Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790116-47722S3

Date of Document: 2000-04-04

نگاهي به بحران آموزش زبان انگليسي در واحدهاي آموزشي كشور ژاپن; ژاپني ها، در مورد آموزش زبان انگليسي چگونه؟ مي انديشند * اعلام زبان انگليسي به عنوان زبان رسمي دوم و انتشار تمام اسناد دولتي به اين زبان در ژاپن، از سوي هيات بررسي نقايص نظام آموزشي، بي گزافه انقلابي شگرف است تلاش ژاپنيها براي يادگيري زبان انگليسي كه مدتها نوعي لطيفه ملي بود، اكنون به نظر بسياري به بحران تبديل شده است. سالهاست كه دولت بودجه كلاني را صرف تجهيز گروههاي آموزش زبان انگليسي در مدارس مي كند و با اين حال، همچنان در آزمونهاي بين المللي زبان انگليسي، ژاپنيها در نزديك ته جدول قرار مي گيرند. اين به رغم آن است كه هر دانش آموز ژاپني دست كم به طور رسمي ده سال در مدرسه زبان انگليسي مي خواند. به گزارش رويتر، اكنون با توجه بيش از پيش ژاپن به بهره برداري از قابليتهاي اينترنت جهت بهبود اقتصادي و نيز تلاش اين كشور به منظور ارتقاء وجهه ديپلماتيك توكيو در محافل بين المللي، بسياري معتقدند نظام آموزشي ژاپن بايد نگرش خود را به زبان انگليسي عوض كند و اهميت بيشتري به آن بدهد. هياتي از كارشناسان كه به دستور كيزوابوچي نخست وزير ژاپن مامور بررسي نقايص اين كشور در شروع قرن جديد شده بودند، در گزارش خود پيشنهاد كرد ژاپن بايد اعلام زبان انگليسي به عنوان زبان رسمي دوم را بررسي كند. در اين گزارش گفته شد تا زماني كه هر بزرگسال ژاپني به آشنايي با زبان انگليسي مجهز نشود، اين احتمال وجود دارد كه ژاپن از رونق جهاني فن آوري اطلاع رساني عقب بماند. در كشوري كه همواره به وجهه يگانگي فرهنگي و زباني خود باليده است، آراي اين هيات از جمله آن كه تمام اسناد دولتي به زبان انگليسي منتشر شوند، بي گزافه، انقلابي است. روزنامه استويتس تايمز چاپ سنگاپور تا آن جا پيش رفت كه اين پرسش را مطرح كرد كه آيا اين گزارش گشايش سوم ژاپن پس از نوزايي عصر ميجي در سال 1868 شكست در جنگ جهاني دوم؟ است مشهود است كه ابوچي به هياتهاي توصيه كننده علاقه خاصي دارد، اما توصيه هاي اين هيات مورد توجه همگان واقع شد كه معتقدند ضعف آموزش زبان انگليسي در ژاپن هزينه گزافي را در عصر جهاني شدگي بر اين كشور تحميل خواهد كرد. سر مقاله روزنامه هاي ژاپني و برخي ديگر روزنامه هاي ديگر آسيايي از محتواي اين گزارش اظهار خرسندي كردند و چندين سياستمدار و دانشگاهي برجسته اين كشور از عقيده اعلام انگليسي به عنوان زبان رسمي دوم پشتيباني كردند. شيگفومي ماتسوزاوا، عضو پارلمان ژاپن در حال تهيه طرحي است كه انگليسي را زبان رسمي دوم ژاپن اعلام مي كند. وي معتقد است اين كارنه فقط به نظام آموزش ژاپن مربوط مي شود، بلكه با آينده اين كشور ارتباط تنگاتنگ دارد. او گفت: جهاني شدگي سبب مي شود تا يك صد سال ديگر خارجيان زيادي ساكن ژاپن شوند و انگليسي راه برقراري ارتباط با آنان است. ماتسوزاوا معتقد است بايد انگليسي در زندگي روزمره جا بيفتد و از جمله در تلويزيون به كار گرفته شود و آموزش اين زبان در مدارس ابتدايي و دانشگاهها گسترده تر شود. به نظر وي، توكيو مي تواند به شهري بين المللي همچون هنگ كنگ و سنگاپور مبدل شود كه به راحتي با بيش از يك زبان و فرهنگ مي سازد. طرفداران اين طرح اميدوارند افزايش فشار سياسي بر نظام آموزش خودكامه ژاپن جهت تشويق فردگرايي و خلاقيت بيشتر سبب شود تا به بهبود آموزش انگليسي توجه بيشتري شود. طرحهايي اجرا شده است كه هدف از آن، كاهش تاكيد بر يادگيري طوطي وار است. محصول چنين نظام آموزشي افرادي بوده است كه كاركنان خوبي براي شركتهاي ژاپني بوده اند. طرحهايي نيز در دست تهيه است كه براساس آن آموزشياراني در كنار آموزگاران ژاپني در دبيرستانها