Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790117-47732S4

Date of Document: 2000-04-05

درباره رايشتاگ - بنايي كه ناشناخته باقي مانده است; از پوشش تا پرده گشايي بناي رايشتاگ از بدو تاسيس ( ) 1894 تا زماني كه به بوندستاگ پارلمان جديد كشور آلمان تبديل شد ( ) 1999 شاهد تاريخ متلاطم يكصد سال اخير اين سرزمين است. به نوشته مجله اشپيگل، اين بنا تماشاگر دوران دمكراسي، حكومت خودكامه نازيسم، كمونيسم و ديكتاتوري، جنگ سرد، دوپارگي و اتحاد دوباره بوده، ولي خود هنوز ناشناخته باقي مانده است. ساختمان رايشتاگ كه از سال 1894 افتتاح شد تاكنون مشغول ترميم و تغيير بوده است و از نقشه هاي اوليه كه توسط پل - والوت معمار اهل فرانكفورت ترسيم شده و به اجرا درآمده، جز چند طرح، هيچ سند و مدرك ديگري باقي نمانده است. گفته شده كه بنا از نظر تعداد كتابي كه داشته، سومين كتابخانه برلين و مالك مدرن ترين آشپزخانه شهر كه بدترين قهوه در آنجا طبخ مي شده، بوده است! نماي خارجي ساختمان را تعداد بسياري مجسمه هاي تجملي به سبك باروك دوران ويلهلم، تزئين مي كرده كه اكنون تعداد كمي از آنها باقي مانده است. در همان سالهاي نخست معلوم شد كه ساختمان براي هدفي كه ساخته شده بسيار كوچك است و پس از آن كه براي دومين بار، پيشنهادات معماران به منظور گسترش ساختمان با شكست روبه رو شد، صحبت از تخريب كلي و ساخت بناي جديدي مطرح شد تا اين كه آتش سوزي مهيبي در تاريخ 27 فوريه 1933 سالن اصلي را از بين برد و به بحث تخريب و نوسازي خاتمه بخشيد. هيتلر و همرزمان وي فورا از اين رخداد سوءاستفاده سياسي كردند و گناه آتش سوزي را به گردن كمونيستها انداختند و كارگري بيكار و هلندي را مسبب حريق شناخته و بازداشت كردند. خود نيز به ساختمان واريته كه براي نمايشهاي مختلف و ازجمله سيرك اختصاص داشت، نقل مكان كردند كه محل راحت تري براي آنها و برنامه هايشان بود. در دوران اقتدار حزب نازي معمار سرشناس آلبرت - اسپر مجموعه ساختماني عظيمي را طرح ريزي كرد كه شامل رايشتاگ و دروازه براندنبورگ نيز مي شد، اما هيچ گاه عملي نشد و براي هميشه به صورت طرح باقي ماند. در زمان جنگ جهاني دوم، با وجود اين كه اين بنا از نظر استراتژيك بي اهميت بود، به دليل آتش بارهاي ضدهوايي كه بر بامش مستقر كرده بودند، مورد شديدترين حملات متفقين قرار گرفت و چند ماه بعد بر سبزه هاي روئيده در ويرانه هاي آن گوسفندان چرا مي كردند و در حالي كه بعضي از سكنه گرسنه برلين بر روي زمينهاي سوخته اطراف آن سعي بر كاشت سبزيجات داشتند، عده اي ديگر ساختمان را به بازار سياه تبديل و مشغول كسب و كار غيرمجاز بودند. پس از دوران جنگ، رايشتاگ فداي دوران صلح شد و با وجود اين كه براي استفاده از بنا هيچ برنامه اي نبود، در سال گنبد 1954 ويران آن را برداشته و نماي بيروني اش را از تزئينات مجلل پاك ساختند. در سال 1961 همان سالي كه ديوار برلين كشيده شد و شهر به دو پاره تقسيم شد، آقاي پل بام گارتن مسئول تعمير بنا شد و كليه ديوارهاي داخلي ساختمان با گچبريها و يادگارهاي سربازان روس كه مدتي در اين ساختمان اطراق نموده بودند، با قشر ضخيمي از پشم شيشه نسوز و متراكم پوشاند و به آن زيبايي بي هويتي بخشيد كه در دهه شصت ميلادي مدرن تلقي مي شد. از اين تاريخ به بعد، هرچند گاهي نمايشگاه و يا مراسمي در آنجا برگزار مي شد ولي رايشتاگ بيشتر به غولي شبيه بود كه در سايه ديوار برلين