Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781222-47631S2

Date of Document: 2000-03-12

آن گاه كه تمدن ها رو در رو مي شوند رويارويي بين تمدنها نيز امروزه همان قدر واقعيت دارد كه جنگ سرد در دهه هاي بين 1950 تا 1980 داشت. احتمال تبديل اين رويارويي ها به خشونت در مقياس وسيع، نظير بروز جنگ ميان چين و ايالات متحده آمريكا، بسيار ضعيف است اما وجود دارد. همزمان، خشونت در مقياس محدودتر، بر توان بالقوه و خطرناك وجود تفاوت هاي فرهنگي در سياست دنياي امروز صحه گذاشته است. جنگي قابل پيش بيني و جديد. بين مسيحيان صرب ارتدكس و مسلمانان آلبانيايي - دوباره منطقه بالكان را به آتش كشيده و مناقشه مشابهي در ژينگ جيانگ واقع در غرب چين در حال شكل گيري است. جنگهاي ديرپاي عيبجويانه همچنان ادامه پيدا مي كنند ولي گاه آتش بس يا معاهده اي براي مدتي اندك بر خشونت ها نقطه پايان مي نهد. در خلال زمستان 981999 ما هر روز شاهد حملات هوايي آمريكا و انگليس به اهدافي در داخل خاك عراق بوده ايم و در همين حال نبرد بين نظاميان اسراييلي و شبه نظاميان حزبالله هم، بعد تازه مي يافت. در عين حالي كه پيشرفتهاي مشهودي در زمينه يكپارچگي اقتصادي، با تلاش تمدنهاي يكپارچه مانند اتحاديه اروپا - با به گردش انداختن پول واحدي به نام يورو و موفقيت چشم گير بازار مشترك مركاسور در جنوب آمريكاي لاتين - به وقوع پيوسته است، اما تلاشهاي چند تمدن نظير بنياد همكاري اقتصادي آسيا و پاسيفيك (APRC) و توافق نامه تجارت آزاد آمريكاي شمالي (TA NAF) به، مرور تحليل رفته اند. از اينها گذشته، اتحاديه اروپا با تصميمي قاطع و به شيوه اي نسبتا اهانت آميز تلاشهاي تركيه براي پيوستن به اين جمع را نپذيرفته است، اما در همين حال اتريش، سوئد، فنلاند و نروژ را به عضويت پذيرفته است، علاوه بر آن درخواستهاي اميدوار كننده اي از كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي كه زماني به منزله عضوي از امپراتوري مسيحي غرب بشمار مي آمدند، دريافت كرده است. رقابت بين تركيه و يونان كه در دوران جنگ سرد با ترس مشتركشان از اتحاد جماهير شوروي و كمونيسم شدت گرفته بود، اكنون از نوظهور كرده است. يونان ارتدكس اكنون از بسياري جنبه ها به شريك روسيه ارتدكس تبديل شده است، به جاي آنكه ياور متحدان قديم دوران جنگ سردش در پيمان آتلانتيك شمالي ( NATO) باشد. رئيس جمهور يونان اين تغيير موضع را در يك سخنراني در سال 1997 بيان كرد زماني كه گفت: امروزه ما با هيچ تهديدي از سوي شمال روبه رو نيستيم. اين كشورها نيز همان اعتقادات مذهبي اي را دارند كه ما نيز داريم. اما امروز با تهديدي زيركانه تر از سوي كاتوليكها و پروتستانهاي ( غرب ) مواجهيم. در كشورهايي نظير تركيه، هند و اسراييل، جنبشهاي روزافزون به وقوع پيوسته است كه سعي دارند هويت ملي شان را در گستره مذهب بيابند. اين جنبشها هر روزه قويتر مي شوند و در برخي موارد به قدرت نيز رسيده اند. چشم انداز اتحادهاي چند تمدني، نظير آنچه جرج بوش و جيمزبيكر درسال 1990 عليه عراق پديد آوردند نيز چندان اميدوار كننده نيست. چشم انداز زيباي اوايل دهه 1990 مبني بر پيوستن روسيه به جامعه كشورهاي غربي نيز از ميان رفته است چرا كه روسيه دكترين پريماكف را پذيرفته است و روابطش را با ايران، عراق و چين گسترش داده است. روسيه همچنين كوشيده است كه اعمال فشار غرب بر ضد يوگسلاوي در بحران هاي بوسني و كوزوو را مانع شود يا تضعيف كند. به شيوه اي بسيار پرمعناتر، الگوهاي تكثير و امحاي سلاح هاي هسته اي پس از جنگ سرد، در راستاي تمدنهاي مختلف، اشكال جديدي به خود گرفته است. كشورهايي نظير برزيل، آرژانتين، آفريقاي