Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790118-47754S1

Date of Document: 2000-04-06

بيم ها و اميدها 7 سال بعد از اجلاس ريو نگاهي تازه به نقش انسان در حفظ محيط زيست و توسعه پايدار تنوع زيستي و فرهنگي كه ميراث مشترك مردم جهان است، براثر توسعه ناپايدار در معرض از بين رفتن مي باشد پيش درآمد انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم ميلادي، دستاوردهاي ارزشمندي براي بشر به همراه داشته است، اما اين ثمرات در مقايسه با زيان هايي كه براثر توسعه ناپايدار و بهره برداري بي رويه از منابع طبيعي به بار آمده چندان به چشم نمي آيد. آلودگي محيط زيست كه از نتايج تلخ توسعه بي رويه به شمار مي آيد، امروزه در بسياري از كشورهاي جهان موجب نگراني جدي شده و براي ساكنان كره زمين به صورت يك دغدغه اصلي درآمده است. نابودي گونه هاي زيستي اعم از گياهي و جانوري، به خطر افتادن منابع آب، خاك، هوا و همچنين مورد تهديد قرار گرفتن تنوع فرهنگي، در سپيده دم قرن بيست و يكم براي افراد بشر به صورت يك كابوس جلوه گر شده است. رويكرد به توسعه پايدار براي كاهش بحران كنوني از يك دهه پيش در مجامع جهاني مورد توجه قرار گرفته است. مقاله حاضر، توسعه پايدار را بر مبناي حفظ ارزش ها، مورد تحليل و بررسي قرار داده است. در الگوي توسعه بر مبناي صرفه اقتصادي تنها هدف، رفاه مادي جامعه در زمان حال اين است الگو رفاه كاذبي را براي امروز فراهم مي كند ولي آينده نسل بشر را به خطر مي اندازد. توسعه اي كه در دهه 1960 شروع شد و هنوز هم ادامه دارد از اين الگو تبعيت مي كند. توسعه اي همراه با ريخت و پاش كه در آن نگاه به توسعه فقط از زاويه اقتصاد است. با شروع اين توسعه بشر تصور كرد كه هم ارزانتر و هم راحت تر است كه بجاي محصولات با دوام از محصولات يك بار مصرف استفاده كند كه در اثر آن مقدار مصرف كالا و مقدار توليد زباله به شدت افزايش يافت. در اين الگوي توسعه، بهاي هر چيز فقط همان بهاي اقتصادي آن يعني قيمتي كه در بازار براي آن مي پرداختند بود. سوخت هاي فسيلي ارزان بود و به همين دليل به اتلاف در مصرف آن توجه نشد. راحت تر بود كه خودروها با سوخت بيشتر كار كنند بدون آنكه به آلودگي بيشتر آن به طور جدي توجه شود. سهولت و ارزاني، عوامل اصلي بودند و سعادت فقط از طريق عوامل اقتصادي مثل سرمايه يا قدرت خريد در سطح ملي بيان مي شد و GNP شاخص اصلي براي توسعه يافتگي بود. به منابع طبيعي و سرمايه هاي زمين فقط براي مصرف نگاه مي شد و كشورهاي جهان سوم كه داراي منابع طبيعي غني بودند، به عنوان ابزارهايي براي توسعه كشورهاي توسعه يافته نگاه مي شد و اين روند سبب شد كه تنوع فرهنگي كه يكي ازميراث هاي با ارزش مردم جهان مي باشد، تحت تاثير فرهنگ هاي غالب رو به نابودي گذارد. در نتيجه اين نگرش، حقوق فرهنگ ها و تمدن ها از يك طرف و حقوق موجودات زنده و تنوع زيستي كره زمين از طرف ديگر ناديده گرفته علي رغم شد تمام نتايج مثبت حاصل از اين نوع توسعه، بشر هنوز احساس خوشبختي و سعادت ندارد و درگير نوعي فشار رواني ناشي از ماشيني شدن زندگي و عدم اطمينان و نگراني نسبت به آينده است. بديهي است اين الگو نمي توانست انسان را به سعادت رهنمود سازد. توسعه پايدار: وقتي نتايج و پيامدهاي منفي توسعه صرفا اقتصادي