آرميده باشد. كريستو، پوشش و بازگشايي رايشتاگ كريستو - يا واشف كه جهان هنر، وي را تنها به نام كريستو مي شناسند 65 سال سن دارد و بلغاري تبار و ساكن كشور امريكاست. او در تاريخ 1957 از سرزمينش كه در آن زمان به بلوك شرق تعلق داشت به غرب گريخت و با ياد و ديده هم وطنش گئورگي ميكائلوويچ - ديمتروف كه در سال 1933 همراه با كارگر هلندي متهم به ايجاد حريق در ساختمان رايشتاگ شده بود، به بنا مي نگريست. ديمتروف در دفاعيه خويش با صداي بلند شخص هيتلر رهبر حزب را به آتش كشيدن ساختمان متهم نمود. حكم آزادي ديمتروف براي وي محبوبيت و وجاهت ملي به بار آورد و ده سال بعد به نخست وزيري كشورش بلغارستان برگزيده شد. كريستو از زمان گريز، به غرب به ياد ديمتروف، مشغول برنامه ريزي پروژه پوشش و بازگشايي ساختمان به عنوان نمادي خاص است، ولي با وجود آنكه از همه طرحهاي هنري در كشور آلمان استقبال به عمل آمده و او هميشه هزينه پروژه هاي خويش را شخصا پرداخته تا سال 1995 از اجراي اين طرح ممانعت به عمل آمد و بالاخره نيز در آخرين دقايق و همزمان با شروع كار تبديل رايشتاگ به بوندستاگ توسط معمار پرآوازه انگليسي نورمان - فوستر به كريستو اجازه اجراي طرح داده شد. در روز هفتم ماه ژوئن سال 1995 پس از بيست و چهار سال برنامه ريزي كريستو در هوايي مناسب شش تن پارچه نقره فام را مانند آبشاري يخ زده با چينهاي پرآهار از بام به زير افكند. شش تن پارچه برابر يكصد هزار متر كه با آن مي توان 14 زمين فوتبال را مفروش ساخت پس از برش توسط خياطان ماهر نماي خارجي و دو حياط دروني ساختمان را پوشاند و پانزده هزار متر طناب آبي رنگ به لفاف پارچه اي، فرم بخشيد. دو هفته بينندگان، پارلمان مخفي شده و روپوشيده را بازديد و تحسين نمودند و براي اشخاصي كه موفق به ديدار نشده بودند فيلم تلويزيوني به مدت يكصدوپنجاه دقيقه به ارزش دوميليون مارك تهيه شد كه تلاش ساله 24 كريستو و همسرش را به نمايش گذاشت. مخارج اين اثر هنري 10 ميليون مارك برآورد گرديد و كريستو را راضي و شاد، ولي مقروض نمود. انعكاس اين رويداد تاريخي به آنجا رسيد كه دهقانان براي اعتراض به سياست كشاورزي دولت و جلب توجه و حمايت مردم بام مراكز دامداري و كشاورزي خود را به نحوي پوشاندند و از كريستو تقليد كردند. قبل از پوشش براي چند مجسمه موجود در نماي ساختمان قفسهاي آهنين به /2 5قيمت ميليون مارك ساختند كه هم آنها را از صدمات احتمالي حفظ كرده و هم به اثر كريستو نظام و تقارن تمامي بخشيد طرحهايي كه كريستو در زمان 24 ساله انتظار در دفترش در نيويورك مي كشيد براي تامين هزينه بسته بندي رايشتاگ به فروش رفته اند. يكي از زيباترين آثار كلاژي است كه هنرمند در سال 1986 كشيد و توسط بانك برلين هيپو خريداري گرديد و اينك در مجموعه بانك نگهداري مي شود و كريستو به آن نام نماد آغاز مجدد را بخشيده است. كريستو در مصاحبه اي مطبوعاتي در اين باره گفته است: قبلا مي خواستم به عنوان نموداري از تقسيم يك كشور و يك شهر آن را بپوشانم و براي مدتي از ديدها مخفي كنم، چون اعتقاد دارم كه نديدن باعث بهتر ديدن مي شود. هرچه پوشانده شود باعث توجه بيشتر خواهد انسانها شد از نديدن، ديدن را مي آموزند، ولي بعداز اتحاد دو پاره كشور، به نظر من اهميت پروژه بيشتر چيزي كه شد محال به نظر مي رسيد، به واقعيت انجاميد. كشور مجددا يكي و برلين پايتخت آن و رايشتاگ پارلمان گرديد. گردآوري و ترجمه: لادن گل - آراسته