Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790115-47711S9

Date of Document: 2000-04-03

انسجام بخش كشاورزي نگرشي بر ديدگاههاي تازه در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي كه تب تند بعضي انقلابيون جوان باعث تسريع در تصميم گيريها مي شد، سازمانها و ارگانها و نهادهاي جديدي پا به عرصه گذاشته و به اجراي فعاليتهاي موازي مشغول شدند. من در اين مقاله نمي خواهم و بنا ندارم كه به نقد عملكردها يا تصميمات برهه اي و ضربتي بپردازم. خوشبختانه همه مسئولين نظام از رهبر معظم انقلاب گرفته تا كارشناسان ساده دستگاههاي اجرايي متوجه اين مشكل شده اند و در حال يافتن راه حلي براي گريز از اين بندها هستند. تنها مي خواهم در بخش كشاورزي وارد بحث شوم. در حال حاضر ارگانهاي بسياري به طور مستقيم يا غير مستقيم در حال فعاليتهاي كشاورزي هستند. بنياد مستضعفان و جانبازان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بنياد علوي، بنياد اميرالموءمنين، بنياد پانزده خرداد، شهرداريها، وزارت بازرگاني، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، وزارت دفاع و پشتيباني، وزارت صنايع، بنياد شهيد، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و آموزش عالي، وزارت جهاد سازندگي و بالاخره وزارت كشاورزي. و البته، اينها بخشهايي بودند كه در خاطر من مانده بودند. يعني حافظه من توانست فقط پانزده سازمان و ارگان را به ياد آورد. هر كدام از اين سازمانها و نهادها به نوعي درگير فعاليتهاي اساسي كشاورزي هستند و در كنار آنها ارگانهاي ديگري نيز مي باشند كه به نوعي درگير قضيه هستند، مانند وزارت نيرو و سازمان حفاظت محيط زيست. به عبارت بهتر، هر كس ساز خود را مي نوازد و كشاورز و مولد نيز ساز خود را. و ايكاش تراژدي به همين جا ختم در مي شد اين صورت جاي بحثي نمي ماند. بحث اينجاست كه پاسخگوي همه كاستي ها نيز بايد وزارت كشاورزي باشد. علي القاعده نيز نامش چنين توقعي را ايجاب كرده و مي كند و باكي نيست و راهي براي گريختن نمي ماند. وزارت كشاورزي از همان زمان كه اداره كل فلاحت بود خود را با كشاورز و كشاورزي عجين كرد. به نظرم مي رسد بد نيست براي جوانان پرشوري كه با گذشته ها ارتباط چنداني ندارند، قصه اي ساز كنم از تاريخچه كشاورزي در كشور. اولين گام رسمي براي به رسميت شناختن فلاحت كه تا آن زمان فقط در قالب حركتهاي سنتي راه مي پيمود، تاسيس مدرسه فلاحت مظفري بود در سال. 1279 يعني اولين حركت رسمي در شكل گيري كشاورزي عملي حدود 90 سال پيش اتفاق افتاد. در كنار تاسيس اين مدرسه فلاحت افرادي چون كاشف السلطنه و امثال او علاقه شان به مسائل كشاورزي باعث گرديد زراعت هاي جديدي مانند چاي، توتون، چغندر قند، سيبزميني، گوجه فرنگي، مركبات نيز جاي خود را در كنار زراعتهاي سنتي قديمي باز نمايند و دولت را به فكر تاسيس سازماني بياندازند كه نظارت بركشت، داشت و برداشت صحيح اين فعاليتهاي جديد زراعي و باغي داشته باشد. در سال 1296 يعني 83 سال قبل اداره فلاحت در كرج تاسيس شد و زير نظر وزارت فوائد عامه و تجارت و فلاحت قرار گرفت. در اين سال، به پيشنهاد وزير اين وزارتخانه، شورايعالي كشاورزي تاسيس و اين شورا ايجاد مدرسه عالي فلاحت در تهران و احداث دبستانهايي در روستاها را توصيه نمود، ولي به علت كمبود اعتبارات تاسيس