پديدار شد، بشر دريافت كه آينده و زندگي نسل هاي بعدي در معرض خطري جدي قرار گرفته است. بنابر اين تلاشهايي شروع شد تا تبعات منفي توسعه را كاهش دهد. كنفرانس استكهلم و بعد از آن اجلاس ريو از مهمترين اقدامات در اين زمينه هستند. همكاري هاي بين المللي و منطقه اي در چارچوب معاهدات مختلف زيست محيطي نيز در همين راستا مي باشد. ناتواني الگوي قبلي توسعه براي دستيابي به زندگي با كيفيت بهتر بدون پيامدهاي منفي آن روي فرهنگ، جامعه و محيط زيست باعث گرديد كه تعريف جديدي از توسعه ارائه گردد. در توسعه پايدار كه همان ديدگاه جديد توسعه است، توجه بيشتري به بشر به عنوان محور و هدف توسعه مبذول و كيفيت زندگي، تنوع فرهنگي و حفظ محيط زيست مدنظر قرار گرفت. با وجود اين توسعه پايدار هنوز بر اساس صرفه اقتصادي بنا نهاده شده و فقط تلاش دارد تا منابع طبيعي را با بهره وري بالاتري مصرف كرده و آثار منفي توسعه را با اقداماتي از قبيل كاهش (و يا بازيافت ) مواد زايد، و استفاده از انرژي هاي پاك تر كاهش دهد. به همين علت 27 سال بعد از كنفرانس استكهلم و 7 سال بعد از اجلاس ريو ميزان اصلاحات انجام شده بسيار كمتر از حجم خطراتي است كه زمين را تهديد مي كنند. اگرچه توجه به توسعه پايدار پيامدهاي منفي توسعه را كاهش داده است، ولي جهان همچنان با تهديدهاي روزافزون سياسي، فرهنگي، اجتماعي و زيست محيطي روبه رو مي باشد. تنوع فرهنگي كه ميراث مشترك مردم جهان است در مسيري قرار گرفته كه توسط فرهنگ هاي غالب در معرض از بين رفتن است و منازعات بين ملت ها هنوز ادامه بنابر دارد اين آنچه به عنوان توسعه پايدار شروع شده به علت اينكه تفاوت زيربنايي با الگوي قبل نداشته نتوانسته تضمين كننده سعادت بشر باشد. توسعه بر مبناي ارزش تمدن ها ويژگي هاي خاصي بر اساس سابقه تاريخي و شرايط اجتماعي خود دارند. لذا همانطور كه تعريف سعادت مي تواند براي هر ملت متفاوت باشد، تعريف توسعه نيز مي تواند تفاوت هايي داشته باشد شايد تلاش براي رسيدن به يك مفهوم جامع و واحد از برنامه هاي توسعه در كشورهاي مختلف ضروري نباشد، بلكه بايد تعريفي از توسعه ارائه شود كه تضاد و تقابل در توسعه را به درك متقابل و سازگاري و هم افزايي سوق دهد. تمدن بشري در عصر حاضر از يك طرف رفاه بيشتر جوامع را به دنبال داشته و از طرف ديگر نتوانسته فاصله بين غني و فقير را كاهش دهد. به نظر مي رسد بسياري از تنش ها و پديده هاي نامطلوب جهاني حاصل اين فاصله ها و بر اثر احساس ظلم و بي عدالتي و يا سرگشتگي انسانها در رسيدن به مفاهيم عالي انساني باشد. تمدن ها، مذاهب و فرهنگ هاي گوناگون كه فصل تمايز جوامع از يكديگر است را نمي توان انكار نمود بلكه بايد با آنها به عنوان واقعيت برخورد كرد. تمدن امروز بشري بايد براي هر يك از اين تمدن ها سهمي را منظور كند و اجازه دهد كه هر يك از تمدن ها در عرصه جهاني به ايفاي نقش بپردازد. در غير اين صورت حاصل طبيعي آن تنشهاي جهاني و تضادها و عدم تفاهم ها خواهد بود. لازم به ذكر است كه پيشرفت هاي تكنولوژي خود باعث جهانگرايي و توقع بيشتر در جوامع انساني شده زيرا انسانها شناخت بيشتري از حقوق انساني خود پيدا كرده اند. براي نمونه پيشرفت هاي تكنولوژي اطلاعات ( IT) باعث شده ارتباطات جهاني ارزان و سهل شده و تقريبا در اختيار همگان قرار