Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790116-47730S12

Date of Document: 2000-04-04

پاسخ مهاجراني به مصباح يزدي * بي نتيجه ماندن در خواست مهاجراني براي مناظره با مصباح يزدي موجب از سر گيري انتشارستون معروف نقد حال براي پاسخ به مدعيات آقاي مصباح در باره تسامح و تساهل شد * مهاجراني با استناد به نوشته هاي اخير مصباح يزدي، سخنان وي درباره غيرت ديني و مخالفت هايش رابا تساهل و تسامح در اسلام مورد ترديد جدي قرار داده است گروه سياسي: چند روز پس از سخنان مصباح يزدي در يكي از مساجد قم كه در آن به هواخواهان تسامح و تساهل به شدت حمله شده و معتقدان به اين شيوه را به بي غيرتي متهم ساخته بود، عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه از وي به عنوان جدي ترين طراح نظريه تساهل و تسامح در دو سال گذشته ياد مي شود، به سخنان مصباح پاسخ گفت. مهاجراني كه قبلا پيشنهاد مناظره اي رودررو و مستقيم و از طريق صدا و سيما را با مصباح يزدي در همين باره مطرح ساخته بود، پيش از اين نيز از سوي نمايندگان اكثريت مجلس پنجم و به جهت در پيش گرفتن سياست تسامح در وزارتخانه تحت اختيار خود تا لبه خروج از وزارت پيش رفته بود، اما سخنان منطقي و محكم وي در جلسه راي اعتماد و دو سال بعد در جلسه استيضاح، برخي از نمايندگان مردد را به سمتي كشاند كه به وي راي اعتماد دهند و همين امر موجب شد تا مخالفان وي از رئيس جمهور تقاضاي استعفا و عزل وي را مطرح سازند. اما خاتمي در مقابل طلاب متحصن و هوادار مصباح كه خواستار عزل مهاجراني بودند، ضمن حمايت از وزير اصلاح طلب خود از آنها خواست تا از طريق قانوني خواسته هاي خود را تعقيب كنند. در همين گير و دار بود كه مصباح يزدي در يك سخنراني به سياست هاي فرهنگي دولت به شدت حمله كرد و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را مسئول اين سياست ها دانست. مهاجراني كه به سخنگويي و حضور ذهن قوي شهره است، از مصباح خواست در مناظره اي رودررو كه از صدا و سيما و به طريق مستقيم پخش شود، نقطه نظرات خود و پاسخهاي وي را در معرض داوري افكار عمومي قرار دهند، مصباح از اين دعوت استقبال كرد اما هفته اي نگذشت كه عده اي از هواخواهان و هواداران مصباح در نشست هاي خصوصي و حتي منابر عمومي وي را از اين مناظره پرهيز دادند. پي گيري هاي بعدي مهاجراني از لاريجاني - رئيس سازمان صدا و سيما - درباره علت تاخير در برگزاري اين مناظره به نتيجه اي نينجاميد و درنهايت كار به آنجا رسيد كه عطاءالله مهاجراني به تريبون سنتي خود، در روزنامه اطلاعات و ستون معروفش نقد حال پناه ببرد و در همان ستون به مدعيات مصباح يزدي درباره تسامح و تساهل پاسخ مهاجراني گويد در اين نوشته - كه يادآور پاسخ مرحوم شهيد بهشتي به مصباح يزدي است - با استفاده از نوشته هاي مصباح در كتابهايش، سخنان وي درباره غيرت ديني و مخالفت هايش با تساهل و تسامح در اسلام را مورد ترديد جدي قرار داده است. مهاجراني با اشاره به فرازي از نوشته مصباح در كتاب تازه چاپ شده اش با عنوان جامعه و تاريخ كه نوشته بود رهبر بايد در اموري كه از قبيل هدف و اصول نهضت نيست تسامح و مدارا روادارد. همچنين بايد نسبت به لغزش ها، خطاها و اشتباهات ياران و پيروان خود سعه صدر و سهل انگاري داشته باشد چراكه همه آنان و حتي والامقام ترينشان در حد اعلاي علم، اخلاق و عمل نيستند و بالطبع نقاط ضعفي دارند و اگر هر يك از آنان به علت نقطه ضعفي كه دارد طرد شود پيشرفت حركت اجتماعي متوقف خواهد شد اين نوشته را با سخنان اخيرش كه به تاييدجنگ طلبي و خشونت فيزيكي مي پردازد در تضاد و تنافر قرار مي دهد و مي نويسد استاد مصباح تسامح را مدارا تعريف كرده اند و از آن تلقي مثبت داشته اند. تسامحي كه ديگر در برابر دين و عليه ارزش هاي ديني نيست; مهاجراني در ادامه همين نوشته شهيد مطهري و آيت الله شمس آبادي را از قربانيان خشونت عناصر گول و گيج معرفي كرد و با نقل بيت معروف حافظ از آيت الله مطهري در آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است. با دوستان مروت با دشمنان مدارا از قول آن مرحوم و در ذيل توضيح همين بيت مي افزايد: ولي فرمان اسلام از اين بالاتر است. اگر [حافظ ] به اسلام نيز نزديكتر مي شد چنين مي گفت: با دوستان مروت با دشمنان هم مروت و مردانگي. اينكه اباعبدالله در وقتي كه دشمنش (اشاره به سربازان حر كه تشنه بودند و راه بر امام حسين و ياران بستند ) تشنه است به او آب مي دهد معنايش مروت است (استاد مطهري مجموعه آثار ج 17 صفحه ). 387 مهاجراني چنانكه خود در بخش نخست نوشته اش آورده، در چند شماره به پاسخ مدعيات ضدتسامح و تساهل مصباح خواهد پرداخت. اما افكار عمومي همچنان اين پرسش را با مسئولان صدا و سيما در ميان مي گذارد كه آيا زمان آن نرسيده است كه مناظره اي مستقيم بين اين دو تن تمهيد و تدارك؟ شود و نيز پرسش اساسي تري را با مصباح، كه در پشت جلد چاپ تازه كتابش از وي به عنوان علامه حضرت آيت الله مصباح از بارزترين متفكران اسلامي ياد شده است در ميان مي گذارد كه چرا از مناظره با شخصي كه هواخواهانش وي را در اندازه علامه نمي دانندسر؟ بازمي زند