آموزشگاه عالي كشاورزي ميسر نگرديد و تنها يك دبستان به نام دبستان برزگران در كرج افتتاح شد. اولين دوره فارغ التحصيلان اين مدرسه در سال 1298 از مدرسه بيرون آمدند تعداد آنها 20 نفر بود. دبستان برزگران پس از دو دوره كشاورزي فني در سال 1301 از وزارت فوائد عامه منتزع شده و جزء اداره كل خالصجات گرديد و بعدها هم مستقل شد. در سال 1301 شمسي املاك خالصه از وزارت فوائد عامه ( دارائي ) جدا و تحويل وزارت جنگ گرديد تا از محل درآمد جنبي خالصجات، جيره و خوراك سربازان تامين و از درآمد نقدي آن، حقوق افسران پرداخت شود. رئيس وقت اداره كل املاك خالصه براي افزايش درآمد، مامور شد تا نسبت به آبادي و عمران دهات خالصه، اقدام فوري كندو چون مباشرين اين اداره اكثرا فاقد سواد و دانش بودند، مدرسه كشاورزي تاسيس گرديد كه به تربيت مباشرين تحصيلكرده مبادرت ورزد. همين حركتها مقدمه فعاليت وزارت كشاورزي بود كه بعدها هم دستخوش تغييرات زيادي گرديد. در سال 1311 دبيرستان كشاورزي ديگري تاسيس شد. مدرسه فلاحت بعدها به دانشكده كشاورزي كرج تبديل گرديد و در سال 1312 اولين دانشكده دامپزشكي در ايران آغاز به كار نمود. شكل گيري رسمي ارگان موظف به توسعه كشاورزي نوين، ايجاب مي كرد كه كارهاي مطالعاتي، بررسي و تحقيقاتي و اجرايي در مراكزي متمركز شوند. به اين لحاظ، ايستگاههاي كشاورزي كه در آن زمان به باغهاي فلاحت موسوم بودند در 10 نقطه كشور ايجاد باغ هاي شدند فلاحت بهشهر، قائمشهر، ايلام، خرم آباد لرستان، خرم آباد مازندران از آن جمله اند. اين باغها بعدا به ايستگاههاي تحقيقاتي تبديل شدند. گام بعدي، ايجاد موءسسه دامپزشكي، بنگاه توسعه چغندر قند و بنگاه توسعه كشت توتون بود. ايجاد مراكز آموزش كشاورزي كه اولين آن مامازن ورامين بود در جهت تربيت نيروهاي انساني در دست اقدام قرار گرفت. در سال 1328 سازمان و وظايف و برنامه هاي وزارت كشاورزي توسط مرحوم دكتر احمد مقبل - وزير كشاورزي وقت - تدوين و براي اجرا به واحدهاي تابعه ابلاغ گشت. يعني در واقع، اولين سازمان مصوب و رسمي و جهت دار و هدف دار در اين سال ادامه وظايف وزارت كشاورزي گرديدسال 320 بعد از تاسيس اولين واحد كشاورزي كشور و شكل گيريهاي خام و فعاليتهاي پراكنده، سازمان وزارت كشاورزي حالت رسمي يافت. من تصور مي كنم جناب دكتر احمد مقبل در قيد حيات نيستند. اگر هستند مرا به خاطر اين اشتباه خواهند بخشيد و اگر به رحمت خدا رفته اند، خدايشان بيامرزد. دكتر مقبل با يك جمله گزارش فعاليت وزارت كشاورزي و سازمان تشكيلاتي آن را روي كاغذ آورده اند، بهترين راه موفقيت درپائين آوردن هزينه زندگاني، ازدياد توليد است. جالبتر اينكه در سال 1328 ايشان در گزارش خود به لزوم استفاده بهينه از منابع آب و خاك، اهميت تحقيق و آموزش و توجه به مسائل اقتصادي اشاره كرده و وظايف وزارت كشاورزي را در سه بند متمايز كرده اند: - بررسي و آزمايش - ارشاد و ترويج كشاورزي - اقتصاد كشاورزي سه اصلي كه هميشه مي تواند اصل باشد. ايشان در شرح وظايف وزارت كشاورزي سال 1328 نوشته اند: هدف اصلي وزارت كشاورزي، افزايش نيروي توليد گياهي و حيواني و حفظ و ازدياد منابع طبيعي كشاورزي است. افزايش نيروي توليد گياهي بوسيله افزايش سطح مزروع، افزايش عملكرد محصول در واحد سطح و مبارزه با عواملي كه باعث نابودي و يا نقصان محصول شوند ميسر مي