Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790118-47753S2

Date of Document: 2000-04-06

گزينه روسها براي جبران گذشته; مردي كه نمي خواهد پرده آهنين را احياكند * مشكلات پيش روي پوتين زياد است. هيچ كس نمي داند او چه خواهد كرد، تنها شعار او ايجاد كشوري قدرتمند و با ثبات بوده است * غرب ابتدا به پوتين اعتماد نداشت اما او اكنون از ضرورت همكاري با ناتو سخن مي گويد * يلتسين، پوتين را كه افسر گمنامي بود به صحنه آورد. معروفيت پوتين ازگمنامي تا ورود به كاخ كرملين به طور باور نكردني و طي كمتر از يكسال روي داد * پوتين: نگراني از يك روسيه قدرتمند، غير منطقي است. اما نبايد اين نگراني را فراموش كرد. بوريس يلتسين * زوگانف: حكومت پوتين براي مردم روسيه، فقر و خشونت و ديكتاتوري به ارمغان مي آورد. ترجمه: ن. قديري پيروزي ولاديمير پوتين افسرگمنامي كه توسط بوريس يلتسين ازگمنامي درآمد و به شهرت رسيد، درانتخابات رياست جمهوري اين كشور و ورود رسمي او به كرملين در طي كمتر از هشت ماه چيزي از معجزه كم ندارد. برخي تحليلگران پيروزي او را نتيجه بهره گيري مناسب از احساسات آميخته با ترس و حقارت مردم روسيه بعد از فروپاشي شوروي سابق مي دانند. در حاليكه ده سال از پايان حكومت كمونيست ها در روسيه مي گذرد، مردم اين كشور در اين مدت همواره با احساس حقارت ناشي از فقر مطلق، بي ثباتي هاي پي درپي سياسي، شورش هاي منطقه اي، كاهش شديد نفوذ جهاني و رئيس مريض احوال روبه رو حكومت، بوده اند. همه چيز از ماه اوت گذشته شروع شد همه چيز براي پوتين از ماه اوت گذشته شروع شد، وقتي بوريس يلتسين وي را كه در آن زمان رئيس سرويس امنيت داخلي روسيه بود به سمت نخست وزير و بعد در ميان تعجب و حيرت همگان به عنوان جانشين خود معرفي كرد. تعجب ناظران سياسي به اين دليل بود كه پوتين در آن زمان هيچيك از ويژگيهاي لازم را براي رهبري ابر قدرت سابق كه اكنون به كشوري از هم پاشيده ولي همچنان قدرتمند تبديل شده است را نداشت. تجربه او بسيار كم و اعتبار و محبوبيتش در ميان مردم به عنوان يك افسر سابق سازمان اطلاعاتي روسيه (كا. ب گ ) زير سئوال اما بود پوتين بدون فوت وقت با سخنرانيهاي آتشين و اقدامات قاطع شروع به جلب محبوبيت مردمي و اعتماد عمومي كرد. اولين و مهمترين اقدام او صدور فرمان آغاز جنگ در چچن بود. با گذشت سه سال از پايان جنگ در چچن ( - 96 ) 1994 كه به شكست روس ها انجاميد با حمله تندروهاي چچني به داغستان در تابستان سال 1999 درگيري جديدي در اين جمهوري آغاز شد. آنچه روسيه را به آغاز جنگ در چچن مصمم كرد، بمبگذاريهاي پي درپي در مسكو و ديگر شهرها بود كه طي آن صدها نفر كشته شدند. پوتين دستور داد ابتدا مبارزان را از داغستان بيرون برانند و بعد جنگ را به چچن بكشانند. با اولين پيشرويهاي نيروهاي روسي در چچن، ميزان محبوبيت پوتين در ميان مردم روسيه افزايش يافت. موقعيت او با پيروزي حزب وحدت در انتخابات پارلماني دسامبر 1999 تحكيم شد. حزب وحدت كه دو ماه پيش از انتخابات توسط كرملين تاسيس شد، در ماموريت خود كه تحكيم جايگاه پوتين در دوما بود موفق شده بود. در جريان اين انتخابات رسانه هاي گروهي روسيه نقش عمده اي در شكست رقباي پوتين و كرملين يعني ائتلاف ميهن، سراسر روسيه داشتند كه به رهبري يوگني پريماكف و يوري شوركف خود را براي پيروزي در اين انتخابات و شركت در انتخابات رياست جمهوري آماده كرده بودند. دوازده روز بعد از انتخابات دوما، پيش از شروع هزاره جديد، يلتسين كناره گيري خود را اعلام و پوتين را به عنوان جانشين موقت خود و كفيل رياست جمهوري روسيه معرفي كرد. پايان گمنامي بعد از اين بود كه مردم در داخل و خارج روسيه از هم مي پرسيدند، پوتين؟ كيست چه مقامي؟ دارد برخي بيم آن را داشتند كه او به يك رئيس جمهوري اقتدارگرا همچون اگوستو پينوشه ديكتاتور سابق شيلي تبديل شود. بسياري او را بسيار نزديك و مرتبط با دستياران كرملين و اطرافيان يلتسين مي دانستند و حتي او را از اعضاي خانواده يلتسين خانواده اي مي خواندند كه از سابقه خوبي برخوردار نيست. اما شايعاتي در مورد اختلافات و تنش هاي موجود ميان پوتين و خانواده كرملين مطرح بود و گفته مي شد او قصد دارد بعد از به قدرت رسيدن، كرملين را پاكسازي كند، كه البته بخشي از اين احتمالات به واقعيت پيوست و پوتين در همان زمان كه كفيل رياست جمهوري بود دو تن از مقامات كرملين از جمله تاتيانا دختر يلتسين را از مقام خود بركنار كرد. كم كم پوتين در مصاحبه ها و سخنراني ها و نوشته هاي خود پرده از گذشته مبهم خود برداشت. از آرزوهايش براي پيوستن به كا. گ. ب و از تصميمش براي رئيس جمهور شدن او گفت گفت، در پست هاي امنيتي خدمت كرده است تا حس وطن پرستي خود را ارضا كند و اين كار را بسيار مقدس مي داند. بسياري در غرب نسبت به پوتين خوشبين نبودند و مي گفتند گذشته او نشان مي دهد در صورت به قدرت رسيدن رويارويي هاي دوران جنگ سرد تكرار خواهد شد. اما اظهار نظرهاي مكرر او در مورد همكاري و مشاركت بيشتر با غرب اوضاع را تغيير داد. سخناني چون: ما قصد نداريم پرده آهنين را دوباره احيا كنيم. موجب تحسين ميهمانان و بازديدكنندگان غربي از روسيه شد. مادلين آلبرايت وزير خارجه آمريكا در ماه فوريه بعد از سفر به روسيه و ديدار با پوتين گفت: من تحت تاثير نگرش او ( پوتين ) نسبت به موضوعات مورد بحث قرار گرفتم. در آستانه انتخابات به دليل نداشتن برنامه سياسي مشخص انتقادات بسياري به او شد. او با نوشتن نامه سرگشاده اي خطاب به مردم روسيه كه در مطبوعات اين كشور به چاپ رسيد نوشت: يك كشور بزرگ، آزادي خود را گرامي مي دارد و به آزادي ديگران احترام مي گذارد. نگراني از يك روسيه قدرتمند غيرمنطقي است اما نبايد آن را فراموش كرد. پوتين از حاميان سرسخت دمكراسي و اقتصاد بازار است. درست است كه در ابتدا جنگ در چچن مردم روسيه را با پوتين آشنا كرد اما اكنون مردم، در هر نقطه اي از اين كشور او را تنها گزينه مناسب براي نجات روسيه از بحران سياسي و اقتصادي موجود مي دانند. نقش كمونيست ها در دوران جديد روسيه با شكست سنگين و دور از انتظار پريماكف و لوژكف به عنوان مخالفان اصلي كرملين در انتخابات دوما، همه مي دانستند كه رقابت اصلي در انتخابات رياست جمهوري ميان پوتين و گنادي زوگانف، رهبر كمونيست هاست. اگرچه زوگانف در اين انتخابات شكست خورد اما كسب بيش از 30 درصد آرا يعني بسيار بيشتر از آنچه پيش بيني ها نشان مي داد، زنگ خطري براي دولت جديد روسيه و پوتين اگرچه است برخي از تحليلگران معتقدند، كسب اين مقدار آرا به دليل تاكيد زوگانف در تبليغات انتخاباتيش بر ناكامي هاي دوران يلتسين بوده است. او در يك نطق تلويزيوني پيش از انتخابات خطاب به مردم گفت: حكومت جانشين يلتسين (پوتين ) براي شما فقر و خشونت و ديكتاتوري به ارمغان مي آورد. در حالي كه كمتر از دو روز از پيروزي پوتين در انتخابات مي گذشت، كمونيست ها در اقدامي تازه و با مطرح كردن طرح لغو مصونيت بوريس يلتسين از تعقيب قضايي در دوما به رئيس جمهور جديد روسيه چنگ و دندان نشان دادند. پوتين دقايقي بعد از اعلام كناره گيري يلتسين در 31 دسامبر گذشته سندي را امضا كرد كه بر اساس آن يلتسين در مقابل اقدامات قضايي از مصونيت برخوردار شده و هيچ دادگاهي نخواهد توانست وي را محاكمه كند يا مورد تعقيب قضايي قرار دهد. كمونيست ها در دوما خواستار فرستادن اين سند به دادگاه قانون اساسي شدند كه اين درخواست با 144 راي مخالف در مقابل 136 راي موافق رد شد. كمونيست ها با اين اقدام، ندانسته نشان دادند كه در دوران جديد، قدرت مانور چنداني نخواهند داشت و دوما كه زماني تحت كنترل مطلق آنان بود ديگر از آنها تبعيت تقريبا نمي كند همه اعضاي ميانه پارلمان به اين طرح يا راي مخالف دادند يا ممتنع. پوتين با اليگارش ها چه مي كند پوتين بارها گفته است كه قصد دارد از سرمايه داران و تجار با نفوذ كه سرمايه داري روسي را بدنام كرده اند، فاصله شكي بگيرد نيست كه