جنوبي، اوكراين و قزاقستان كه خود را مواجه با هيچ گونه خطر امنيتي از سوي دولتي ديگر با تمدني متفاوت نمي بينند، سلاحهاي هسته اي شان را از بين برده اند، برنامه هاي توليد سلاحهاي هسته اي را به كناري گذاشته اند. از سوي ديگر كشورهايي مانند هند، پاكستان، اسراييل، عراق و به احتمال بسيار زياد كره شمالي كه خود راروياروي تهديدي از سوي تمدني ديگر مي يابند، داشتن سلاحهاي هسته اي را براي حفظ امنيت شان ضروري مي دانند. هند و پاكستان آزمايشهايي انجام داده اند و چين و ايالات متحده كه برسر مسائل بيشماري چون حقوق بشر، تجارت، توليد سلاح، تايوان، تبت و توازن نظامي در شرق آسيا اختلاف نظر دارند، همچنان روياروي يكديگرند. چين مي كوشد بر توان موشكي اش بيفزايد و ايالات متحده نيز سعي دارد سيستمهاي دفاع بر ضد موشكهاي بالستيك را تكميل كند تا در عرصه نبرد به كاربرد. اختلافات بين تمدنها در جهان سياست همچنان به قوت خود باقيست و اين توان بالقوه را نيز دارد كه به تقابلي گسترده تبديل شود. به عنوان نويسنده كتابي با عنوان رويارويي تمدنها و نظم نوين جهاني كه در سال 1996 به چاپ رسيد، بايستي به نوعي در اينكه وقايع به چنين سمتي روي كردند، مسئول شناخته شوم. بسياري از منتقدان براين باورند كه كتاب من جز يك پيش بيني كه خود به خود به وقوع مي پيوست، چيزي نبوده است. آنها ادعا مي كنند كه شناسايي، توصيف و جلب توجه من به وسعت درگيريهاي موجود بين مردمان با تمدنهاي مختلف و به اين حقيقت محتمل كه اين درگيريها ممكن است گسترده تر و به جنگي تمام عيار بدل شوند جنايتكاران را به ارتكاب جرايمي چنين حريص تر كرده است. در هر حال، اين استدلال خطاست. هيچ پيش بيني اي طبيعتا خود به خود به حقيقت نمي پيوندد. نتيجه آن به واكنش افراد در قبال آن بستگي دارد. خوشبختانه، افراد بسياري از خطري كه در كمين است آگاه شده اند. پرزيدنت هرزوگ در آلمان، پرزيدنت هاول در جمهوري چك و پرزيدنت خاتمي از جمهوري اسلامي ايران و ديگر دولتمردان و رهبران متفكر جهان، نياز مبرم و روزافزوني را به گفت وگوي بين تمدنها احساس كرده اند و خواهان آن شده اند. شمار فزاينده همايشها و سمينارها براي كوشش در راه برگزاري چنين گفت وگوهايي موءيد اين مطلب است. تمام اينها مطلوب و اميدوار كننده است و من ميل دارم چنين تصور كنم كه اخطارهاي من، سهمي هر چند كوچك در پيدايش اين كوششها و افزايش هماهنگي و تفاهم بين ملتهاي مختلف داشته است. در پايان كتابم، پس از آن كه تقريبا سيصد صفحه به شرح مناقشات بين تمدنها پرداخته ام، پيشنهاداتي نيز براي كنترل كردن و كاهش اين مناقشات ارائه داده ام: - نخست، جز در مواردي كه منافع حياتي ملي در خطر هستند، دولتها با تمدني خاص نبايد خود را در مناقشات نظامي دولتهايي با تمدني ديگر درگير كنند. دولتهاي سردمدار تمدنهاي مختلف بايد رهبري و هدايت روند حل بحرانها بين دولتها و گروه هاي زير مجموعه شان را به عهده گيرند. - دوم، مناقشات بين دولتها يا گروههاي متعلق به تمدنهاي مختلف بايد با ميانجي گري و مذاكره بين دولتهاي سردمدار هر تمدن درگير، حل و فصل شود. در بسياري موارد، اين دولتهاي سردمدار قدرت يا مشروعيت لازم براي متقاعد كردن يا تحت فشار قراردادن طرفهاي درگير، به پذيرش نتايج مذاكرات را دارند. - سوم، از آنجا كه احتمال پديد آمدن تمدني فراگسسته و جهان شمول درآينده نزديك، به نظر بعيد مي رسد، دولتها و گروههاي متعلق به تمدنهاي مختلف بايد در جهت شناسايي و احترام گذاشتن به ارزشها و علايق مشترك خود بكوشند. گفت وگوي تمدنها، امري واقعا ضروري است. منبع: مجله تمدن ساموئل، پ. هانتينگتون ترجمه: محمد شهاببخش