Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790111-47692S6

Date of Document: 2000-03-30

در گفتگوي صاحبنظران با همشهري عنوان شد: خواست ملي براي مقابله با تروريسم گروه سياسي: دگرگوني در انديشه و عمل و روش تروريست هاي سياسي ايران از جمله موضوعاتي است كه پس از ترور سعيد حجاريان در كانون توجه كارشناسان و فعالان سياسي قرار گرفته است. طبق برخي تحليل ها، تروريسم سياسي ايران، در سال 40 اخير اشكال تصادفي مافيايي سياسي را پشت سرگذاشته واكنون وارد مرحله ايدئولوژيك شده است. نظر چهارتن از تحليل گران و فعالان سياسي در اين باره، به شرح زير است: شمس الواعظين: ادبيات تروريستها در آينده تغيير مي كند تصور مي كنم اين ماجرا به سرعت مسئولان سياسي نظام را و بويژه رهبران احزاب سياسي و جريانها را به فكر وا خواهد داشت كه ماجراي تروريسم ويرانگريهايي دارد كه هيچكس از آن در امان نخواهد بود. زيرا هم اكنون به خوبي ملاحظه مي شود كه محافظه كاران، به مفهوم عام جريانهاي محافظه كار بدون توجه به لايه افراطي آن، هزينه عملياتي را مي پردازند كه در ايجاد و يا شكل گيري آن سهيم نيستند، بلكه آنان اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه عمليات ترور محصول انديشه هايي است كه بذر آن قبلا به صورت ادبيات سياسي يا ادبيات ايدئولوژيك در عرصه هاي اجتماعي پاشيده شده است و لذا تصور مي كنم به زودي اين ماجرا از سوي همه نيروهاي سياسي مذموم و مطرود خواهد شد زيرا موجوديت تمام جريانهاي سياسي و پويايي آن درگرو حفظ امنيت اجتماعي و كاهش هزينه عمل سياسي است. شمس الواعظين بدين ترتيب پيش بيني مي كند كه: اساسا ادبيات آنها در آينده عوض خواهد شد. وي در پاسخ به اين سوءال كه اين ادبيات به چه شكل درخواهد آمد، مي گويد: به گونه اي اصلاح خواهند كرد كه وقوع رويدادهايي از اين دست معادل نسخه هايي كه آنها مي پيچند تلقي نشود. شمس الواعظين در پاسخ به اين سوءال كه آيا اين ادبيات به صورت واقعي تغيير خواهد كرد يا تغيير آن تاكتيكي خواهد بود، مي گويد: علي القاعده فكر نمي كنم كه آنها مايل اند خشونت به صورت قطعي ريشه كن شود ولي به ناچار و ناگزير و از موضع حفظ سلامت عمل سياسي هم كه شده ناچار خواهند بود با اين نوع ادبيات ولو به صورت موقت وداع كنند. وي در خصوص پيش بيني آينده با توجه به شرايط موجود و اينكه آيا صرف تغيير ادبيات محافظه كاران براي قطع عمليات تروريستي و تفكر خشونت طلب كافي است، پاسخ مي دهد: خير، اين كافي نيست. بسته شدن نطفه تروريست نوعا در بن بست ها صورت مي گيرد كه راه برون شو اين بن بست ها تغيير گفتمان و تئوري هاي مربوط به مشروعيت اين رفتارهاست و در اين صورت فكر مي كنم جامعه ما در آينده شاهد كاهش يا حذف خشونت خواهد بود. وي تاكيد مي كند: در غير اين صورت و اگر به گونه اي منفعت طلبانه و تاكتيكي در گستره عمومي ادبيات خشونت متوقف شود، شكل زيرزميني پيدا كرده و بيشتر مخاطره آميز است. وي معتقد است: اصلاح طلبان علي القاعده بايد گفتماني را مهندسي كنند كه در آن تمام رفتارهاي جناح هاي رقيب را قابل پيش بيني در كند غير اين صورت اصلاح طلبان مهر مهار