه قالي بافي در شهرها و روستاهاي استان كه هزاران هنرمند قالي باف را به سوي خود جذب كرده اند، نشانگر همه گيري صنعت قالي بافي در زنجان است و سهمي فراوان در اشتغالزايي و تامين معاش زندگي مردم منطقه دارد. بافت انواع فرش در اندازه هاي مختلف ازجمله فرشهاي ابريشمي و پشمي كه بيشترشان به خارج از كشور صادر مي شوند، در استان زنجان متداول است و برخي از مردم به عنوان كار اصلي و برخي ديگر به عنوان كار فرعي در كنار وظايف روزانه خود به فرشبافي مشغولند. مليله كاري مليله كاري يكي از برجسته ترين صنايع دستي كشور از نظر ظرافت و زيبايي است و نشانگر هنر، ذوق و خلاقيت ايرانيان است. مليله كاران زنجان نه تنها در ايران بلكه در جهان از شهرت خاصي گواه برخوردارند اين مدعا، وجود آثار منحصربه فرد استادان و هنرمندان مليله كار زنجان در موزه هاي مختلف داخل و خارج كشور است. مواد اوليه در مليله كاري نقره است كه به دو شكل ساچمه اي و شمش در بازار وجود دارد. نقره به كار رفته در مليله كاري، معمولا با عيار بالاي درصد 90 است زيرا نقره با عيار پائين در اين رشته كارآيي ندارد و هنگام مفتول كشي شكسته مي شود. علاوه بر نقره دو نوع پوره تركيبي از اسيدبوريك و خاكستر درخت مو از مواد ضروري در ساخت مليله است و نيز موم براي قالبگيري، آب اسيد براي پرداخت نقره و قالب مخصوص از لوازم مورد نياز اين صنعت است. مسيح الله سلطاني خبرنگار همشهري در زنجان