Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790117-47743S9

Date of Document: 2000-04-05

بيانيه مجاهدين انقلاب اسلامي درباره اظهارات اخير وزير خارجه آمريكا گروه سياسي: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با انتشار بيانيه اي درباره اظهارات اخير مادلين آلبرايت وزير امور خارجه آمريكا، سه ديدگاه رادر باب مسئله آمريكا نقد و بررسي كرد. در اين بيانيه درباره ديدگاه نخست آمده است: نخستين ديدگاه در مورد رابطه با آمريكا، رهيافت شخصيت ها و نيروهاي سياسي است كه از منظري ايدئولوژيك، دشمني با آمريكا را به مثابه اصلي لايتغير تلقي كرده و به آن به عنوان يك اصل ديني - انقلابي و خط قرمز عقيدتي سياسي مي نگرند و هرگونه بحث و بررسي در اين زمينه را همچون يك تابو، ممنوع و ممتنع مي دانند. اين دسته، البته گاهي نيز در خفا يا علني مايه هايي از تحليل هاي سياسي - استراتژيك را هم چاشني اصل پنداري ديني - ايدئولوژيك خود كرده و از ضرورت دشمن و حتي دشمن سازي خارجي به عنوان اصلي از اصول مديريت كشور و به عنوان لازمه حفظ وحدت و انسجام داخلي، همبستگي ملي و انگيزه تكاپوي سياسي و تداوم انقلاب و بقاء نظام سخن مي گويند. برخي عناصر فرصت طلب و همگرا يا احتمالا مرتبط با دولت كهنه استعماري انگليس نيز، مقاصد و ماموريت هاي وابسته خود را درپوشش نوعي دشمني و مبارزه ضدآمريكايي پنهان كرده و با جا زدن خود در طيف مدعيان دشمني و مبارزه با آمريكا مي كوشند تا عرصه سياست و اقتصاد ايران را از ورود رقيبي نيرومند (آمريكا ) براي، دولت و ياور خويش ( انگليس ) خالي نگاه دارند. دومين ديدگاه موجود نسبت به آمريكا، متضاد با رهيافت نخست، از سر شيفتگي، بر طبل دوستي و رابطه با آمريكا مي گويد و همچون نتيجه و مولود رويكرد دشمنانه، آمريكا دوستي را ايدئولوژيزه كرده و به گونه اي رمانتيك و روءيايي، اين توهم را در جامعه و ميان جوانان مي پراكنند كه گويي كليد حل همه مشكلات اقتصادي، سياسي و اجتماعي ايران در دست آمريكاست. هواداران اين ديدگاه نيز به مساله آمريكا چونان يك واجب عيني فوري نگريسته و حتي دامنه موضوع را از رابطه دو دولت به عرصه هاي ارزشي، فرهنگي، تمدني و سبك زندگي گسترش مي دهند و برقراري رابطه با آمريكا را به معيار نيك و بد، خير و شر و حيات و ممات ايران تبديل برخي مي كنند از عناصر هوادار رابطه با آمريكا نيز گاه بدون توجه به مصالح و منافع ملي پيشنهاد مي دهند كه موضوع رابطه با آمريكا به رفراندوم گذاشته شود! افراد صادق و ايران دوست اين گروه بايد بدانند كه دولتي كه با اجبار و الزام رفراندوم عمومي، بر سر ميز مذاكره با يك دولت خارجي بنشيند از آنچنان موضع سست و ضعيفي برخوردار مي باشد كه قادر به تامين كمترين منافع ملي نخواهد بود و ناگزير است كه در برابر تمام خواسته هاي دولت خارجي عقبنشيني كرده و تسليم امتيازجويي و باج خواهي هاي آن گردد. ديدگاه سوم كه رهيافت مختار ما و بخش قابل توجهي از نيروهاي هوادار انقلاب و نظام و گروههاي به واقع ملي و ايران دوست است، مسئله آمريكا و مذاكره; رابطه يا عدم آن را از سطح ديني و ايدئولوژيك تقليل داده و از منظر خرد سياسي و منطق واقع بين حفظ مصالح و منافع ملي، به مثابه امري سياسي - استراتژيك و كارشناسانه مي نگرد. ما توتم يا تابو شدن مسئله آمريكا را ناصواب دانسته و برآنيم كه بايد فارغ از احساسات گرايي هاي ديني و ايدئولوژيكي و كورذهني هاي عاري از ارزيابي و سنجش هاي حكمت عملي