به كار گرفته شوند كه انگليسي زبان مادري آنان است. در دبيرستانها شش سال آموزش زبان اجباري است. همزمان با انتشار گزارش هيات ياد شده، نتايج آزمون بين المللي تافل منتشر شد كه در آن دانش آموختگان ژاپني از ميان 21 كشور درمرتبه هجدهم قرار گرفتند. ژاپنيها توانستند فقط افغانيها، لائوسيها و كامبوجيها را جا بگذارند و با فاصله زيادي از چين و كره جنوبي در آن جدول قرار بگيرند. برخي كارشناسان استدلال مي كنند افزايش سطح آموزش زبان انگليسي چيزي نيست كه ظرف چند سال ميسر باشد، بلكه چه بسا چند دهه طول بكشد كه طبعا ديگر به درد دوران رونق اينترنت نمي خورد. اما برخي آموزگاران اين امر را رد مي كنند. يك آموزگار زبان انگليسي گفت: درصد 90 يادگيري زبان به انگيزه بستگي دارد و اكثريت مردم فعلا به زبان انگليسي نياز ندارند... اما اينترنت همه را به تكاپو انداخته است. با اين حال، محافظه كاران كه از قبل نسبت به امكان گسترش مهاجرت به ژاپن به موازات پيري روزافزون جمعيت اين كشور نگران هستند، آنچه را به اعتقاد آنان، تهديدي ديگر نسبت به فرهنگ ژاپني است با بدبيني مي نگرند. اخيرا فيلمي در ژاپن به نمايش درآمد كه بازتاب كابوسي است كه بسياري از ژاپنيها مي بينند. داستان فيلم كه در ين تاون مي گذرد، درباره گروهي از مردم آسيا و اروپاست كه در ژاپن زندگي مي كنند و با ملغمه اي غريب از چيني، انگليسي و ژاپني با هم صحبت مي كنند. برخي ديگر از سياستمداران، در برابر مطرح شدن مساله ارتقاء آموزش زبان انگليسي، اين نكته را برجسته كرده اند كه نخستين نگراني دولت، بايد بهبود وضع آموزش زبان ژاپني گفتاري و نوشتاري باشد كه به اعتقاد بسياري تنزل كرده است. ماتسوزاوا گفت: پارلمان و نظام آموزش دو نهاد از محافظه كارترين عناصر در ژاپن هستند.. تصور مي كنم فقط حدود يك سوم يا يك چهارم سياستمداران حزب حاكم ليبرال دموكرات خواهان بهبود آموزش زبان انگليسي باشند. وي افزود: شايد ده سال طول بكشد تا پيشنهادهاي وي به اجرا درآيد. او خاطرنشان مي كند براي بسياري از افراد، دفاع از فرهنگ ژاپن، برزبان تقدم دارد و وي مي كوشد نشان دهد اين دو مغايرتي با هم ندارند. در كشاكش استدلالهاي كارشناسان و رايزني هياتها، شركتها و مردم ژاپن خود دست به كار با شده اند توجه به آن كه نظام آموزش اين كشور پس از جنگ جهاني دوم تحول چنداني نداشته است، شايد فقط بخش خصوصي بتواند در اين وضعيت تغييري پديد آورد. آمار وزارت آموزش نشان مي دهد شمار ژاپنيهايي كه پارسال براي آموزش زبان به خارج رفتند، به نفر 56000 رسيد كه نسبت به سال پيش از آن پنج هزار نفر افزايش نشان مي دهد و اين در حالي است كه ركود اقتصادي همچنان گريبانگير مردم است. برآورد مي شود ساليانه يك ميليارد دلار به جيب آموزشگاههاي زبان انگليسي در اين كشور مي رود و هر ماه بين 5000 تا 9000 نفر برشمار برخي آموزشگاههاي معروف از جمله نووا افزوده مي شود. شماري از شركتهاي بزرگ ژاپني مانند توپوتا و فوجيتو كه پي برده اند نمي توانند به تغيير نظام آموزش دلخوش كنند، برنامه هاي خاصي را براي آموزش مديران خود به اجرا درآورده اند و آنان را به اين منظور به دانشگاههاي آمريكا مي فرستند. برخي ازمديران شركتها معتقدند اقتصاد ژاپن جديد نياز چنداني به كمك دولت رشد ندارد سريع شركتهاي مرتبط با اينترنت را نسل جديدي از كار آفرينان جوان و تحصيلكرده هدايت مي كنند كه اغلب انگليسي را روان صحبت مي كنند. يكي از اين مديران گفت: صرف اين كه مردم انگليسي صحبت نمي كنند، به آن معنا نيست كه نمي توانند از آن استفاده كنند. ماهيت اينترنت طوري است كه هر كشوري مي تواند براساس زبان خود از آن استفاده كند. در نتيجه چه بسا زماني برسد كه انگليسي ديگر زبان غالب در مراودات تجاري نباشد. منبع: /رويتر مترجم: وحيد رضا نعيمي