گردد. افزايش توليد حيواني نيز بوسيله افزودن تعداد دام، اصلاح نژاد دام و روش دامداري و مبارزه با عواملي كه باعث نابودي و يا نقصان دام مي گردند تامين مي شود. وظايف وزارت كشاورزي مجموعه اقداماتي است كه براي نيل به اين هدف، ضرورت دارد. اين اقدامات در مرحله اول، بررسي و آزمايش براي يافتن بهترين روش كار و در مرحله ثاني بكار بستن نتيجه اين بررسيها و يا شناسانيدن و ترويج نتايج حاصله در بين توليد كنندگان است. علاوه بر اين، وزارت كشاورزي بايد كليه عواملي كه در افزايش و يا نقصان توليد و در زندگي روستائيان موءثر است تجزيه و تحليل كند و تدابيري اتخاذ نمايد كه مصالح اقتصادي و اجتماعي كشور تا آنجا كه مربوط به كشاورزي است تامين گردد. ان شاءالله در فرصتي ديگر عين متن كامل پيشنهادات ايشان كه بصورت مصوبه اي لازم الاجرا شد، را مكتوب نمايم كه هنوز بعد از نيم قرن قابل اجراست. ولي فعلا از مقوله بحث من جداست. از سال 1328 به بعد وزارت كشاورزي دچار تغييرات زيادي فعاليت هايي شد از آن منتزع ولي به دليل نياز، مجددا به سيستم مركزي وزارت بازگردانده شدند. اوج اين تغييرات در سال 1346 اتفاق افتاد. وزارت كشاورزي تكه پاره شد و تبديل به چهار وزارتخانه گرديد: - وزارت كشاورزي - وزارت منابع طبيعي - وزارت توليدات مصرفي - وزارت تعاون و امور روستاها. ذكر اين نكته نيز ضروري است كه در همه احوال، وزارت كشاورزي عنوان چندين ساله اش را حفظ كرد. تغييرات سال 1346 كه بيشتر به دلايل سياسي صورت پذيرفته بود - و نه به دلايل فني - محكوم به شكست گرديد و مجددا بر احياء وزارت كشاورزي و عمران روستايي منجر گرديد. در دهه چهل مشكل كم آبي رخ ننموده بود. بنابر اين لزومي به تكميل فعاليتهاي بخش كشاورزي با اضافه شدن فعاليتهاي مرتبط با آب نبود. در پايان سالهاي دهه 50 فعاليتهاي بخش كشاورزي در وزارتخانه هاي كشاورزي، تعاون و امور روستاها به وزارت كشاورزي و عمران روستايي تغيير نام پيدا كرد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، و به منظور جبران خرابيهاي حاصل از عدم توجه سالهاي قبل و لزوم تسريع در امر خدمات رساني به روستاها، گروهي جوان انقلابي متعهد و باتقوا به دور هم جمع آمدند. نابساماني وضع وزارت كشاورزي، پاكسازي تعداد زيادي از نيروهاي فعال قبلي، حذف نيروهاي وابسته به رژيم پهلوي از سيستم، خروج تعدادي از كارشناسان از كشور و بسياري عوامل ديگر باعث شد كه عملا وزارت كشاورزي دچار ركود شود. به اين لحاظ، فعاليت اين جوانان پرشور تحت عنوان جهاد سازندگي شكل گرفت. اين جوانان با سرعت به بازسازي روستاها بدون پرداختند برنامه اي خاص و صرفا به دليل عشق و ايمانشان به كار پرداختند. گرچه در بعضي امور - به دليل غير فني بودن كار - توفيق چنداني نيافتند ولي درمجموع حاصل كارشان كاملا مثبت بود. بافت اوليه جهاد سازندگي كه به دور از مسائل سياسي، خط و خطوطي و صرفا در راه خدمت به خداو خلق خدا صورت مي گرفت خيلي زود از هم پاشيد. اگر چه هنوز نيروهاي متعهد در آن بخش حضور داشته و دارند ولي اضافه شدن چاشني سياسي كاري، عجله در انجام بعضي سازندگيها، جذب شدن در سيستم اداري و ديوانسالاري باعث گرديد كه اين حركت كاملا مثبت و مردمي به يك حركت دولتي تبديل شود. تشكيل وزارت جهاد سازندگي، سيستم بوروكراتيك اداري را بر جمع حاكم نمود و برخي عناصر