عقب سياست گذار و صرفا براساس منافع و مصالح بلندمدت ملي آنرا مورد بررسي و ارزيابي قرار داد. نكات سخنان مادلين آلبرايت آنچه كه در سخنان مادلين آلبرايت تازگي دارد و نشانگر تغيير در برخي موضع گيري هاي آمريكا نسبت به ايران است، نه تكرار ادعاهاي كهنه قديمي عليه ايران، بلكه اعترافات و اظهارات واقع بينانه و مهمي است كه براي نخستين بار رسما از زبان وزير دولت آمريكا به گوش ما و جهانيان مي رسد. آلبرايت ضمن اشاره به ايران به عنوان يكي از كهنسال ترين تمدن هاي مستمر جهان و غني ترين و متنوع ترين فرهنگهاي جهان با ذكر موقعيت ژئواستراتژيك ايران در خليج فارس و همسايگي مناطق مهم درياي خزر، قفقاز و آسياي ميانه و رياست كنفرانس اسلامي به نقش محوري ايران در امور اقتصادي و نفتي تاكيد كرد و از تلقي بيشتر كشورها از ايران به عنوان مركز جهان ياد مي كند و ضمن تبريك سال نو به ايرانيان اظهار اميدواري كرده است كه آمريكاو ايران بتوانند با شروع فصل بهار فصل جديدي از روابط بهتر را در سال آينده آغاز كنند. وي پس از تكرار دعاوي گذشته آمريكا در باب اشغال سفارت آمريكا، سركوب در ايران حمايت از تروريسم در خارج از كشور، مخالفت با فرآيند صلح خاورميانه و تلاش براس گسترش ظرفيت سلاح هاي هسته اي در گذشته از سياست انزوا و سد نفوذ به عنوان پاسخ آمريكا در برابر ايران ياد مي كند اما بلافاصله به تغيير نگرش و رفتار آمريكا پس از انتخابات رياست جمهوري (دوم 1997 خرداد) 76 و استقبال از دعوت رئيس جمهور ايران براي گفت وگوي ملت ها اشاره كرده و حمايت كلينتون از تماس هاي دانشگاهي، فرهنگي و ورزشي و اعلام رضايت آمريكا براي ورود به مذاكرات رسمي با ايران را يادآور مي گردد. آلبرايت مي افزايد كه ما اكنون به اين نتيجه رسيده ايم كه زمان براي گسترش بيشتر چشم اندازمان مناسب است چراكه روندهاي داخل ايران و جنبش جوانان به سوي جامعه اي بازتر و رهيافتي انعطاف پذيرتر نسبت به جهان، سياسي تر شدن زنان، رغبت بازرگانان براي برقراري تماس با ماوراء بحار و سخنان روحانيون بلندپايه در باب سازگاري دين و آزادي، مدرنيته و اسلام، بيان فزاينده و اطمينان بخشي است. آلبرايت در اين سخنراني مي گويد: ايران در چند سال اخير نه يك بار بلكه سه بار زمينه هاي انتخابات دمكراتيك (انتخابات رياست جمهوري، شوراها، مجلس شوراي اسلامي ) را تجربه كرده است. وزير خارجه آمريكا ضمن تكرار ادعاهاي قديمي مبني بر وجود سركوب مذهبي و دستگير شدن يهودي و اشاره به قتل هاي زنجيره اي خاطرنشان مي سازد كه علي رغم روند معطوف به دمكراسي در ايران، هنوز كنترل بر ارتش، دستگاه قضايي، دادگاه ها و پليس در اختيار قدرت هاي غيرانتخابي باقي مانده و تشكيلات خارجي ايران نيز تا آنجا كه به ما مربوط مي شود بهبودي نيافته است. آلبرايت با اعتراف به دمكراسي ايراني وويژگي هاي آن كه هماهنگ با سنت ها و فرهنگ كشور است مي افزايد ما بايد چيزهاي زيادي از ايرانيان و ايرانيان نيز از ما بياموزند. روابط ميان مردم دو كشور ساده است اما چالش اصلي و پيچيده تر چگونگي پاسخ در سطح رسمي است. آلبرايت با برشمردن زمينه هاي مشترك ميان دو ملت از قبيل آرمان گرايي افتخار و سرافرازي، پاسداشت خانواده، علم و آگاهي و مخالفت با سلطه خارجي به عنوان متزلزل كننده در روابط ايران و آمريكا مي پردازد و براي نخستين بار يك مقام رسمي آمريكا علنا و رسما به جرايمي و گناهان دولت آمريكا، به شرح زير اعتراف مي كند: نقش آمريكا در سازماندهي