نمادهاي خشونت و تئوري هاي خشونت ناكام خواهند ماند. از سوي ديگر اصلاح طلبان بايد اصلاحات را از پوسته فضاي سياسي به عمق مراكز و كانونهاي تئوري پرداز خشونت و مشروعيت دهي به آن پيش ببرند. شمس الواعظين در خصوص چگونگي اين عمل توضيح مي دهد: اين عمل از طريق گشودن باب گفتگوي سازنده با بخشي از بدنه روحانيت است كه حتي در اين شرايط نيز از تبعات نظريه هاي خشونت آفرين خود غافل اند، به عبارت ديگر بايد مستقيم در آن كانونها گفتگو كنند و در غير اين صورت اصلاح طلبي متوقف خواهد شد. باقي: مسئولان ترور در سراسر كشور پراكنده اند عمادالدين باقي مي گويد: پيش از اين ترورها به صورت آدم ربايي و قتل توسط يك سازمان انجام مي شد ولي ترور حجاريان شكل ترور را عوض كرد به اين صورت كه يك عده پمپاژ انگيزه مي كنند و عده اي اقدام به ترور مي نمايند. به گفته باقي، در اين شكل ترور تلاش مي شود تا در هيات ها و جلسات مذهبي كه داراي بار احساسات و عواطف ديني است و بابهره گيري از سمبل هاي دفاع مقدس كه براي همه عزيز است احساسات جوانان را تحريك كرده و فرهنگ خشونت را به آنها تزريق كنند. به نظر باقي در حال حاضر آن سازمان ترور كه طي هشت سال گذشته به صورت مافيايي عمل مي كرد بعد از بيانيه 15 دي وزارت اطلاعات از بين نرفت بلكه ضربه خورد ازاين روي همچنان بقاياي آن وجود دارد. از طرف ديگر اتفاق جديدي كه روي داده اين است كه فرهنگ خشونت ترويج شده و ايدئولوژيك مي شود. به عنوان مثال وقتي در تريبون نماز جمعه گفته مي شود اگر كسي مهدورالدم بود هر كس مي تواند او را بكشد، گوينده اين سخنان توثيق مي شود در نتيجه حرفهاي او براي اين هيات ها كه متاسفانه گاه نام رزمندگان اسلام را نيز يدك مي كشند، حجت مي شود. به گفته باقي در اين نوع هيات ها عده اي در قالب مداحي و مصيبت خواني اقدام به شبيه سازي مي كنند و براي امام حسين (ع ) طلحه و زبير و شمر مشابه هاي امروزي مي سازند و جوانان ساده اي كه اطلاعات مذهبي آنها به شدت اندك و احساسات مذهبي آنها بالاست تحت تاثير اين شبيه سازيها قرار مي گيرند. باقي معتقد است: در حال حاضر سازمان ترور سر جاي خودش هست اما مسئولان ترور و افراد مستعددر سراسر كشور پراكنده اند. وي تاكيد مي كند: هر چند كه تعداد اين افراد كم است اما خطر در پراكنده بودن آنهاست. اين افراد با القائاتي كه مي شوند براين باورند كه اقدامشان شرعي و در راه رضايت خداست. مثلا همين سعيد عسگر در بازجويي هاي اوليه اش معلوم شده كه اطلاعات مذهبي اش خيلي كم است. او در همان بازجويي هاي اوليه، ترور حجاريان را برعهده گرفته و انگيزه خودش را ديني عنوان كرده و اين موضوع بسيار خطرناك تر از قتل هاي سازمان يافته سعيد امامي است. چون در حال حاضر هم آن سازمان ترور عليرغم ضربه خوردن هنوز وجود دارد و هم اينكه اين تفكر گسترش پيدا كرده است. به گفته عمادالدين باقي ويژگي ديگر گروههاي خشونت طلب جديد آن است كه خشونت و ترورهاي خود را به گردن نمي گيرند مثلا در ميتينگ ها زد و خورد راه مي اندازند و بعد مي گويند خودشان همديگر را زدند. يعني شيوه منافقانه و پيچيده تري پيدا كرده اند. از اين روي مرحله سوم