گيرد. به زودي پيشرفت هايي نيز در راه است كه فاصله فيزيكي براي دريافت خدمات و تبادل اطلاعات را بيش از پيش كاهش خواهد داد و دهكده اطلاعاتي جهاني را تحقق خواهد به بخشيد اين ترتيب مي توان انتظار داشت تمامي جوامع كوچك و بزرگ، در حال توسعه و توسعه يافته، دور و نزديك سهم خود را طلب خواهند كرد و بخواهيم يا نخواهيم آنها در صحنه حضور خواهند داشت و در بازي سهيم خواهند بود. از نقطه نظر فردي انسانها داراي ابعاد و لايه هاي متفاوت از عمق تا سطح هستند. بشر با دستيابي به لايه هاي سطحي يعني نيازهاي مادي به سعادت نمي رسد توجه به لايه هاي عميق تر و زيرين يعني ابعاد معنوي و روحاني شرايطي را بوجود مي آورد كه منجر به يك درك مشابه بين انسانها مي شود و اين تفاهم را مي توان ريشه سعادت بشري دانست. به عبارت ديگر، انسانها نيازهاي ذاتي و ابعاد متفاوتي دارند و سعادت وقتي حاصل مي شود كه به تمام اين ابعاد توجه شود. توجه به ابعاد سطحي و ماديات چون متكي بر منافع شخصي است باعث اختلاف و تفرقه بين انسانها مي شود ولي از نظر ابعاد معنوي انسانها مانند پيكره واحدي هستند. بديهي است براي پديدار شدن ابعاد معنوي لازم است نيازهاي اوليه برآورده شده باشد. بنابر اين تعريف خاصي از توسعه ضروري است كه در آن بشر به سوي سعادت واقعي سوق داده شود. اين نوع توسعه كه مي توان آن را توسعه عادلانه يا توسعه مبتني بر ارزشها دانست فقط به لايه هاي سطحي انسان توجه نداشته و بلكه وجوه ديگر مثل انسانيت، شخصيت، اخلاق و معنويات را نيز مدنظر دارد. از اين طريق است كه مي توان به فراهم شدن شرايط مادي زندگي از يك سو و حفظ كرامت و ارزش هاي والاي انساني از سوي ديگر دست يافت. مطالعات نشان مي دهد افرادي كه در كشورهاي ثروتمند و توسعه يافته زندگي مي كنند الزاما احساس، خوشبختي بيشتر از افرادي كه حتي در كشورهاي فقير زندگي مي كنند، ندارند، بنابر اين بايد دنبال تكميل زنجيره عواملي باشيم كه خوشبختي نوع بشر را بتواند تبيين كند. پايداري توسعه به معني عميق آن از طريق توسعه بر مبناي ارزش ها مفهوم پيدا مي كند، زيرا از اين طريق است كه حركت هايي كه براي هماهنگي بشر با طبيعت و بشر با بشر صورت مي گيرد همه در راستاي رسيدن به سعادت است و ثواب محسوب مي شود. اديان الهي در طول تاريخ تلاش داشته اند راه سعادت و بهروزي را به نوع بشر نشان دهند و اكنون تمدن بشري به مرحله اي رسيده است كه جايگاه انسان را فقط يك مصرف كننده يا توليدكننده زباله ندانيم و طبيعت را داراي حرمت، تمدن ها را داراي ارزش و ثمره تفكر و تلاش بشر در طي قرن ها تضاد بدانيم تمدن ها را به گفتگوي تمدن ها براي ارتقاء تلقي بشر از سعادت و توسعه بدل كنيم و به جاي استفاده از طبيعت، همزيستي با طبيعت را به كار ببريم و مفاهيم ارزشي و نيازهاي فطري و معنوي آدميان را در تضاد با نيازهاي مادي ندانيم و همه را در يك راستا تلقي كنيم. به عبارت ديگر طبيعت، ميراث تمدن بشر در ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي و علمي را كه نمود آن در تكنولوژي و ابزارات بردارهاي هم جهت در راستاي فراهم كردن زندگي خوب براي انسانها در نظر بگيريم با اين ديدگاه مي توان راهي براي سرگشتگي و پريشاني نوع بشر يافت. دكتر يوسف حجت معاون آموزش و برنامه ريزي سازمان حفاظت محيط زيست