Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781225-47660S3

Date of Document: 2000-03-15

آزموده هاي مكرر در تربيت آورده اند كه: يعقوب ليث، سرداري از بستگان خود در لشكر داشت به نام ازهر. در يكي از جلسات عمومي، پس از پايان جلسه، متوجه شدند ازهر از جاي خود برنمي خيزد. يعقوب خطاب به او گفت: جلسه پايان يافته است، تو را چه شده است كه از جاي خود؟ برنمي خيزي ازهر جواب داد: جانم به فدايت، انگشتم در يكي از حلقه هاي تزئين پشتي گير كرده است و هر حيلتي كه كردم، موءثر نيفتاده و من، همچنان دربند اين انگشت دربند هستم. بلادرنگ يعقوب فرمان داد تا زرگر را به دربار فراخواندند و او با بريدن حلقه، انگشت ازهر را آزاد كرد. چندي گذشت و جلسه اي ديگر برگزار گرديد، بار ديگر همين وضع اتفاق افتاد و انگشت ازهر در حلقه پشتي گير كرد، و چون علت را پرسيدند كه چرا از حادثه گذشته عبرت ؟ نيندوختي ازهر جواب داد: خواستم امتحان كنم كه آيا حلقه پشتي گشادتر شده است يا؟ نه! و اما بعد... حال، حكايت تربيت و روشهاي تربيتي در مدارس ما، در پاره اي از موارد، مشابه اين ماجراي تاريخي است. بارها و بارها تجربه شده است كه تربيت مستقيم، نتيجه اي جز به تاخير انداختن اهداف تربيتي در پي ندارد. اما باز، دست از اين شيوه هاي منسوخ شده برنمي داريم. بارها و بارها نشان داده شده است كه دفاع بد از ارزشها بسي، زيان بارتر از حمله خوب است، اما باز با روشهاي بسيار سطحي به تبليغ ارزشها مي پردازيم. بارها و بارها مشاهده شده است كه تبليغ بدون ترغيب، خود ضد تبليغ است، اما باز به تبليغات صوري ادامه مي دهيم. بارها وبارها ديده شده است كه اغلب روشهاي تربيتي ناپخته و ناشيانه به جاي جذب نوجوانان، آنها را بيزارتر مي كند، اما همچنان به كار خود ادامه مي دهيم. شايد به اميد آن كه، اين بار معجزه اي رخ دهد و حلقه پشتي گشادتر شده باشد! دكتر عبدالعظيم كريمي