Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790117-47744S1

Date of Document: 2000-04-05

جمعيت; بحران آب و محدوديت منابع غذايي * با وجود مساحت 1 ميليون و 600 هزار كيلو مترمربعي كشور به دليل وجود زمين هاي كويري و بدون آب و كوهستان هاي بلند، مناطق مستعد كشاورزي بسيار محدود و اندك است از جمله مشكلات زيربنايي كشور ما مسئله رشد جمعيت است و اگر آمار و گزارش هاي مختلف مطالعه شوند به اين نتيجه مي رسيم كه /1 7%رشد جمعيتي براي سرزمين ما و در اين شرايط بسيار زياد است. چرا كه عوامل بازدارنده اي تحديد جمعيت را توجيه مي كند. اين عوامل عبارتند از: - 1 محدوديت منابع آبي بنابر گزارش هاي رسمي ايران يكي از 46 كشور كم آب جهان است كه در قرن آينده ميلادي دچار بحران آب خواهد شد و بنابه دلايل زير افق هاي روشني در اين زمينه مشاهده نمي شود: الف ) منطقه ما دچار خشكسالي دوره اي است و زمين هم به طور كلي در گرمترين دوره تاريخي خود مي باشد. ب ) در سياست هاي كلي وزارت نيرو كار قابل توجهي در زمينه مهار آبهاي خروجي از مرزهاي كشور به چشم نمي خورد (كاري كه دولت تركيه با قدرت تمام مشغول انجام آن است ). پ ) با وجود تبليغات گسترده، به علت بالا رفتن سطح بهداشت، مصرف سرانه آب كشور هر سال نسبت به سال پيش افزايش مي يابد. ت ) به علت گسترش صنايع توليدي و صنعتي، ميزان آلودگي آبهاي سطحي و زيرزميني افزايش يافته است. ث ) به دليل پوسيدگي لوله هاي آب در شهرها كه سالها پيش كار گذاشته شده است، مقادير بسيار زيادي از اين مايع هدر مي رود. ج ) مقدار قابل ملاحظه اي هرز آب در كشاورزي بويژه در كشاورزي سنتي در سطح كشور وجود دارد. چ ) حجم بالايي از بارندگي در كشور به صورت سيلاب از بين مي رود. - 2 محدوديت منابع غذايي با وجود داشتن مساحتي بيش از يك ميليون و ششصد هزار كيلومترمربع، كشور ما به دليل داشتن كويرهاي وسيع و بدون آب (همانند دشت لوت كه از گرمترين و بي آبترين مناطق جهان به شمار مي رود ) و كوهستانهاي بسيار بلند و تسخيرناپذير، مناطق مستعد كشاورزي كمي (نسبت به وسعت ) دارد. براي درك مشكل كمبود غذايي كافي است به اين مسئله توجه كنيم كه بيشترين يارانه اي كه دولت مي پردازد در بخش محصولات غذايي همانند: گندم، روغن، شكر، شير و... است. همچنين يكي از مهمترين محصولات وارداتي، محصولات كشاورزي است كه به نظر مي رسد همچنان روبه افزايش است، قابل توجه است كه مصرف سرانه مواد غذايي همچون گوشت و شير و به طور كلي وضعيت تغذيه در ايران بسيار پائين تر از استانداردهاي جهاني است و اگر توجه كنيم كه بهداشت با تغذيه صحيح رابطه مستقيم دارد، درمي يابيم كه كمبود مواد غذايي علاوه بر هزينه سنگين واردات و يارانه براي دولت، باعث سوءتغذيه و پائين آمدن سطح بهداشت عمومي در جامعه مي شود كه مسئله اخير خود باعث مشكلات جديدي در بخش هاي ديگر مي شود. از جمله سرمايه گذاري هاي سرسام آور در بخش بهداشت و درمان. از طرف ديگر عدم كنترل رشد جمعيت در روستاها سبب فرزندان زياد شده و به تبع افزايش تعداد خانوار با مشكلاتي تازه در زمين هاي كشاورزي خود مواجه شده اند كه از جمله مي توان به تقسيم اراضي به قطعات كوچكتر و غيراقتصادي اشاره كرد، به طوري كه ابعاد زمين هاي موروثي