Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781223-47640S2

Date of Document: 2000-03-13

در حاشيه دادگاه يورش به كوي دانشگاه تهران * پنجمين جلسه رسيدگي به يورش نيروي هاي انتظامي به كوي دانشگاه در حالي ادامه يافت كه حسن رجبي نژاد يكي از دانشجويان شاكي گفت: افراد لباس شخصي كه به شدت دانشجويان را كتك مي زدند پيراهن سفيد بر تن داشتند و پيراهن خود را بر روي شلوار انداخته بودند تا بي سيم واسلحه كمري آنها آشكار نباشد. * وقتي وكيل متهمان به طرح شكايت شاكيان اعتراض كرد و گفت: آنها بايد در همان دو جلسه اول دادگاه طرح شكايت مي كردند و اكنون خلاف آئين دادرسي كيفري است كه در ميان دفاعيه موكل خود حرف بزنند، قاضي دادگاه به ابويي وكيل متهمان گفت: اداره جلسه دادگاه با رئيس دادگاه است و او مشخص مي كند چه كسي در چه زماني حرف بزند، حرف هاي قاضي و وكيل متهمان به درازا كشيد كه محسن ميرشفيعي يكي از دانشجويان شاكي از رديف آخر دادگاه به پا خاست و گفت: آقاي قاضي با پرداختن به موضوع هاي حاشيه اي داريد حق دانشجويان را ضايع مي كنيد، من مي خواهم بيايم و حرف بزنم در اين هنگام صحن دادگاه متشنج شد و كوهي براي فرونشاندن اعتراض اين دانشجو وارد ماجرا شد. * رهامي وكيل مدافع دانشجويان پس از وكيل متهمان به جايگاه آمد و طي سخنان كوتاهي گفت: ما در جريان پرونده به نام افرادي برمي خوريم كه ضرورت دارد آنها بيايند و به عنوان مطلع گره كور برخي از زوايا را بگشايند و درست نيست كه قاضي پرونده بگويد چنين امكاني وجود ندارد، معناي حرف اين است كه گره همچنان بايد بسته بماند. * خواهر شهيد عزت ابراهيم نژاد در تكميل خواسته رهامي وكيل مدافع دانشجويان گفت: آقاي تاج زاده معاون وزير كشور بر سر جنازه برادر من بوده است، شما اگر بخواهيد او مي آيد و به عنوان مطلع خواهد گفت كه برادرم چه زخم هايي بربدن داشت و در چه شرايطي و با چه وضعيتي به خارج از كوي برده شد. * وقتي نظري به جايگاه آمد تا دفاعيه خود را ادامه دهد بار ديگر محسن ميرشفيعي با فريادخطاب به قاضي گفت: چگونه با حرف هاي متهم با سعه صدر برخورد مي كنيد اما ما كه مي خواهيم حرف بزنيم اين فضا را مهيا نمي كنيد. ميرشفيعي گفت: اين آزادي بايد براي ما هم وجود داشته باشد. قاضي در جواب او گفت: آزادي در خيابان است در اين هنگام قاضي از ماموران خواست ميرشفيعي را به بيرون از دادگاه ببرند، وقتي اين دانشجو به بيرون از دادگاه برده شد، قاضي بار ديگر خطاب به ماموران گفت: هر زمان آقاي ميرشفيعي آرام شد، مي توانيد دوباره او را به دادگاه بياوريد، اما تا پايان دادگاه ميرشفيعي در دادگاه مشاهده نشد. * نظري وقتي به طور تلويحي تقصير را از خود دور و متوجه لباس شخصي ها مي كرد خواهر شهيد عزت ابراهيم نژاد با فرياد گفت: شما هم سهيم هستيد. * صحبت هاي نظري ادامه داشت و به اين فراز رسيده بود كه قاتل آقاي ابراهيم نژاد يك نظامي و از نيروهاي مسلح است و ان شاءالله به زودي مشخص خواهد شد، برادر شهيد عزت ابراهيم نژاد فريادزنان گفت، حالا مي فهمم كه چرا سرهنگ.. و سرهنگ.. از اماكن ناجا هنگام تحويل جنازه برادرم دو سپه چك به مبلغ يك ميليون تومان به ما دادند، حرف هاي برادر ابراهيم نژاد همچنان ادامه داشت كه قاضي گفت: در شان شما خانواده آسيبديده نيست كه جو دادگاه را متشنج كنيد. * نظري: طي هفت روز بحران در تهران دستور لغو تيراندازي دادم و اين تقاضا در جهت خواسته رئيس جمهور محبوب جناب آقاي خاتمي بود و حتي در شب حادثه هم بر اين نكته تاكيد داشتم و اگر كسي تيري شليك كرده است لغو دستور كرده است و يا از نيروي انتظامي نبوده است. * نظري در آخرين فراز سخن خود در مورد اتهام لغو دستور گفت: در شب حادثه هيچكس به من دستور نداده است تا اكنون به واسطه لغو آن متهم باشم.