Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781224-47650S1

Date of Document: 2000-03-14

چهارشنبه سوري; آئين كهن در زندگي مدرن اشاره: چهارشنبه سوري يكي از آيين هاي ملي كشورمان است كه همه ساله مردم با برپايي آن به استقبال سال نو مي روند و به نوعي بر حفظ و نگهداري از آداب فرهنگي ايران اهتمام مي ورزند. اما به راستي فلسفه اين سنت باستاني؟ چيست چه مفاهيم و باورهايي در پشت آن نهان شده؟ است امروزه مردم تا چه اندازه از ريشه هاي تاريخي آن مطلع هستند و اصولا اين رسم حامل چه پيامي از نياكان ما؟ است گفت وگوي زيردر راستاي شناخت فلسفه آيين چهارشنبه سوري است كه با ميترا بصيري، كارشناس ارشد فرهنگ و زبان هاي باستاني از دانشگاه تهران انجام شده است. با هم مي خوانيم. * به عنوان نخستين سئوال درباره فلسفه چهارشنبه سوري و هدف از برگزاري آن توضيحاتي؟ بفرماييد * چهارشنبه سوري يك آيين كهن ايراني است كه ريشه در اساطير، فرهنگ و اعتقادات مردم اين سرزمين دارد. در توضيح فلسفه چهارشنبه سوري اشاره به اين نكته ضروري است كه ايرانيان باستان به پنج نيرو در وجود انسان اعتقاد داشتند. يكي از اين نيروها عبارت بوده از جان و يا همان قوه محركه و نيروي حياتي كه ما را به تحرك وامي دارد. نيروي ديگر وجدان يا دئنا نام داشت. اين نيرو به اعتقاد ايرانيان خير و شر را تشخيص مي دهد و پس از مرگ مورد موءاخذه قرار مي گيرد. سومين نيرو بوي نام دارد كه به معناي حواس يا قواي تشخيص نيك و بد است. نيروي ديگر روان است و همان چيزي است كه به اعتقاد ايرانيان باستان در قيامت موءاخذه مي شود و به بهشت يا دوزخ مي رود. اما پنجمين نيرو فروهر ناميده مي شود و بهره اي است از نيروي خداوند كه در وجود انسان به وديعه گذاشته شده و پس از مرگ به سوي پروردگار بازمي گردد. اين همان بخشي است كه در اسلام مي گويند: انالله و انااليه راجعون. ايرانيان بر اين باور بودند كه پنج روز آخر سال تا پنج روز بعد از سال نو يعني مدت 10 روز فروهر افراد درگذشته به زمين برمي گردند و به نزد خانواده هايشان مي آيند تا از حال آنها مطلع شوند كه آيا آنها؟ خوشبختند آيا به ياد خداوند، آيين و مناسك ديني و فروهرها هستند يا؟ نه به همين خاطر مراسم چهارشنبه سوري و در واقع جشن سوري به معناي جشن سرخ و نوروز شكل مي گيرد. * سمبل ها و نمادهاي چهارشنبه سوري مانند بوته آتش زدن و خانه تكاني چه مفاهيمي؟ داشتند * ايرانيان در نخستين شب از پنج شب آخر سال بر سر بام ها آتش روشن مي كردند. زيرا آتش در نزد آنها نماد و نشانه گرما، فروغ، روشنايي و نور هدايت و ميان عناصر زميني سمبل نور، اهورامزدا بود. به همين دليل آتش جنبه تقدس و تبرك داشته است. بنابراين آنها در آن شب آتش روشن مي كردند تا هم كار مقدسي انجام داده باشند و هم فروهرها راه منزل خود را پيدا كنند. همچنين رسم بوده كه وقتي آتش خاموش مي شد يك دختر جوان خاكستر را جمع مي كرد و بيرون از خانه دور مي ريخت تا به اصطلاح نحسي سال از خانه خارج شود. سپس اهالي خانه در را به روي او وقتي مي بستند دختر در مي زد، از او مي پرسيدند تو كي ؟ هستي مي گفت: منم. مي گفتند: از كجا؟ آمدي مي گفت: از عروسي، با خودت چه؟ آورده اي خوشي و در تندرستي اينجا بود كه در را باز كرده و دختر را به خانه مي آوردند. همچنين تا شب ورود فروهرها بايد مراسم خانه تكاني انجام مي شد تا فروهرها وقتي به خانه برمي گشتند ببينند كه همه چيز تميز است. وقتي فروهرها مي ديدند كه اعضاي خانواده زندگي شان مرتب است و لباس آراسته به تن دارند، خوشحال مي شدند و براي آنها دعا مي كردند. اما اگر مي ديدند كه بستگانشان ناراحت يا بي چيز هستند، اندوهگين و غمگين مي شدند. به همين خاطر ايرانيان باستان با شروع سال نو سعي مي كردند دشمني ها و كدورت ها را كنار بگذارند، يكديگر را ببخشند و همه چيز را پاكيزه نگهدارند تا خشنودي فروهرها فراهم شود. * شما اشاره كرديد كه آتش نماد فروغ و نور هدايت بوده، با اين ترتيب پريدن از آن چه مفهومي داشته؟ است از * آنجايي كه آتش مقدس بوده، گفته مي شود بعيد است كه ايرانيان باستان از روي آتش مي پريدند. اما بعد از ظهور اسلام پريدن از آتش نوعي پالايش بوده و مردم با پريدن از آن مي خواستند پاكي و گرماي آتش را بگيرند تا ناخوشي ها و پليدي ها از آنها دور شود. شعر معروف سرخي تو از من، زردي من از تو به دنبال همين باور بوده است. اما به اعتقاد من پريدن از آتش قبل از اسلام هم انجام مي شده و نوعي ورگرم محسوب مي شده. * منظوراز ورگرم؟ چيست * در آيين باستاني ما دو گونه ور به معناي آزمايش ايزدي وجود داشته ورگرم است و ورسرد. ورگرم عبارت بوده از رد شدن از آتش يا استفاده از مواد مذاب مثل روغن داغ يا فلز گداخته. ورسرد نيز شامل آشاميدني هاي زهرآگين مانند آب گوگرد يا آب زر بوده است. اين آزمايش ها براي اين انجام مي شده كه گناه يا بي گناهي شخص مورد آزمايش ثابت اگر شود فرد مورد آزمايش راستگو يا بي گناه بود، آتش يا نوشيدني هاي زهرآگين بر او اثر نمي كرد. نمونه آن در تاريخ كشورمان آزمايش ايزدي آذرپاد اسپندان روحاني زرتشتي در دوره شاهپور دوم ساساني است. حتي آتش دوزخ هم نوعي ور ايزدي است كه روح گناهكاران با اين آتش تصفيه مي شود. به نظر من چهارشنبه سوري سمبل ورگرم محسوب مي شود. به آن معنا كه ايرانيان باستان روح و روانشان را با پريدن از آتش پالايش مي دادند تا با پاكي وارد سال جديد شوند. * در آيين چهارشنبه سوري اعمال مختلفي مانند فال گوش ايستادن، كوزه شكستن و قاشق زني انجام مي شده. اين اعمال با چه اعتقاداتي صورت؟ مي گرفته * فال گوش ايستادن يك جور فالگيري بوده و هر شخصي با انجام آن از زبان و گفته هاي مردم و به نحوي از زبان غيب خبر مي گرفت. به طور مثال: يك شخص نيت مي كرد وي خواست بداند كه آيا آن نيت برآورده مي شود يا نه و يا آيا فلان كار را انجام دهد يا ندهد. سپس او در سرگذرگاه يا چهارسو مي ايستاد و به حرف رهگذرها گوش مي داد. اگر آنها درباره موضوع خوبي صحبت مي كردند، او نتيجه مي گرفت كه نيتش برآورده مي شود ولي اگر درباره موضوع ناراحت كننده يا بدي صحبت مي كردند، نتيجه مي گرفت كه نيت او برآورده نمي شود. درباره رسم شكستن كوزه بايد گفت، در قديم معمولا كوزه آب نديده يا كهنه را از پشت بام خانه به طرف پايين پرت مي كردند و معتقد بودند قضا و