Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790115-47714S1

Date of Document: 2000-04-03

عيد غدير در فرهنگ شيعه شادروان استاد محمدحسن مشايخ فريدني تعظيم روز غدير و برگزاري مراسم عيد در آن از ديرباز شعار تشيع است. به علاوه چون به موجب بعض احاديث (زادالمعاد مجلسي، حديث مقلي بن خنيس ) روز غدير مصادف با نوروز بوده شيعيان افغانستان و هند و پاكستان روز اول فروردين را به احترام روز غدير عيد مي گيرند (يادداشتهاي ماموريت نويسنده در هند و پاكستان ) در مصر خلفاي فاطمي عيد غدير را رسميت دادند (المعزالدين الله، حسن ابراهيم و طه شرف ) 285 در ايران نيز از سال 907 ق كه شاه اسماعيل صفوي به سلطنت رسيد و مذهب تشيع را رسميت و رواج داد تا امروز عيد غدير از اعياد رسمي كشوري است. در نجف هر سال در اين روز مراسم باشكوهي در صحن علوي منعقد مي شود و رجال و علماي شيعه و سفراي بلاد اسلامي در آن حضور يافته، خطابه ها و قصايد غديريه القاء مي شود (يادداشتهاي ماموريت نويسنده در عراق ) در احساء و قطيف كه موطن شيعيان اثني عشري است و در يمن كه شيعيان زيدي به سر مي برند نيز روز غدير با جشن و چراغاني برگزار مي شود و در مجامع مذهبي حديث غدير روايت مي گردد; ادبيات غدير و غديريه ها، واقعه غدير خم علاوه بر آن كه سرفصل كتب تفسير و حديث و كلام و فقه و تاريخ شيعه است در ادبيات و هنر و عادات و آداب اجتماعي و سنن ملي شيعه نيز تاثير سازنده داشته است و مخصوصا در شعر عربي و بعد فارسي جاي ممتازي دارد. علاوه بر حسان بن ثابت كه نخستين شاعر غديريه سرا بود ساير صحابه مانند اميرالموءمنين علي ( ع ) عمروبن، العاص و قيس بن سعد بن عباده اين حديث را در اشعار خود جاويدان ساختند. بعد از ايشان فحول شعراي عرب مانند كميت بن زيد اسدي، سيد اسماعيل حميري، ابوتمام، دعبل خزاعي، شريف رضي، شريف مرتضي، مهيار ديلمي، صاحببن عباد، ابوفراس، حسين بن حجاج، كشاجم، ابن منير طرابلسي و صفي الدين حلي... غديريه هاي پرمغز و عالي سرودند و اين هنر را در ادب عرب و بين شيعيان رايج ساختند. نمونه اشعار ايشان در كتاب اعيان الشيعه و الغدير به چاپ رسيده است. شرح احوال شاعران شيعي عرب در كتاب اخبار شعراءالشيعه تاليف ابوعبدالله مرزباني و ادبالطف تاليف سيد جواد شبر و ساير تراجم شعراء و تواريخ ادب عرب مسطور است. در زبان فارسي قديمي ترين غديريه از منوچهري دامغاني (م ق ) 432 در دست است. از آن پس شاعران شيعي در ايران و ساير بلاد آسيا به غديريه سازي پرداختند و از عهد صفويه رسم شد كه در مجالس رسمي عيد غدير قصائد غديريه خوانده شود. از مشاهير شاعران پارسي غدير بايد از ناصرخسرو قبادياني، سنائي غزنوي، ابن يمين فريومدي، وحشي بافقي، قاآني شيرازي، شمس الشعراء سروش، ملك الشعراء صبوري، غالب دهلوي، اديبالممالك فراهاني، شيخ الرئيس حيرت و ملك الشعراء بهار... نام برد (يادنامه علامه اميني، /414 1تا 430 مقاله دكتر سجادي تهران 1352 ش ) به علاوه مثنويها و حماسه هاي بسيار در اطراف حديث غدير سروده شده و موضوع را از جنبه هاي مختلف مورد بحث قرار داده اند. مشهورترين مثنويهاي عرفاني كه به نام ولايت نامه معروف است، اثر طبع هاشم ذهبي، محمدهاشم درويش زنجاني، صدر كاشف دزفولي، ضمير حلوايي، عبدالواحد ناظم، فارغ گيلاني، آخوند ملاسلطان علي گنابادي و سليم توني است (/144 25 الذريعه و). 