ترور خيلي پيچيده تر است. باقي درباره آينده جامعه از اين منظر مي گويد: به نظر من اين دوره بسيار كوتاه است و در اين دوره كوتاه ممكن است تعدادي ناامني عمومي بوجود آيد ولي سه اتفاق به همراه آن خواهد بود. اول آنكه گروههاي خشونت طلب به سرعت متلاشي خواهند شد چرا كه جامعه را به سمت جنبش ملي ضد خشونت سوق خواهند داد. شرايط كنوني ايران بسيار متفاوت با شرايط دو سه سال گذشته اكنون است افكار عمومي شكل گرفته و آگاهي هاي عمومي ارتقا يافته است. مردم در اين مدت خواست خود را به زبان آمار و به صورت مسالمت آميز بيان و اتمام حجت كرده اند. از سوي ديگر در چنين فضايي جريان خشونت طلب نمي تواند پايگاه اجتماعي پيدا كند. اين جريان فقط قادر است در محفل ها و هيات هاي خاص، افراد ساده دل را جذب كند اما به دليل فقدان بينش و تكيه صرف بر احساسات مذهبي براي خشونت، خيلي سريع وا من مي دهد شك ندارم با شكل گيري جنبش ملي ضد خشونت علاوه بر مردم بخش عظيمي از نهادهاي دولتي و امنيتي و انتظامي با اين جنبش همكاري خواهند كرد. به گفته باقي اتفاق دوم اين است كه گروههاي خشونت طلب، فرصت تجديدنظر و بازسازي خود را از دست مي دهند. اين گروهها اگر بخواهند وارد مسير ديگري مثل مبارزه فرهنگي شوند، فرصت تجديدنظر و اثرگذاري و اثرپذيري دارند اما در آن شرايط اين فرصت را نيز از دست خواهند داد. و سومين اتفاق اين است كه افرادي كه صراحتا و رسما خشونت طلبي را محكوم نمي كردند و حتي اين افراد را تربيت مي كنند، بويژه دست هاي پشت پرده اين جريان به همراه جريان خشونت طلبي از بين خواهند رفت. وي در انتهاي تحليل خود مي گويد: اگر ناامني پايدار بماند بهره نهايي را اگر اصلاح طلبان نبرند، مسلما خشونت طلبان نيز بهره اي نخواهند برد و نگراني اصلي اين است كه در نهايت كساني كه با اساس جمهوري اسلامي سر ناسازگاري دارند برنده شوند. حسين مرعشي: تروريستها دولت اسلامي را قبول ندارند اصولا همه اتفاقاتي كه در جامعه مي افتد و خصوصا اقداماتي كه eجنبه عمومي پيدا مي كند و جامعه را تحت تاثير قرار مي دهد بدون يك توجيه فرهنگي و پشتوانه فرهنگي نمي تواند باشد. هنجارهاي اجتماعي ريشه در فرهنگ جوامع دارد و اقداماتي از اين دست (ترور ) نمي تواند قبل از آنكه براي انجام دهندگان آن توجيه شده و مقدس جلوه كند، صورت پذيرد. تفكرات خاصي كه اين نوع اقدامات را تاييد مي كند در اوايل انقلاب نيز به نوعي وجود داشت و خود را نشان مي داد. آنها اقدامات شرعي را فوق قانون توجيه مي كردند و اين اجازه را براي خود قائل بودند كه خارج از قانون دريافت هاي خود از شرع مقدس را مبناي عمل و تشخيص قرار دهند. اما در همان دوران با دخالت حضرت امام ( ره ) كه معمار انقلاب بودند اين نوع تفكر از بين رفت و معلوم شد كه بايد همه امور در چارچوب قانون انجام شود. امام تاكيد داشتند كه هرچه قانوني است شرعي نيز هست. از جمله فرمان ماده اي 8 معروف خود را صادر كردند تا جلوي اين نوع اقدامات خودسر و خلاف قانون را بگيرند. امروز نيز چنين تفكري بايد جاري باشد چرا كه اگر قرار باشد امروز از يك طرف حكومت اسلامي داشته باشيم، حكومتي كه قانون دارد و از