كودتاي 28 مرداد و سرنگوني نخست وزير مردمي ايران، دكتر مصدق و نقش واپسگرايانه آن در توسعه سياسي ايران، حمايت آمريكا و غرب از رژيم شاه به مدت يك ربع قرن، حكومتي كه به اعتراف آلبرايت اكثريت مخالفان سياسي را وحشيانه سركوب مي كرد، سياست كوته بينانه آمريكا در كمك به عراق در جنگ عليه ايران، وزير خارجه آمريكا پس از اين اعترافات مهم و تاريخي، به گله ها و نارضايتي هاي آمريكا از ايران اشاره كرده كه از اشغال سفارت آمريكا و گروگان گيري ياد مي كند. وي مي افزايد كه نه ايران و نه آمريكا نمي توانند گذشته را فراموش كنند، اما موضوعي كه هر دو كشور با آن مواجه اند اين است كه اجازه ندهيم گذشته آينده را منجمد كند. آلبرايت صريحا اعلام مي كند كه ما نه قصد داريم و نه مي خواهيم كه در امور داخلي ايران دخالت كنيم و اذعان مي كنيم كه اسلام مركز ميراث فرهنگي ايران است و هيچ گونه تضاد ذاتي ميان اسلام و آمريكا احساس نمي كنيم. حيطه هاي علايق مشترك مانند صلح و ثبات در خليج فارس، تنش زدايي و اعتمادسازي منطقه اي، بحران ايجاد شده از سوي رژيم غيرقانوني عراق، صدور غيرقانوني مواد مخدر و بي ثباتي در افغانستان و ديگر حوزه هاي منافع بالقوه مشترك مانند روابط مستحكم ارمنستان و آذربايجان، توسعه اقتصاد منطقه اي، حمايت از مراكز فرهنگي تاريخي و حفاظت از محيط زيست، اموري است كه آلبرايت به عنوان زمينه هاي مشترك ميان ايران و آمريكا از آنها نام مي برد و مخالفت با تروريسم و تكثير هسته اي را نه يك هنجار آمريكايي بلكه جهاني مي خواند و حمايت از فرايند صلح خاورميانه توسط آمريكا را خدمت به علايق و اميدهاي دهها ميليون عرب و اسرائيلي ذكر مي كند. وي مي گويد هنگامي كه ما از حقوق بشر سخن مي گوييم نمي كوشيم تا ارزش هاي خود را تحميل كنيم بلكه بر اصولي تاكيد مي كنيم كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است. بيانيه مجاهدين انقلاب پس از بررسي سه ديدگاه، درباره سخنان اخير آلبرايت مي گويد: سخنان مهم و تاريخي آلبرايت و دگرگوني ابتكاري كه در لحن و رويكرد سياست خارجي آمريكا نسبت به ايران حاصل شده است، زماني معنادارتر مي شود كه بدانيم هيچگونه مذاكره پشت پرده و دادوستد يا امتياز بخشي از سوي دولت آقاي خاتمي صورت نگرفته است و بهترين دليل براي اين امر آن است كه چنانچه كوچكترين ارتباط پنهاني يا امتيازدهي انجام گرفته بود مخالفان دولت و جبهه ضد اصلاحات با بزرگنمايي هر چه تمامتر، آن را به حربه اي تبليغاتي و سياسي عليه خاتمي تبديل مي كردند. براي اينكه اهميت عقبنشيني ها و اعترافات وزير خارجه آمريكا آشكارتر شود مي توان سياست هاي دوران پيش از دوم خرداد را به خاطر آورد كه چگونه علي رغم مذاكرات پنهاني و ديپلماسي عقبنشيني و امتيازدهي به آمريكا كه يك نمونه آن موضع گيري ايران در جنگ خليج فارس و كمك به آزادي گروگان هاي آمريكايي در لبنان بود، دولت آمريكا نه تنها نرمش و تغيير موضعي در برابر ايران از خود نشان نداد بلكه بر سخت گيري ها و فشارهاي خويش نسبت به ايران كساني افزود كه امروز مي كوشند با تظاهر به مواضع ضد آمريكايي، پيروزي ها و دستاوردهاي مهم دوم خرداد در عرصه بين المللي و از جمله در قبال آمريكا را ناچيز جلوه دهند و بدون توجه به مصالح و منافع ملي، همچنان بر طبل توخالي جنگ و دشمني با آمريكا مي كوبند كساني هستند كه در دوره گذشته پرچم مذاكره و ارتباط با آمريكا را بلند كرده و يا حقيرانه به سينه زني در زير علم آن برخاستند.