بلا با شكستن كوزه رفع مي شود. درباره رسم قاشق زني، يك فرد نيتي مي كرد و در حالي كه روي خود را مي پوشاند در شب چهارشنبه سوري در خانه اي را مي زد، بدون آن كه حرف بزند. اگر در كاسه او چيز خوبي مثل ميوه جات مي گذاشتند يعني نيتش برآورده مي شد و اگر چيز بد يا بد بو مثل سير يا پياز مي گذاشتند مفهومش آن بود كه نيت آن شخص برآورده نمي شود و يا كاري كه قصد انجامش را دارد، بايد از آن صرف نظر كند. نكته جالب اين كه اين اعمال به صورت پنهاني صورت مي گرفت. يعني شخص هويت و نيت خود را مشخص مثل نمي كرد پنهاني آمدن فروهرها به زمين و بازگشت آنها، در واقع اين اعمال در يك رمز و راز پيچيده شده بود. * با توجه به توضيحات شما درباره باورها و مفاهيم اين اعمال، به نظر مي رسد كه در قديم مردم در اجراي رسوم خود به نيروي بيروني و يك نيروي خارج از قدرت تفكر و تصميم گيري شان تكيه داشتند. آيا اين يك نوع الهام گرفتن بوده؟ است * بله، چون به هر حال مردم ايران به شهود عقيده داشته و دارند. آنها معتقد بودند از طريقي و با وسايل و تمهيداتي مي توان با عالم غيب و با خدا راز و نياز كرد. به همين خاطر با انجام اين رسوم به طور غيرمستقيم از عالم بالا و از خدا راهنمايي مي خواستند يا سرنوشت شان را جويا مي شدند. آنها با اجراي اين رسوم سعي مي كردند دلگرمي بگيرند يا خط و مشي زندگي شان را مشخص كنند. كما آن كه ما امروزه با استخاره كردن و فال حافظ هنوز اين كارها را انجام مي دهيم. به هر حال موضوعاتي از اين دست در مبحث فراروانشناسي و يا متافيزيك قابل بررسي است. * برخي ممكن است فكر كنند كه با پيشرفت تكنولوژي و دانش انساني، اين قبيل اعمال در جشن چهارشنبه سوري تا حدودي خرافه است، نظر شما در اين باره؟ چيست * خرافه زماني است كه ما بر اثر جهل مرتكب كار مي شويم كه به ضررمان باشد. مثلا با جادو و جنبل بخواهيم درمان شويم. خرافه زماني است كه به بي راهه برويم و از راههاي علمي موجود در دسترس باز اما بمانيم وقتي مجموعه مراسمي را به جا مي آوريم كه به هيچ كس ضرر و آسيب نمي رسانيم، بلكه در بردارنده هويت ماست، ديگر اين خرافه نيست. اگر ما اين آداب و رسوم را كنار بگذاريم ديگر چيزي از شخصيت فرهنگي ما باقي نمي ماند و تنوع فرهنگي معنا نمي يابد. آنگاه يك ايراني، چيني و امريكايي چه فرقي با هم خواهند؟ داشت چهارشنبه سوري سنت زيبا و رنگارنگي است و تاثير خوبي بر روحيه و تجديد قواي مردم دارد. ما در شروع سال نو جشن مي گيريم و با برپايي اين جشن ها براي نوروز و سال نو آماده مي شويم. اجراي اين سنت موجب رفت وآمد ميان فاميل و اهل محل و رفع كدورت ها و تجديد دوستي ها مي شود كه در دين مبين اسلام به اين رفتارها سفارش فراوان شده است. وانگهي اجراي صحيح اين سنتها يك همبستگي ملي ايجاد مي كند. اين همبستگي، فرهنگ يك ملت را بوجود مي آورد. حفظ سنتها موجب حفظ هويت مي شود و وقتي ما هويت مان را حفظ كنيم، مي توانيم در مقابل تهاجم فرهنگي مقاومت كنيم. تهاجم فرهنگي زماني ميان مردم يك كشور رسوخ مي كند كه آنها آداب و رسوم كشورشان را فراموش كنند و به فكر تقليد از فرهنگ هاي ديگر بيفتند. گفت وگو از: فرحناز هاشمي