Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781225-47657S3

Date of Document: 2000-03-15

معماري بايد پيامي براي شهروندان داشته باشد نگاهي به معماري امروز ايران در گفت وگو با دكتر داراب ديبا; (بخش پاياني ) * آيا در هنر معماري نيز مثل ساير شاخه هاي هنر، مي توانيم شاهد تغيير سبكهاي مختلف؟ باشيم بله، كاملا زماني كه يك كتاب خوب، فيلم خوب و يا يك تابلوي نقاشي خوب مي توانند با شما ارتباط برقرار كنند، يك ساختمان خوب در شهر نيز چنين است. ساختماني كه از لحاظ هنري، شاخص مي شود، شما جلوي آن مي ايستيد و مكث مي كنيد. در واقع، تركيب احجام، مصالحي كه انتخاب شده اند، رنگ آميزي و مكان آن در شهر موجب مي شود وقتي وا رد ساختمان مي شويد يا از بيرون به آن مي نگريد، برايتان خاطره بوجود آورد. ساختمان هاي ما فارغ از خاطره اند. چون هنر و بعد فرهنگي در آنها نيست و مسائل زيبايي شناسي در آن لحاظ نشده اند. اساس كار معماري، رعايت تمامي اين موارد است. پيش بيني مساحت اتاق ها و اينكه يك ساختمان چند اتاق داشته باشد، جزو مقدمات و بديهيات كار است. ولي ساختمان پس از ساخته شدن بايد پيامي براي شهروندان داشته باشد، مانند موزه هنرهاي معاصر تهران كه وقتي از كنار آن مي گذريم، به ياد تاريخ آن البته بيفتيم يكي از دلايل چنين وضعي، اين است كه وقتي در شهر بزرگي مثل تهران در قطعات ناقص زمين، پشت سر يكديگر ساختمان سازي مي كنيم، جاي بسيار محدودي براي انجام يك كار خوب وجود دارد و ما مي خواهيم حداكثر مترمربع را در اين قطعات ناقص جاي دهيم. چطور مي توان در اينجا كار هنري انجام؟ داد پس ما مجبوريم در ميان تراكم جمعيت و زمين هاي محدود چيزي بسازيم. مسجد الغدير كار آقاي مظلوم در خيابان ميرداماد تهران، نمونه بسيار خوبي از اين مورد است. وقتي از نزديك به ساختمان اين مسجد نگاه مي كنيم، كار بسيار جذاب است، ولي وقتي از سمت ديگر خيابان آن را مي بينيم، متوجه مي شويم ميان ديوارهاي معماري مدرنيستي و كاريكاتور مانند و يك ساختمان چهارطبقه فشرده شده به طوري كه ارزشهاي معماري آن مشاهده نمي شود. * يك معمار هنرمند چه كسي؟ است همواره اين جدال براي همه هنرمندان رشته هاي مختلف اعم از نقاشان، نويسندگان، فيلمسازان و... وجود داشته است كه بخش مادي و يا سوداگرايي هنر و خروج از بعد شرافتمندانه هنري را ترجيح دهند يا با يك حقيقت و وحدت وجودي در زمينه كارشان برخورد كنند. هنرمنداني چون حافظ، مولوي، شكسپير و گوته كساني هستند كه آثارشان از تمام وجودشان بيرون آمده و دادو ستدهاي اقتصادي در كار آنها جايي نداشته است. يعني افرادي بوده اند يكپارچه از وجود هنرمندانه يك معمار هنرمند نيز براي كارش به عشق نياز دارد تا ساختمانهاي خوب ايجاد كند. البته برخي بر اين عقيده اند كه سيستم اجتماعي نيز بايد اجازه رشد به اين افراد را بدهد. متاسفانه در ايران به دليل فشارهاي مختلف بسياري كه وجود دارد، مي بينيم آن عشق وافري كه يك هنرمند بايد داشته باشد و اثري ارائه كند كه ما را تكان دهد، وجود ندارد. يك ارزش و پيام جاويدان در يك اثر هنري نهفته است كه حتي با گذشت زمانهاي بسيار، از ديدن آن حيرت مي كنيم. مثل ميدان نقش جهان، مسجد شيخ لطف الله، ساختمان چهل ستون و هشت بهشت. كساني كه اين بناها را ساختند، براي خدا اين كار را كردند نه براي كسب آنها شهرت فكر مي كردند بايد براي كشورشان كاري انجام دهند و با علاقه مندي ملي و فرهنگي با كار برخورد مي كردند. چنين روحيه اي بايد در ميان هنرمندان ما تقويت شود. * آينده معماري ايران را چطور؟ مي بينيد به آينده معماري ايران خوشبين هستم. با سياستهاي جديد رئيس جمهور محبوب، آقاي خاتمي و بحث مهمي را كه ايشان تحت عنوان گفتگوي تمدنها مطرح كرده اند، مي توان به آينده معماري نيز خوشبين بود. در واقع، در گفتگوي تمدنها ما مي توانيم نكات خوب جهان را بگيريم و بياموزيم، تبادل كنيم، سمينار داشته باشيم و در مورد مسائل و مباحث مختلف با جهان خارج بحث در كنيم كنار اينها، ويژگي هاي خود را نيز در اين تبادل فرهنگي و در سطح جهان، حفظ و مطرح سازيم. فكر مي كنم گفتگوي تمدنها، گفتگوي ادبي و زيبايي شناسي است كه مي تواند تحول عمده اي در معماري ايران نيز ايجاد كند. اين شرايط را مي توانيم با زماني مقايسه كنيم كه مرزهاي كشور بسته بود، جامعه درگير جنگ بود، قيمت دلار افزايش يافت، مسافرتها و خريد كتاب سخت شد، كسي به ايران نمي آمد و ارتباط ما با جهان خارج محدود شده بود. اكنون زماني است كه اينترنت بوجود آمده، تبادلات انجام مي شوند و ما مي توانيم ميهمانان طراز اول فرهنگي بين المللي را به كشورمان دعوت به كنيم هر حال بايد دانست آدمي كه در سال 2000 زندگي مي كند كسي است كه ديگر نمي تواند در مرزهاي بسته به زندگي ادامه دهد. ايران نيز كشور بسيار مهمي است و ميراث فرهنگي غني باسابقه درخشان دارد. ايران يك كشور آفريقايي دور افتاده نيست كه ارتباطي با دنياي خارج نداشته باشد. از طرفي ما خواستار جامعه مدني و جامعه اي هستيم كه در آن دمكراسي وجود داشته باشد تا بتوانيم در آن بحث، استدلال و شور كنيم. البته در كنار اين موارد، داشتن ثبات اقتصادي درجامعه نيز تاثير بسياري در ارائه معماري خوب و ساختن بناهاي درست معماري دارد كه اگر برنامه ريزي دقيقي در اين زمينه انجام نشود، هنرمندان و بخصوص جوانان اميدشان را نسبت به آينده از دست مي دهند. * از شما به خاطر شركت در اين گفتگو، سپاسگزارم. گفت وگو: سهيلا نياكان