Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781221-47612S2

Date of Document: 2000-03-11

در انتقاد از سياست هاي مركز هنرهاي نمايشي: احسنت بر اين هنرمند، درود بر اين متولي! تاريخ فرهنگ و هنر هر كشوري آينه تمام نماي آن ملت است و هرگونه دخل و تصرفي (هرچه مختصر ) غيرقابل اغماض. و ما ايرانيان كه ميراث دار فرهنگي بزرگيم، بايد بياموزيم; اگر ذره اي به آن نمي افزاييم دست كم از تنه اش نزدائيم. يكسال پس از ساخت فيلم دعوت - نوشته مرحوم غلامحسين ساعدي به تهيه كنندگي دكتر بزرگمهر رفيعا - كه در سال 76 آنرا كارگرداني كردم و استقبال شايان كارشناسان داخلي و خارجي را به يمن فرم خاص اثر به همراه داشت وقتي آن را روي ميز موويلا با جمعي از دوستان مي ديدم شخصي از من پرسيد كه آيا نمايشنامه لباسي براي مهماني آقاي رحمانيان را كه همين داستان با همين اسامي است را؟ خوانده اي كه من اظهار بي اطلاعي كردم و موضوع را جدي نگرفتم تا اين كه... براي شركت در هجدهمين جشنواره تئاتر فجر سه نسخه از متن نمايشنامه را خدمت مركز هنرهاي نمايشي تقديم كردم. فكر كردم حالا كه ديگر به يمن مسئولان محترم دوم خردادي مركز، از بهرام بيضايي، اكبر رادي و... نمايش روي صحنه برده مي شود شايد بتوان از دكتر ساعدي نيز يك كار كاملا غيرسياسي روي صحنه برد، كه نشد. ولي حيرتم بيشتر از آنجا ناشي شد كه همين متن به نام محمد رحمانيان و به اسم ديگري (بدون اندكي كم و كاست ) روي صحنه رفت و در اين ميان آهي از سر افسوس ماند براي مرحوم ساعدي، نه! براي ادب و هنر معاصر اين مرز و بوم كه چه آسان تحريف مي شود. احسنت بر اين هنرمند، درود بر اين متولي. پاسداران فرهنگ را چه شده؟ است - 1 نامه اي را به ياد مي آورم كه ژيل ژاكوب مدير جشنواره كن درباره عدم راهيابي فيلم بهرام بيضايي از مجموعه قصه هاي كيش بدون عنوان نوشت و فغان بيضايي را درآورد كه توگويي كه ملت مانام ندارد. - 2 شاعر آزاده معاصري را به ياد مي آورم كه بزرگترين مشكل ايراني را نداشتن حافظه تاريخي مي دانست. - 3 باز اين آشوب يادها اين دو را به هم پيوند مي زند و اين بار بايد فغان عزيز از دست رفته اي برخيزد كه هنوز سال 15 از فقدانش نمي گذرد. - 4 همواره با خواندن كتب قديمي - اعم از نظم و كمتر نثر - به اين نكته مي انديشيدم كه چرا رباعي هست كه هم به خيام منسوب است و هم به عطار، چرا بيتي از سنايي در ديوان حافظ است و مصراعي از انوري در.. تا اين كه گلشيري گفت: شير براي فربه شدن آهوهاي كوچك را مي بلعد و بلافاصله افزود كه بلعيدن بزرگان كار هر كسي نيست، مگراينكه هم سنگشان باشي و توان بلعيدنشان پيدا كني. مهدي كرم پور