طرف ديگر عده اي تصور كنند جريان مذهبي و شرعي غير از جريان حكومتي است، نتيجه آن برهم زدن اساس جمهوري اسلامي است و به واقع، هيچ مستندي بالاتر از اين براي تاييد مخالفان تفكر حكومت ديني نمي تواند وجود داشته باشد. چرا كه آنها معتقدند اسلام قادر نيست جامعه را با نظم اداره كند و افرادي كه تفكر برداشت شرعي شخصي بالاتر از قانون است را اشاعه مي دهند عملا در تاييد اين تفكر اقدام مي كنند و چه مستندي در تاييد حرف مخالفان جمهوري اسلامي مي تواند بالاتر و محكم تر از عمل اين افراد باشد. مرعشي در خصوص پيش بيني آينده جامعه مي گويد: به نظر من بزرگان كشور بايد به سرعت مداخله بايد كنند با ايجاد هماهنگي در سطوح بالاي كشور عملا به تعيين و دفاع از مرزهاي نظام و آزادي بپردازند و اجازه ندهند با دخالت افراد افراطي و تندرو، اساس حكومت ملي و مستقل كشور تضعيف شود. به گمان من مماشات و بي توجهي بزرگان كشور به اين امر بسيار خطرناك است و بيم آن مي رود كه در صورت عدم توجه جدي به آن اساس وحدت كشور درهم شكسته شود. جلايي پور: ترورها كار يك دولت پنهان است من مجموع عملكرد گروههاي خشونت طلب و خشونت ساز و آنهايي كه دست به ترور مي زنند را كار يك دولت پنهان مي دانم كه در برابر جمهوري اسلامي ايستاده اند. خلاصه شعارهاي انقلاب، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بود. با پيروزي انقلاب، جنگ تحميلي شروع شد و در eنتيجه آن بسياري از وعده هاي قانون اساسي امكان تحقق و نهادينه شدن پيدا نكرد. بعد از جنگ امكان تحقق اين وعده ها ميسر شد و اوج آن وقتي بود كه آقاي خاتمي همان وعده ها را به مردم داد و مردم به آن راي دادند و در 29 بهمن نيز بار ديگر آن را تكرار و تاييد كردند. اما در مقابل عده اي قرار دارند كه گويي به هر ميزان كه وجه جمهوريت نظام تقويت مي شود، فناي آنها نيز تقويت مي گردد. اين گروه كه جسارت آن را ندارد كه رسما بگويد با جمهوري و آزادي و قانون مخالف است، كوشش مي كند نيت خود را در سايه مقدسات و شعارهاي ديني پنهان كند و به اين ترتيب ازطريق دولت پنهاني كه تشكيل داده اقدام به فريز كردن جمهوري اسلامي نمايد. لذا اگر وقايع اخير منجر به آن شود كه اين دولت پنهان برچيده گردد كمك بزرگي به آبياري درخت جمهوري اسلامي خواهد بود و در غير اين صورت آنها همچون خوره به جان ريشه اين درخت خواهند افتاد. جلايي پور در پاسخ به اين سئوال كه با توجه به شرايط موجود چه بايد؟ كرد مي گويد: مهمترين كار اطلاع رساني دقيق هم از ناحيه جمهوري اسلامي و هم نهادهاي مدني و رسانه هاست. بايد اطلاع رساني درست باشد، چرا كه اين امر باعث شفاف شدن و نوراني شدن صحنه مي گردد و به اين ترتيب دولت پنهان را برملا و فاقد توانايي خواهد ساخت. نكته دوم اينكه كساني كه ادبيات خشونت را با نام اسلام به كار مي برند، حداقل از طريق نهادهاي عمومي و رسمي كه از طريق پول مردم و بيت المال تغذيه مي شوند نبايد اشاعه و ترويج شوند. سوم، آن بخش از مسئولين كه پست هاي حساس دارند و به زبان خشونت با مردم حرف مي زنند بايد عوض شوند و نكته چهارم اينكه فرايند قانوني پيگيري قضايا بايد به شدت دنبال شود.