Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781226-47673S4

Date of Document: 2000-03-16

تكمچي هاي آذربايجان; نويدبخش بهار اردبيل - خبرنگار همشهري: در گذشته نه چندان دور تكمچي ها در مناطق مختلف آذربايجان نويد بخش فرا رسيدن فصل بهار بودند. تكم، شيطانكي بود به شكل حيوان چهار دست و پا كه آن را از تخته طول مي ساختند آن در حدود 25 سانتي متر بود و آن را با پارچه هاي رنگي و تكه هاي آينه به طرزي بسيار زيبا مي آراستند و در زير شكم آن چوب نازكي متصل مي ساختند. اين چوب، از سوراخي كه در وسط صفحه تخته اي كار گذاشته شده بود، مي گذشت و به آساني در آن سوراخ بالا و پايين مي رفت. تكمچي يعني صاحب تكم، صفحه تخته را به طور افقي در يك دست نگه مي داشت و با دست ديگر، انتهاي چوبي را كه تكم بر آن نصب شده بود در زير تخته بالا و پايين مي برد و بدين ترتيب مجسمه چوبي در روي تخته به حركت در مي آمد و دست و پاها و زير شكمش با برخورد بر آن تخته صدايي ايجاد مي كرد كه چون ريتم و آهنگ مخصوصي داشت، مثل صداي ضرب براي انسان خوش آيند بود. تكمچي با اين حركت دست و آهنگ و صداي تخته، آوازها و تصنيفهايي نيز به زبان تركي مي خواند كه بيشتر آن درباره بهار و عيد نوروز سروده مي شد و بشارتي براي پايان زمستان و آمدن بهار بود. بهار آمد، بهار آمد خوش آمد سيزون بو تازه بايراميز مبارك اين اشعار گاهي جنبه انتقادي داشتند و لبه تيز اين انتقاد نيز بيشتر متوجه زناني بود كه به جاي خانه داري، بيشتر اوقات خويش را صرف گردش و رفتن به ميهماني مي كردند. تكمچي ها معمولا يك ماه به نوروز مانده به در خانه ها مي آمدند و فرا رسيدن بهار را مژده مي دادند و مردم نيز با آنان مهربان بودند و به قدر امكان با دادن پول و هدايايي از آنان دستگيري مي كردند. تاريخ پيدايش تكم و وجه تسميه آن چندان مشخص نيست و برخي آن را از كلمه تكه كه در بعضي نقاط آذربايجان به بز نر گفته مي شود، مي دانند بدون آن كه به تاريخ پيدايش آن اشاره اي كنند. ولي چون بز در تاريخ جوامع بشري مثل سگ و گاو و بعضي حيوانات ديگر حرمتي داشته است، چنين تصور مي شود كه شايد تكم يك امر كاملا باستاني و مظهر توتم جوامع گذشته بوده است كه در طول تاريخ با ظهور يك باره خويش مژده پايان فصل سرما را به اقوام مختلف بشري نويد مي داد. آمدن تكمچي ها جنب و جوش خاصي را در شهرها و روستاهاي آذربايجان پديد مي آورد و همه جا حال وهواي نوروزي به خود مي گرفت. با آمدن تكمچي ها، مغازه هاي پارچه فروشي، خياطي و كفشدوزي كه در بيشتر ايام سال خلوت بودند، ناگهان رونق دوباره مي گرفتند وگاهي تا نيمه هاي شب به كار و تلاش و فعاليت مي پرداختند. روستائيان نيز از راههاي دور و نزديك براي خريد عيد به شهر مي آمدند و زنان آنان كه لباس هاي بلند رنگي بر تن داشتند، جلوه خاصي به كوچه و بازار مي دادند.