براي آنها در اكثر موارد غيراقتصادي است و چون از لحاظ ارزش مادي، اين قطعات كوچك، (بويژه در استان هاي مركزي و جنوبي ) ارزش چنداني ندارد، به تدريج آنها را رها كرده و به نقاط شهري مهاجرت مي كنند. - 3 رسيدن به سن ازدواج نوجوانان دهه گذشته در دهه اول بعد از انقلاب رشد جمعيت كشور رشد چشمگيري داشت حتي به نرخ %بالاي 4 رسيده هرچند كه بعد از سال 67 رشد جمعيت كاهش يافت ولي هم اينك كودكاني كه در آن سالها متولد شده اند در سالهاي آتي به سن ازدواج مي رسند و اين تراكم جمعيتي به خوبي در ازدواج ها، تحصيلات دانشگاهي و خدمت سربازي قابل مشاهده است. در حالي كه در سالهاي گذشته اين تراكم در مدارس ابتدايي و به تدريج به مدارس راهنمايي و دبيرستان ها كشيده شده بود و لذا اين رشد سريع جوانان داراي شرايط ازدواج مجددا باعث بالا رفتن نرخ رشد جمعيت در اين سالها و چند سال آينده خواهد شد. - 4 كمبود امكانات و مسائل آموزشي به دليل درصد قابل توجه نوجوان و جوان در هرم سني جمعيت كشور، وزارت آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و آموزش عالي به طور جدي بايد در تدارك و تهيه امكانات جديدي براي دانش آموزان و دانشجويان جديد خود باشند. به خوبي مي دانيم سالانه هزاران كلاس درسي جديد در سطح كشور ساخته مي شود ولي باز هم جوابگوي نياز جامعه نيست، حال اگر در نظر بگيريم كه آموزش و پرورش واقعي فقط داشتن كلاس درس و نيمكت نيست بلكه به ابزارهاي كمك آموزشي، آزمايشگاه، كتابخانه، دبير و استاد مجرب و با تجربه و بسياري وسائل ديگر نياز دارد اين مشكل بهتر درك مي شود. - 5 افزايش ناهنجاري هاي فرهنگي و اجتماعي به دليل مشكلات اقتصادي و افزايش بيكاري بويژه در قشر جوان، ناهنجاري هاي فرهنگي افزايش مي يابد و باعث ضربه زدن به پيكر اجتماع و تخريب خانواده ها مي شود، به طوري كه بعدها جبران آن فقط با تامين اشتغال جوانان ميسر نخواهد شد. افزايش اعتياد، فساد، بي سوادي و كم سوادي در كودكان، طلاق، ناراحتي هاي روحي و عصبي... از جمله عوارض بسيار مخرب افزايش رشد جمعيت ناهماهنگ با رشد اقتصادي و فرهنگي جوامع است. اينك بنابه دلائلي كه گفته شد نياز به كنترل جمعيت در ايران به شدت احساس مي شود و اين مسئله نياز ضروري جامعه ما است، منتها به دليل بافت فرهنگي و سنتي در بسياري مناطق از جمله استانهاي جنوبي و شرقي مشكلات زيادي در حل اين بحران وجود دارد. لذا طرحي در زير پيشنهاد مي شود شايد اثرپذير باشد و در گذر از بحران افزايش جمعيت به كار آيد: الف ) استانهاي تهران، اصفهان، آذربايجان شرقي، گيلان، مازندران و گلستان در مناطق شهري و روستايي تك فرزندي اجباري ب ) استانهاي سيستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان، كهگيلويه و بويراحمد و ايلام در مناطق شهري دو فرزندي و در مناطق روستايي سه فرزندي اجباري پ ) در ديگر استانهاي كشور در مناطق شهري تك فرزندي و در مناطق روستايي دو فرزندي اجباري شود. به اميد اين كه در سال 1399 رشد جمعيت ايران به صفر برسد و در سالهاي بعد از آن شاهد رشد قابل ملاحظه درآمدهاي اقتصادي و افزايش چشمگير سطح بهداشت آموزش، تغذيه و بالا رفتن رفاه ملي در حد استانداردهاي جهاني و حتي بالاتر از آن باشيم. مهندس اكبرقزلباش