Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781224-47655S2

Date of Document: 2000-03-14

آيت الله موسوي اردبيلي: به صلاح دين نيست وقتي مقامي را از ما مي گيرند تا به اعدام و ترور ديگران هم حاضر بشويم گروه سياسي: آيت الله موسوي اردبيلي ديروز در پايان درس خارج فقه طي سخناني به طلاب توصيه كرد كه مردم را به آرامش و وحدت دعوت كنند كه صلاح اسلام و انقلابمان در اين است. وي با اشاره به ضرورت شناخت دقيق اسلام و تحولات اجتماعي براي روحانيون گفت: متاسفانه ما نه اسلام را آنگونه كه بايد مي شناسيم و نه دنيا را. حتي به خودمان و نقاط قوت و ضعف خود هم آگاه نيستيم. هوي و هوس و خودبيني در اين بين حجاب است. از يك طرف ما با زبانمان و لباسمان در عمل اعلام مي كنيم كه ما مبلغ و كارشناس اسلاميم و در سئوالات و اشكالات به ما مراجعه كنيد، از طرف ديگر براي سئوالاتي كه درباره اقتصاد، اجتماع، سياست، حكومت و ساير موارد مربوط به دنيا از ما مي پرسند و حتي راجع به سئوالات مربوط به آخرت، پاسخ قانع كننده ارائه نمي كنيم. يا پاسخ ها را نمي دانيم و يا مي دانيم و چنان طلبكارانه برخورد مي كنيم كه باعث رنجش مي شود. درست برخلاف سنت انبياء ما يك چيز مي گوييم و يك جور ديگر عمل مي كنيم، عمل ما مطابق گفته ما نيست و مردم اينها را مي بينند. مجموع اين عوامل باعث شده است روحانيت در اين بيست ساله پس از انقلاب، متاسفانه آن جايگاهي را كه سابق در ميان مردم داشتند، ديگر نداشته باشند و مردم ديگر آن اطمينان سابق را به ما نداشته باشند. من گمان مي كنم ما به عنوان وارث پيغمبر و ائمه و كارشناس اسلام بايد در خودمان، سوادمان، زندگي مان و برخوردهايمان يك تجديدنظري بكنيم. از طرف ديگر آنچه براي من شاغل فكري است، اين است كه جامعه ما امروز گرفتار يك حالتي شده است. يك دسته سركار بودند، امروز دسته ديگر مي خواهند بيايند. اينها به جان هم افتاده اند، همديگر را تفسيق مي كنند، جايزالقتل مي دانند، جايزالغيبه مي دانند. ما طلبه ها و ملاها دو حالت داريم كه هر دو بد است، يا منزوي هستيم و مي گوئيم به ما چه، يا وارد مسائل مي شويم. منتهي وقتي وارد شديم يك طرف را مي گيريم، بارمان را مي گذاريم روي يك طرف. آن طرف ديگر را تكفير مي كنيم، ما هم مي شويم طرف دعوا، با اينكه روحاني و حوزه صلاح نيست يك طرف را بگيرد، نه صلاح دين است نه صلاح خود انسان است، اسلامي هم نيست. آقاي خميني رحمت الله عليه يك وقتي فرمود اين حزب جمهوري اسلامي را جمع در كنيد آن وقت من در حزب نبودم. از امام پرسيدم شما نظر خوبي به حزب؟ نداريد فرمود: من نمي خواهم روحانيت وارد حزب بشود، نمي خواهم شما يك طرف قرار بگيريد و ديگران طرف ديگر، شما بايد ميانه را بگيريد، التيام ببخشيد، مردم را به وحدت دعوت بكنيد، نه اينكه خودتان بياييد يك طرف دعوا بشويد و آن طرف را فحش بدهيد. آنها هم به شما فحش مي دهند و اين با روحانيت نمي سازد. من به ايشان گفتم كه شما خودتان پنج ميليون تومان پول داديد به اين حزب، خيلي ناراحت شد، گفت: من به حزب ندادم، من به شما پنج نفر ملا دادم، گفتيد ما گرفتاريم من به شما پول دادم، من به حزب ندادم. روحانيت امروز وظيفه اش اين است در وسط باشد، جنبه پدري داشته باشد، اين طرف و آن طرف هر دو را موعظه كند، هر دو را نصيحت كند. من به اينهايي كه مي خواهند كم كم سركار بيايند موعظه مي كنم كه مواظب خودتان باشيد. قدرت فساد مي آورد، آدم وقتي در خانه اش نشسته است و دستش به هيچ جايي نمي رسد، يك آدم است. وقتي كه در راس قدرت باشد يك آدم ديگري است. اگر شما بخواهيد درست عمل نكنيد، رضاي خدا را در نظر نگيريد، با آنهايي كه بر ايشان پيروز شديد به انصاف رفتار نكنيد، سرنوشتتان پس از دو سه سال همان خواهد شد كه بر ديگران به رفت آنهايي هم كه از سركار كنار مي روند تذكر مي دهم كه ما يك روزي به قول مرحوم بهشتي مي گفتيم: ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. مردم بر اين اساس به ما روي آوردند. حالا نياييم تشنه قدرت بودن خودمان را يك جوري نشان بدهيم كه وقتي يك مقامي را از ما مي گيرند تا به اعدام و ترور ديگران هم حاضر بشويم. اين به صلاح دين نيست. بسياري از افرادي كه در هر دو طيف سياسي هستند آدمهاي خوبي اينها هستند بودند كه با شاه مبارزه مي كردند، اينها بودند كه انقلاب را حفظ كردند و در كنار هم در جبهه ها جنگيدند. و حالا اين همه درگيري و دعوا در اين بين درست نيست. اين سر و صداها و اين ترورها را چه طور توجيه؟ مي كنيد مسلمان يك قطره خونش نبايد ريخته شود، خلاف شرع است. آدم هفت تير به كمر ببندد و برود بكشد كه چرا آمدي ميدان را از من؟ گرفتي اين هم شد؟ حرف والله از اين كارها اسلام صدمه مي بيند، خدا از ما ناراضي مي شود، اين كارها خلاف شرع است.