Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790118-47749S6

Date of Document: 2000-04-06

براساس يك تحقيق انجام شده در چهارچوب بخش دانش آموزي جشنواره خوارزمي ميزان خودپنداري دانش آموزان عادي و تيزهوش، تفاوت چنداني ندارد! * حس خودپنداري چگونه در فرد ايجاد مي شود و لزوم توجه به اين حس دردانش آموزان از سوي معلمان و والدين چگونه ؟ است اشاره; رفتار انسان، محصول ميزان شناخت فرد از خويشتن است، زيرا همه چيز از نوع نگرش فردبه محيط اطراف و عالم هستي آغاز مي شود و در اين مرحله است كه بايدها و نبايدهاي انسان، شكل مي يابد. آثار به دست آمده از گذشته هاي دور، تعاليم آسماني و بررسي هاي فيلسوفانه در توجه انسان به شناخت خود، همگي حاكي از جريان سيالي از تفكر و تعقل است كه به خويشتن شناسي ختم مي شود. مسير زندگي انسان از لابهلاي بايدها و نبايدهاي مبتني بر خودشناسي مي گذرد و بدين ترتيب شخصيت فرد شكل مي يابد. آنچه در پي مي آيد، گفت وگويي است پيرامون تحقيق برگزيده بخش دانش آموزي جشنواره خوارزمي امسال كه توسط نرجس رحمتي، الهه فاضل و مرضيه جعفري، دانش آموزان دبيرستان فرزانگان (استعدادهاي درخشان ) شهركرد، در مورد خودپنداري دانش آموزان، انجام شده است. پاسخهاي پرسش هاي ما توسط اعضاي گروه تحقيق داده شده است. اين گفت و گو توسط خانم بهاره بني طالبي، خبرنگار همشهري در شهركرد انجام پذيرفته است. * لطفا در مورد تحقيق خود، توضيح دهيد. * اين تحقيق تحت عنوان بررسي و مقايسه خودپنداري دانش آموزان مدارس راهنمايي عادي و تيزهوشان شهركرد با جامعه آماري 9806 دانش آموز دختر عادي و 116 دانش آموز دختر تيزهوش و به صورت توصيفي انجام شده است. ابزار اندازه گيري آزمون، خودپنداره پيرزمهاريس است و نمونه آماري تحقيق دانش آموز 65نيز عادي و 65 دانش آموز تيزهوش بوده كه به شكل تصادفي نمونه گيري شده است. * هدف از انجام اين تحقيق چه؟ بود * مقايسه بين خوشه هاي متفاوت خودپنداري مثل رفتار، رضامندي و محبوبيت، ظاهر و ويژگيهاي فيزيكي، جامعه پسندي، وضعيت شناختي و ذهني اضطراب بين دانش آموزان عادي و تيزهوش، همچنين دستيابي به اين سئوال كه آيا خودپنداري دانش آموزان عادي با دانش آموزان تيزهوش تفاوت دارد يا خير، از ديگر اهداف انجام اين تحقيق بود. * چرا مقطع راهنمايي را براي انجام اين تحقيق،؟ برگزيديد * از آنجا كه آينده هر كشور، در سيماي آموزش و پرورش وتعليم نيروي انساني آن منعكس مي شود و پايه و اساس توان علمي و صنعتي، اخلاقي و انساني هر جامعه در گرو عملكرد اثربخش سازمانهاي آموزشي است، مقطع راهنمايي به عنوان دوراني حساس و مهم كه نقش زيربنايي در تصميم گيري و انتخاب رشته تحصيلي و آينده شغلي افراد دارد، همواره مطرح بوده است. مسلما توجه به شخصيت دانش آموزان و قابليتها و نيازهاي آنان، مطلبي بسيار مهم براي مديران، معلمان، والدين و كليه دست اندركاران تعليم و تربيت و بخصوص برنامه ريزان نظام آموزشي است و اين تحقيق بر آن است، تاآنچه در مدارس عادي و تيزهوشان وجود دارد را توصيف كرده و از نتايج حاصل از آن براي بهبود برنامه هاي آموزشي بهره بگيرد. * در اين تحقيق به چه تعريفي از خودپنداري دست؟ يافتيد * هر فرد يك عقيده مخصوص و تصورذهني از وضع ظاهري خود دارد و به طريقي آن را در ذهن خود منعكس مي كند. اين تصوير ذهني، براثر تجارب شخصي و دنياي خارج در فرد ايجاد شده و به تدريج يك نظر ثابت و پايدار از محيط، شخص خود و ارتباط خود با محيط به دست مي آورد و براساس آن مسايل، زندگي را ارزيابي مي كند و براي مقابله با آنها به كوشش مي پردازد و شايد مهمترين مطلبي كه ما درباره خودمان مطرح مي كنيم، تفسيرهايي از رفتار و محيط زندگيمان است كه خودپنداري ناميده مي شود. البته تعاريف ديگر نيز وجود دارد، مثلا رزنبرگ در مورد خودپنداري مي گويد: كليت انديشه ها و احساسات افراد به عنوان يك پديده به خودشان برمي گردد، يا به عبارت ديگر، خودپنداري شامل تفكرات و احساسات فرد، درباره خودش به عنوان يك موضوع است. راجرز نيز خودپنداري را نظام ادراكي انسان كه تعيين كننده شيوه زندگي است و به طور آگاهانه عمل مي كند واز زمينه هايي نظير درك تواناييهاي فردي، درك روابط فردبا خود و ديگران و درك اهداف زندگي تشكيل مي شود، تعريف كرده است. * حس خودپنداري چگونه در فرد ايجاد مي شود و لزوم توجه به اين حس در دانش آموزان از سوي معلمان و والدين چگونه ؟ است * اصولا موفقيت در هر فعاليتي در زندگي فردي و اجتماعي تا حد زيادي، تحت تاثير نگرش شخص نسبت به تواناييها و قابليتها و استعدادهاي خود قرار مي گيرد. حس خودپنداري نيز در سايه كنشهاي متقابل فرد با محيط، والدين، همسالان، همكاران، بزرگسالان و به طور كلي جامعه در فرد ايجاد مي شود. كودك بدون اين كه از خود تصوري داشته باشد، پا به عرصه وجود مي گذارد و درك او از خود در سايه تعاملاتش، با محيط و جامعه به وجود مي آيد. از سوي ديگر توجه به شخصيت دانش آموزان و شناخت بيشتر قابليتهاي آنان، بسيار مهم و ضروري است. عدم شناخت مديران، معلمان، والدين از ويژگيهاي شخصيتي دانش آموزان، بخصوص دانش آموزاني كه از توانايي خاصي برخوردارند، مي تواند آثار سويي در اين زمينه برجاي گذارد. هر جامعه اي كه به بقاء و پيشرفت خود مي انديشد، كليه استعدادهاي دانش آموزان را مورد توجه قرار مي دهد و مطابق با استعدادهاو نيازهاي فردي، ويژگيهاي شخصيتي آنان، برنامه درسي و آموزشي و كليه فعاليتهاي تعليم و تربيت خود را تنظيم مي كند و به طور كلي آگاهي از ويژگيهاي شخصيتي و خودباوري دانش آموزان تيزهوش و عادي در مقايسه آنها مي تواند براي مشاوران و معلمان مدارس، علماي تعليم و تربيت، متخصصان بهداشت رواني و ساير افرادي كه به شكلي با دانش آموزان درارتباطند، سودمند باشد. * نتايج حاصل از انجام تحقيق؟ چيست * اين تحقيق تفاوت معناداري را بين خودپنداري دانش آموزان عادي و تيزهوش در شهركرد، نشان نداد. در خوشه رفتار، ظاهر و ويژگي فيزيكي، اضطراب، جامعه پسندي و محبوبيت، بين پاسخهاي ارائه شده از سوي دانش آموزان عادي وتيزهوش تفاوت معني دار وجود نداشت، گرچه در تمامي آنها، ميانگين نمرات كسب شده دانش آموزان تيزهوش، بيشتر از دانش آموزان عادي بود. در خوشه وضعيت شناختي و ذهني بين پاسخهاي ارائه شده تيزهوشان و دانش آموزان عادي تفاوت معنادار بود. در كل نتايج به دست آمده با تحقيقاتي كه بروكور و همكارانش مياماتو و دورن بوش و موري سون مبني بر وجود رابطه بين خودباوري دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي مغايرت دارد و تنها در خوشه وضعيت شناختي و ذهني كه تفاوت معنادار است بانتيجه تحقيقات مذكور، همخواني دارد. درنتيجه گيري كلي، درمي يابيم كه اگر سطح خودپنداري را در افراد تيزهوش وعادي افزايش دهيم در سطوح علمي، پژوهشي و فرهنگي به موفقيتهايي ارزشمند دست مي يابيم.