Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781222-47632S1

Date of Document: 2000-03-12

شهر بي درخت، اقليم بي باران است اين دست هاي گشوده به آسمان، دلواپس ريه هاي ما هستند طبق استانداردهاي جهاني 30 درصد مساحت هر شهر مي بايست به فضاي سبزاختصاص يافته و نيز سرانه فضاي سبز شهر بايد متر 40 مربع براي هر شهروند باشد وضعيت امروز جهان به هيچ وجه با چند دهه قبل قابل مقايسه نيست، توسعه صنعتي در كشورهاي پيشرفته، رشد جمعيت در كشورهاي درحال توسعه و توسعه نيافته، هريك به نحوي محيط زيست را دچار دگرگوني و تغيير نموده اند. كشورهاي صنعتي با ايجاد آلودگي غيرقابل كنترل، مصرف زياد و توليد زباله هاي سمي از يك سو و كشورهاي درحال توسعه و عقبمانده با افزايش فشار بر طبيعت هر دو در يك جهت و آن هم نابودي كره زمين قدم برمي دارند. سطح جنگلهاي جهان با ارقام چند ده ميليون هكتاري با سرعت درحال كاهش است، گازهاي گلخانه اي با افزايش جذب انرژي خورشيد باعث افزايش درجه حرارت كره زمين شده است و به دنبال آن تغييرات آب و هوا در چند سال اخير به شدت قابل لمس و مشهود سيل است اروپا، خشكي در خاورميانه، استراليا، افزايش سطح درياها، اينها همه نتيجه بهره برداري نامتعادل انسان از طبيعت است. افزايش جمعيت شهرها بخصوص در جهان سوم و به وجود آمدن ابرشهرها، معضلات زيادي را جهت اين جوامع ايجاد كرده است، يكي از مهمترين مشكلات اين شهرها آلودگي هاي شهري است كه امكان زيستن را با مشكل مواجه كرده است و بايد براي آن چاره اي انديشيد. در اين راستا مي توان قسمتي از آلودگيهاي ايجادشده را با ايجاد فضاي سبز و جنگل كاري برطرف نمود هرچند توسعه فضاي سبز در شرايط دشوار فعلي به تنهايي نمي تواند همه مشكلات موجود را مرتفع نمايد اما مي تواند تبعات آنرا كاهش دهد. از موارد ديگر مشكلات جوامع شهري، عدم وجود فرصتهاي تفريحي و تفرجگاهي است كه مي تواند اوقات فراغت شهروندان را به خود اختصاص دهد كه ايجاد فضاي سبز و جنگل كاري شهري برطرف كننده اين نياز جامعه شهري است. در اين مختصر سعي شده است تا اثرات مثبت فضاي سبز و نقش آن در رفع مشكلات زيستي ايجاد شده در جوامع شهري و نحوه استفاده از آن تشريح گردد. اثرات فضاي سبز در توسعه جوامع شهري: رشد روزافزون جمعيت و تراكم آن در شهرها، افزايش وسائط نقليه، مصرف سوخت فسيلي جهت گرمايش و تعديل درجه حرارت منازل و... همگي سبب مي گردد تا محيطي نامناسب جهت زندگي افرادي كه در يك بافت اجتماعي به نام شهر زندگي مي كنند فراهم گردد. يكي از راه حل هاي كم كردن مشكلات اين شيوه زندگي ايجاد فضاي سبز و جنگل كاري شهري است. براساس نظر متخصصين و طراحان شهرسازي، حداقل فضاي سبز لازم براي هر شهروند كه بتواند نيازهاي اوليه وي را تامين نمايد حدود درصد 30 مساحت شهر و يا هر 100 نفر يك ايكر و به طور تقريبي براي هر نفر حدود 40 مترمربع مي باشد احداث اين فضاي سبز اثرات بسيار مطلوبي بر نحوه زندگي شهروندان خواهد داشت كه مهم ترين آنها عبارتنداز: الف - جذب آلودگي ها با تصفيه هوا و جمع آوري و جذب ذرات آلوده هوا. ب - كاهش آلودگي صوتي. ج - تعديل درجه حرارت. ه - اثرات تفريحي و تفرجي. و - اثرات رواني در كنش هاي اجتماعي. ز - بهداشت محيط و در نتيجه پيشگيري از بيماريهاي جسمي. الف - تصفيه هوا: وجود هواي آلوده از خصيصه هاي بارز جوامع شهري بخصوص شهرهاي بزرگ است و بدون كنترل منابع توليدكننده آلودگي امكان دستيابي به هواي پاك امكان پذير نخواهد بود. با ايجاد فضاهاي سبز و يا پوشش گياهي به عنوان عامل كنترل كننده