145 * ايرادات بر حديث غدير و پاسخ آنها، غالب علماي اهل سنت مانند شيعيان در صحت حديث غدير ترديد نمي كنند. نام چهل تن از ايشان را اميني در الغدير ( /294 ) 1با اقوال و ترجمه احوالشان ثبت كرده است. ولي به دلايلي كه در كتب خود آورده و بيشتر آنها تقليدي است اين حديث را براي اثبات ولايت مطلقه و خلافت بلافصل كافي نمي دانند. براي روشن شدن موارد اختلاف توضيحات ذيل نوشته مي شود) 1 از قرن پنجم هجري كه تعصبات وصف آرائي هاي مذهبي شدت يافت بعضي مانند ابن حزم اندلسي (م 438 ق ) و بعد از او ابن تيميه (م 622 ق ) به دليل آنكه حديث غدير در صحيح بخاري و صحيح مسلم مذكور نيست و از طرق اهل سنت روايت نشده و جز در مسند ابن حنبل در ساير صحاح نيامده است. آن را ضعيف شمردند. ملا سعد تفتازاني و قاضي عضدايجي و ملا علي قوشچي و مير سيد شريف جرجاني و نظائر ايشان نيز همين سخنان را تكرار و براي نظر خود شاهد آوردند كه ابو داوود و ابو حاتم سجستاني نيز صحت اين حديث را مورد طعن قرار داده اند. شيعيان در پاسخ ايشان مي گويند: اولا ) احاديث صحيح به مندرجات دو كتاب بخاري و مسلم منحصر نيست. به همين سبب حاكم نيشابوري (م 405 ق ) كتاب المستدرك علي الصحيحين را نوشته بود تا احاديث صحيح از قلم افتاده را در آن جمع كند و حديث غدير از آن جمله است; ثانيا ) حديث غدير در صحيح ترمذي و سنن ابن ماجه و سنن دار قطني و مسند ابن حنبل كه هر چهار از اصول موفق اهل سنت به شمار مي رود مسطور است (فضائل الخمسه ); 349 ثالثا ) در طرق حديث غدير سي تن از مشايخ بخاري و مسلم ( الغدير، /320 ) 1مذكورند كه اگر در اعتبار ايشان شكي باشد اعتبار احاديث بخاري و مسلم نيز زير سوءال مي رود; رابعا ) حديث غذير را صدوده تن از صحابه و هشتاد و چهار تن از تابعين و سيصد و ده محدث روايت كرده اند. چنين حديث متواتري را ضعيف چگونه توان گفت; خامسا ) حديث من كنت مولاه فعلي مولاه كه در حديث غدير آمده در ساير احاديث صحيح نيز آمده مانند است حديث بريده بن الحصيب و حديث اغمش وحديث ابن عباس (المستدرك /110 3 علي الصحيحين; فيض القدير /218; 6/4 6حليتالاولياء و; 23 مسند ابن /358 5 حنبل; /152 6 كنزالعمال; ذخائر /86 1 العقبي; مجمع الزوائد /119 ); 2 ) 9در دلالت حديث غدير بر ولايت و امارت علي بر همه موءمنان و امامت و خلافت او همه علماي شيعي اتفاق نظر و اجماع شواهد دارند بسيار از كلام فحول شعراء و لغويين عرب كه قولشان در عربيت حجت است ثابت مي كند كه مولي به معني اولي به نفس و ولي واجب الاطاعه است و چنانكه گذشت ابوبكر و عمر علي را مولي كل موءمن و موءمنه خواندند كه معلوم است به معني ولي واجب الاطاعه است; ) 3 در فرهنگهاي عربي مولي به بيست و هفت معني آمده است: پروردگار، انعام دهنده، انعام داده شده، آزادكننده، آزادشده، پسر، عمو، پسرعمو، خواهرزاده، شريك، بنده، مالك بنده، هم سوگند، يار، تابع، همسايه، مهمان، ولي، ناصر، داماد، عهده دار امر، سزاوارتر، خويشاوند، آقا، متولي، فقيد و دوستدار. علماي اهل سنت به دلائلي كه در كتب حديث و كلام ذكر كرده اند مولي را در حديث غدير دوستدار و ياور معني مي كنند. مولانا جلال الدين