Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790114-47695S3

Date of Document: 2000-04-02

رو در رو مدرسه محوري و شرايط موفقيت آن از نخستين روزهاي مديريت آقاي مظفر بر وزارت آموزش و پرورش، شعار مدرسه محوري در راس برنامه هاي اين وزارتخانه قرار گرفته است. در نخستين روزهاي آغاز سال جديد شمسي، ذكر چند نكته درباره مدرسه محوري، ضروري به نظر مي رسد: گرچه در درستي و لزوم تمركززدائي و اعطاي اختيارات به مدارس شكي نيست، اما چنانچه در اجراي اين امر خير نيز تك بعدي و شتاب به خرج داده، شرايط لازم را از قبل تدارك نكنيم، اين سياست به سرعت به ضد خود بدل شده و علاوه بر تحميل هزينه هاي اضافي، به سرگرداني ها دامن خواهد زد. بحث در اين است كه مزاياي مدرسه محوري چيزي نيست كه به تازگي كشف شده باشد و قطعا متوليان و كارشناسان آموزش و پرورش از همان اوايل ايجاد مدارس جديد، و از زمان تاسيس دارالفنون به اين فكر بوده و اتفاقا مدارسي از اختيارات و آزادي عمل بسياري برخوردار بوده اند. با گذشت ساليان، شرايط و عللي بتدريج موجب شده كه به حق و ناحق، اين اختيارات سلب و به ادارات آموزش و پرورش داده چنانچه شوند اين علل و شرايط بخوبي شناخته نشده و سعي نكنيم از قبل، زمينه مساعد را به وجود آوريم، طبيعي است در اندك مدتي مسئولان، مجددا و به همان دلائل قبلي، عطاي مدرسه محوري را به لقايش بخشيده و دوباره همان ماجراي قبلي تكرار شده و ته مانده آبروي اين سياست نيز بر باد خواهد رفت. دلايل اصلي اختيارزدايي از مديريت مدارس را مي توان به دو گروه كلي زير تقسيم كرد: - 1 ذهنيت و فرهنگ: ديوان ستائي يا اداره - پرستي كه به تدريج در كنه فكر ما نفوذ كرده، و ناخودآگاه و تقريبا در هر موردي فكر مي كنيم نظر، راي و روش اتخاذ شده از سوي موجودي بنام اداره، نسبت به هر شخص و مقامي (هر قدر هم متخصص و ذيصلاح ) هم به لحاظ منطقي و هم از نظر قانوني بهتر و معتبرتر است. اگر صد تا پزشك متخصص درباب يك مساله معين پزشكي نظري بدهند، فكر مي كنيم به اندازه نظر كارمند يا مسئول ديپلمه اداره بهداشت فلان، يا سازمان بهداري فلان اعتبار به ندارد همين لحاظ هم (و معمولا به استناد يكي دو مورد اشتباه ) اختيارات معلمان، مسئولان و مديران مدارس را سلب و آنها را به موجودات مقدس و خطاناپذيري بنام اداره محول كرده ايم. - 2 ضعف مديريت مدارس: يكي از مهم ترين علل سلب اختيارات مدارس و اعطاي آن به ادارات اين بوده كه در مواردي مديران مدارس از بينش، آگاهي، مهارت و فرانگري و مشروعيت لازم براي اخذ تصميمات درست راجع به مسائل محصلان، معلمان و كل مدرسه برخوردار نبوده اند، لذا طرفين ذينفع نظر آنان را نپذيرفته، به مسئولان اداره مافوق مراجعه كرده اند، تكرار اين امر (در كنار فرهنگ تقدس اداره ) موجب شده كه مسئولان به تدريج خسته شده و به يك باره تصميم گيري را به اداره منتقل ساخته اند. در آينده نيز عدم وجود شرايط مذكور، قطعا همين نتايج را به بار خواهد آورد. براي اين كه تصميمات اتخاذ شده در مدرسه از حداقل مقبوليت و مشروعيت برخوردار باشند تا مسئولان اداره بتوانند از صحت آنها دفاع نموده و تسليم نشوند، دو كار عمده لازم است: الف - مديريت مشروع در مدارس: مديريت مدارس بايد در دست فرهنگياني باشد كه در ميان معلمان، كاركنان، محصلان و حتي اولياء آنها، از مقبوليت و مشروعيت برخوردار باشند. به زبان ساده تر مدير مدرسه بايد كسي باشد از ديد محصلان و معلمان (البته اكثريت آنها ) يكي از شايسته ترين افراد براي اين سمت باشد. ب - وجود نهادهاي هدايتي - نظارتي در مدرسه: براي اين كه تصميمات اتخاذ شده در مدرسه از اعتبار علمي - تجربي و مقبوليت عمومي برخوردار شوند، بايد شوراهايي نظير شوراي معلمين، انجمن معلمان و اولياء، انجمن دانش آموزي با اختيارات و مسئوليت هاي معيني تشكيل شده و نقش بدنه كارشناسي و ابزارهاي هدايت و كنترل كيفي را در مدرسه بر عهده گيرند. از سوي ديگر، بايد نهاد هيات امناء مدرسه، متشكل از نمايندگان وزارتخانه، مسئولان مدرسه، نمايندگان معلمان و اولياي محصلان، و احتمالا انجمن محل، نقش اهرم نظارت و تامين مالي - اداري را بر عهده گيرد. لذا پيشنهاد مي شود، ابتدا بعنوان نمونه در چند مدرسه (يا منطقه ) كه، محيط مناسبتر است، ابتدا نسبت به فراهم نمودن شرايط فوق، و سپس اجراي آزمايشي طرح مدرسه - محوري اقدام و با استفاده از نتايج حاصله طرح، مرحله به مرحله در سطوح وسيع تري به اجرا در آيد. در اين كار شتاب چندان نتيجه اي به بار نمي آورد. عين الله احمدي