بخشي از آلودگي مي توان بهره برد و تاثير آن جهت تصفيه هوا، رفع آلودگي ها را مي توان به شرح زير بيان نمود: - 1 جمع آوري ذرات معلق هوا: پوشش گياهي يكي از عوامل پاك كننده هواست و قادر است مواد معلق را جذب و آنها را در خود و يا در خاك جمع و يا رسوب دهد. ذرات معلق بخصوص ذرات بزرگ موجود در هوا در سطح فوقاني برگ رسوب مي كند. توانايي فضاي سبز در بهسازي و جمع آوري ذرات هوا بسيار متنوع است و بستگي دارد به: الف: اندازه و شكل و بافت سطح ذرات. ب: اندازه و شكل و بافت سطح پوشش گياهي. ج: شرايط ميكروكليما و اولتراكليما اطراف گياهان كاشته شده موجود در شهر. - 2 جذب گازهاي سمي: فضاي سبز مي تواند گازهاي سمي مانند No, SH2 2 فلورايد هيدروژن و كلرين را تا مقدار نسبتا زياد و تا حدي نيترات پروكسي استيل را جذب نمايد ولي بخشي از منواك سيد كربن و اكسيد نيتريك را به طور كامل جذب نمي نمايد. گازها توسط روزنه ها جذب و به داخل برگ منتقل مي شوند. ميزان جذب توسط فضاي سبز به منابع آلوده كننده و شرايط موجود مواد آلوده كننده بستگي دارد و ميزان تاثير آن براساس شرايط محيط بسيار متفاوت است. ميزان رشد گياهان يكي از مهمترين شاخص هاي نمايشگر جذب گازهاي آلوده كننده توسط گياهان است. هرچه درختان سريع الرشدتر باشند توانايي آنها در جذب مواد سمي و بخصوص گازكربنيك بيشتر خواهد بود هر متر مكعب رويش گياهي بيانگر جذب 260 كيلوگرم كربن معادل گازكربنيك مي باشد. انتخاب صحيح گونه ها و ايجاد شرايط مناسب آب و خاك جهت رشد سريعتر فضاي سبز به عنوان يك هدف عمده در طراحي فضاي سبز بايد مدنظر قرار گيرد. درنتيجه نكات مهم زير را بايد در طراحي و مديريت فضاي سبز شهري جهت كنترل آلودگي هوا در نظر داشت: نحوه مديريت فضاي سبز شهري جهت تصفيه مكانيكي و شيميايي هوا: پوشش گياهي و فضاي سبز توانايي جذب آلودگي هاي هوا كه براي بشر مضر مي باشد را دارند ولي جنگل ها و فضاي سبز ايده آلي را جهت اين وظيفه نمي توان تشريح نمود اما رعايت نكات زير در طراحي حائز اهميت است: - 1 گونه هايي با برگهاي با نسبت بالاي محيط به سطح و سطح به حجم بالا با سطح زبر توانايي بيشتري در جذب ذرات معلق درشت دارد. - 2 گونه هاي هميشه سبز و خزان كننده و پهن برگ با شاخ و برگ فراوان توانايي جذب ذرات ريز را در طول ماههاي زمستان دارند. - 3 براي جذب گازهاي سمي گونه هاي مقاوم به شرايط آب و هواي شهري كه بالاترين مقاومت و سازگاري را در اين شرايط داشته باشند و روزنه هاي آنها دائم باز باشد مناسب هستند. - 4 فضاهاي سبز در حجم و اندازه بزرگ توانايي بهبود كيفيت هوا را دارند و حداقل عرض فضاي سبز كه بتواند تاثير مثبت را در اين زمينه دارا باشد 150 متر است. - 5 تراكم و تركيب فضاي سبز و جنگل هاي شهري توانايي پاكسازي را افزايش مي دهد. يك جنگل كاري چند طبقه با اشكوبهاي مختلف مانند گياهان علفي سطح خاك، بوته ها، درختچه ها به مراتب مفيدتر از يك جنگل كاري با يك اشكوب درختي توانايي كنترل آلودگي هوا را دارد. لذا طراحي صحيح همراه با اعمال مديريت براي ايجاد فضاي سبز و جنگل كاري شهري ضرورت دارد. - 6 تركيبي از گونه هاي هميشه سبز و خزان كننده جهت جلوگيري از صدمات ناشي از آفات بيماريها و خسران آب و هوايي از اولويت بالا برخوردارند و عموما تركيبي از 10 تا 15 گونه در جنگل هاي شهري جهت كاهش خطرات احتمالي توصيه مي شود. - 7 در شرايط خشكسالي مي بايستي با آبياري توانايي درختان را افزايش داد و يا سطح جنگل كاري و فضاي سبز را با مالچ هاي مختلف جهت كاهش تبخير پوشانيد. ادامه دارد