رومي حديث غدير را در مثنوي معنوي چنين ترجمه كرده است: زين سبب پيغمبر با اجتهاد نام خود وان علي مولي نهاد گفت هر كس را منم مولا و دوست ابن عم من علي مولاي اوست و مي گويند مولي به معني اولي يا ولي نيست چون وزن مفعل در زبان عرب به معني افعل يا فعيل نيامده است بنابراين به اين حديث بر ولايت مطلقه و خلافت علي نمي شود استناد كرد. شيعيان اين استدلال را نادرست مي دانند و شواهد بسيار اقامه مي كنند كه مفعل به معني افعل و فعيل هر دو آمده است (/391 1 فضائل الخمسه به بعد; /344 1 الغدير به بعد )به علاوه ياري كردن و دوست داشتن پيغمبر به حكم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصيه ياري كردن و محبت علي هم مساله چنان مهمي نبود كه به خاطر آن كنگره اسلامي تشكيل شود. اين امر در ده ها حديث ديگر ابلاغ شده بود و تشريفات و بيعت كردن و تاج پوشي لازم نداشت; ) 4 احمد بن حنبل و ساير ائمه حديث آورده اند كه چند تن از انصار از جمله ابوايوب انصاري در رحبه ( كوفه ) نزد علي آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولي خطاب كردند. علي فرمود چرا به من مولي مي گوييد شما عربيد و من مولاي شما چگونه توانم ؟ بود گفتند: ما در روز غدير خم حضور داشتيم و شنيديم كه رسول الله ترا مولاي ما خواند از اين رو بر خود لازم مي بينيم ترا مولي خطاب كنيم (/187 1 الغدير)اين حديث دليل است بر آنكه معني مولي در حديث غدير بالاتر از دوست و ياور و به معني ولي امر است; ) 5 بعض علماي اهل سنت آورده اند كه حديث من كنت مولاه فعلي مولاه را رسول الله ( ص ) به اسامه بوده است. شيعيان اين قول را به هر دو احتمال باطل مي دانند زيرا اسامتبن زيد فرمود. او ضمن گفتگو با علي گفت: مولاي من رسول الله است. تو كه مرا آزاد نكرده اي. پيغمبر به اسامه فرمود: هر كرا من آزادكننده ام علي آزادكننده اوست. بعضي هم مي گويند مخاطب اين حديث در روز غدير زيدبن حارثه پدر اسامه بوده است. شيعيان اين قول را به هر دو احتمال باطل مي دانند زيرا اسامتبن زيد آزاد كرده پيغمبر نبود بلكه پدرش را رسول الله آزاد كرده بود و او آزاد به دنيا در آمد مورد زيدبن حارثه نيز اين سخن صادق نيست چون او در جمادي الاولي سال هفتم در جنگ موته شهيد شده بود و طبعا نمي توانست در روز غدير حضور داشته مامون باشد عباسي با همين استدلال چهل تن از محدثين اهل سنت را مجاب نمود (اعيان /363 1 الشيعه ); ) 6 ابن كثير شامي در تاريخ دمشق (به روايت اعيان الشيعه ) آورده است كه اجتماع غدير خم و حديث غدير در شان علي بدان سبب بود كه پس از بازگشت وي از فتح يمن چند تن از ناراضيان نسبت خشونت و عدم رعايت عدالت در تقسيم غنايم به او دادند، آن حضرب براي اثبات برائت ساحت علي و رفع شبهه، اجتماع غدير را ترتيب داد و آن سخنان را در فضائل علي بيان نمود. علماي شيعي اين قصه را نيز نامناسب و بي دليل مي دانند زيرا به اتفاق مورخين شكايت ناراضيان و پاسخ قاطع رسول الله در مكه درحضور حاجيان بود و حديث غدير مربوط به روز هجدهم ذي حجه بعداز خروج از مكه و بعداز مناسك حج است. با توجه به اين كه سبب خاصي پيش نيامد كه در فاصله چند روز شاكيان تجديد شكايت كنند و لازم باشد رسول الله (ص ) چنان كنگره عظيمي را براي پاسخگويي ترتيب دهد.