جاه طلب نيز به دنبال گسترش فيزيكي اين سازمان برآمدند. نتيجه اين شد كه با نفوذ در مجلس شوراي اسلامي توانستند به سازماني بسيار گسترده و غول مهيبي تبديل شوند كه از بطري خارج شده بود و امكان بازگردانيدنش نيز نبود. فعاليتهاي بهداشتي، مخابراتي، آب و خاكي، عمران روستايي، دامداري و دامپروري، شيلات و آبزيان، مرتعداري و آبخيزداري، راه سازي و غيره كه اكثرا نيز در طيف هاي مختلفي صورت مي پذيرفت باعث گرديد كه آن جو حاكم مردمي بودن اوليه، از اين مجموعه رخت بربست. از سوي ديگر، بحث تفكيك وظايف كه به دلايل ذكر شده توانست از مجلس شوراي اسلامي راي آورد، باعث گرديد كه پراكنش عجيبي در فعاليتهاي اصلي بخش كشاورزي ايجاد شود. زراعت و باغباني در اختيار وزارت كشاورزي قرار گرفت. دام و جنگل و مرتع به جهاد سازندگي پيوست. بيشترين لطمه را در اين راستا، كشاورزاني خوردند كه مجموعه اي از فعاليتهاي كشاورزي انجام مي دادند. يك بافت سنتي روستايي جا افتاده شامل زراعت، باغباني و دامداري تامين نيازهايشان در مراكز مختلفي متمركز شده بود. دام در يك جا، علوفه درجاي زراعت ديگر برنج در يك مجموعه، شاليكوبيها در مجموعه اي ديگر. مديريت آبريزها با يك واحد، حفظ آبخيزها با واحدي ديگر و اين علاوه بر مشكلاتي بود كه حاصل از احداث راههاي روستايي، حمامهاي بهداشتي دهات، بهداشت برق، آب، و فاضلاب روستا ايجاد كرده بود. مشكل ديگر، مسئله مديريت آب بود و هست. كشور ما كشور كم آب و مي توان گفت تاحدي خشك است و بخصوص در سالهاي اخير كه دنيا دچار تغييرآب و هوا شده و هواي گرم و خشك جايگزين زمستانهاي سرد و پر آب شده است. مديريت آب از مهمترين مسائل كشورهايي نظير جمهوري اسلامي ايران مصارف مي باشد مهم و اصلي و عمده آب كشور مصرف شرب و مصرف كشاورزي و صنعتي است و بيشترين مصرف آب نيز براي استفاده در فعاليتهاي زراعي و باغي است. در چنين شرايطي متوليان بخش كشاورزي هيچ اشرافي بر نحوه توزيع آب ندارند. در بهار سال جاري و در استانهاي شمالي كشور شاهد بوديم كه اين ضعف مديريت و برنامه ريزي چه فاجعه اي را در حال رقم زدن بود. خوشبختانه دو باران به موقع، توانست شاليكاريهاي شمال كشور را از خسارت بيش از 80 درصد به زير 20 درصد برساند. اگر نبود آن بارانهاي به موقع عدم ذخيره سازي دو سد لار و سفيدرود، عدم وجود بندهاي انحرافي و به هرز رفتن رودها، جويها و نهرهاو آبهاي سرگردان كه بدون هدف به درياي خزر سرازير هستند، خدا مي داند چه خسارت جبران ناپذيري در توليد برنج كشور داشتيم. بحث را خلاصه در مي كنم شرايطي كه آب مورد نياز فعاليتهاي كشاورزي، مديريت آبخيزداري كه اثر مستقيم در زير حوزه هاي آبريزها دارد، فعاليتهاي مكمل مانند دامپروري، مرتعداري، جنگل، شيلات، صنايع توليدي و جانبي در اختيار بخش كشاورزي نيست. چگونه مي خواهيم اين بخش را زير سئوال؟ ببريم بيائيم و به جاي بحث هاي سياسي، حفظ موقعيت ها و مناصب شغلي، هزينه كردن نام حضرت امام و مقام معظم رهبري، استفاده نابجا از نام خانواده هاي معظم شهدا و بازيهاي سياسي و جناحي، به كشورمان فكر كنيم. به نسلهاي آينده و آنهايي كه بعد از ما، بايد قوت خود را در همين كشور بيابند. به قرنهاي آينده، به لزوم پيوستن مان به بازارهاي جهاني، به زماني كه مرزهاي اقتصادي به طور كامل برداشته خواهند شد و آنگاه تصميم بگيريم. ادامه دارد