اليگارش ها، يعني كساني كه از امپراطوري هاي تجاري خود براي فتح پايگاههاي قدرت سياسي استفاده مي كنند و از قدرت سياسي براي تقويت امپراطوري هاي تجاري، در حكومت يلتسين نفوذ بيش از حدي داشتند. روند بيمار خصوصي سازي در دوران يلتسين، اين افراد را در راس موءسسات تجاري و صنعتي بزرگ روسيه قرار داده است. ناظران داخلي و خارجي مبارزه پوتين براي كاهش قدرت اليگارش ها را معياري براي نشان دادن عزم و توان او براي ايجاد اصلاحات اقتصادي مي دانند. بوريس بريژوفسكي يكي از همين سرمايه داران بانفوذ و قدرتمند در واكنش به اظهارات پوتين مي گويد: او مانند سياستمداران ديگر، گفته است كه اليگارش ها بايد از صحنه قدرت كنار بروند، گفتن اين جمله طبيعي و خوب است اما در عمل غيرممكن است. اين سخنان فقط براي دلخوشي راي دهندگان گفته مي شود. اما از طرف ديگر اين مبارزه جدي است. سرمايه گذاران خارجي از سرمايه گذاري در اين كشور خودداري مي كنند. با اين توجيه كه گروههاي كوچك ولي بانفوذ بر تصميم گيري هاي اقتصادي و سياسي روسيه تاثيرگذار هستند. تاثير و نفوذ اليگارش ها در حكومت به دوران يلتسين بازمي گردد. در سال 1996 بسياري از آنها در اجلاس جهاني اقتصاد در داووس گردهم آمده بودند. در آن نشست آنها از بيم آنكه نامزد كمونيست ها در انتخابات رياست جمهوري همان سال يلتسين را شكست دهد، تصميم گرفتند او را قانع كنند تا آناتولي چوبايس را براي اداره مبارزات انتخاباتي خود انتخاب كند. بعداز پيروزي در آن انتخابات، حالا نوبت يلتسين بود تا كمك هاي آنها را جبران كند و به اين ترتيب آنها موقعيت هاي بالا به دست آوردند. برخي، قرباني بحران مالي ماه اوت سال 1998 در وين شده و از صحنه خارج شدند اما بقيه نجات يافتند. در اين ميان برخي از تحليلگران خود پوتين را محصول نظام اليگارشي مي دانند. آنها مي گويند پوتين تا چند ماه پيش هيچ كس نبود او توسط خانواده يلتسين و اليگارش هاي نزديك به او به قدرت رسيده است. چالش هاي پيش روي پوتين در هفته ها و ماههاي آينده پوتين به طور جدي با چالش هاي نظامي، سياسي و اقتصادي روبه رو خواهد بود. هيچ كس انتظار معجزه از او ندارد و او هم چنين قولي نداده است. كسي نمي داند كه پوتين در آينده چه مي كند زيرا او هيچ برنامه اي غيراز شعار ايجاد كشوري قدرتمند و باثبات ارائه نكرده است. مشكلات پيش روي پوتين بسيار است. جنگ در چچن از يك سو و اين حقيقت كه كمونيست ها 30 درصد آرا را در انتخابات به دست آورده اند از سوي ديگر و جرم و جنايت و فساد هم در روسيه فراوان شده است. روسيه امروز بيش از هر زمان ديگري به ثبات نياز دارد. دولت هاي بسياري در سالهاي گذشته تشكيل و بعداز مدت كوتاهي منحل شده اند. برخي رهبران منطقه اي در ماههاي اخير تا حد زيادي مستقل از كرملين و قدرتمند عمل كرده اند و سياست خارجي اين كشور هم بسيار ضعيف بوده است. وضعيت اقتصادي روسيه هم اگرچه نسبت به دو سال گذشته بهبود يافته است اما هنوز تا وضعيت متعادل فاصله زيادي دارد. پوتين گفته است كه به دمكراسي و اصلاحات اقتصاد بازار پايبند است اما نگفته چگونه. گام بعدي پيش روي پوتين انتخاب يك نخست وزير وفادار است كه اقتدار رئيس جمهور را به چالش نطلبد. واكنش هاي خارجي به پيروزي پوتين همسايگان روسيه در اروپا و آسيا از انتخاب پوتين به رياست جمهوري روسيه به عنوان فرصتي براي شروعي دوباره استقبال كردند اما تصريح نمودند كه هنوز شناخت كاملي از او ندارند. تقريبا در پيام هاي تبريك همه رهبران خارجي اشاره اي هم به چچن و اظهار اميدواري نسبت به پايان جنگ در اين جمهوري بحران زده شده بود. اتحاديه اروپا با استقبال از پيروزي پوتين ابراز اميدواري كرد كه او دمكراسي را تقويت كند، اصلاحات اقتصادي را به پيش ببرد و روابط روسيه را با غرب بهبود بخشد. بيل كلينتون رئيس جمهور امريكا هم در پيام تبريك خود به پوتين از وي خواست دمكراسي در روسيه و روابط اين كشور با كشورهاي خارجي را تقويت كند. خبرگزاري رويتر