Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781219-47604S8

Date of Document: 2000-03-09

اگر سردار نظري راست بگويد در ميان ادعاهاي بي شماري كه متهمان پرونده حمله به كوي دانشگاه مي كنند به يك نكته مي توان توجه ويژه داشت. سردار نظري ادعا مي كند كه فرمان حمله به كوي را نداده است و تا آنجا پيش مي رود كه مي گويد حاضرم طناب دار را ببوسم اما اتهام صدور فرمان حمله به كوي را نمي پذيرم. جداي از ساير موارد اتهامي و ضد و نقيض ها در گفته هاي متهمان و از جمله سردار نظري به اعتقاد نگارنده ادعاي ياد شده اين فرمانده ناجا قابل تامل است. نيروي انتظامي پيش از اين نيز با چنين مواردي آشنا بوده و بعيد است آنچه را كلانتري يوسف آباد مي فهمد سردار نظري نفهمد. از سوي ديگر همين متهم در جايي اشاره اي داشته مبني بر اين كه از قبل در جريان تحركاتي كه قرار بوده در دانشگاه انجام شود بوده است. بخش سوم اين پازل آن است كه سردار نظري به تنگ آمده از جريان محاكمه مي گويد من مهاجمان لباس شخصي اين ماجرا را مي شناسم و شناختن آنها اساسا مشكل نيست و قبل از اين هم در اجتماعاتي كه به آشوب كشيده مي شد همين افراد ديده مي شدند و معرفي مي شدند و اقدامي عليه آنها صورت نمي گرفت. قطعه چهارم اين تصوير آن است كه در شب حادثه سردار نظري را به عنوان مسئول به ماجرا فرا خوانده اند اما كسي لباس شخصي ها را فرانخوانده بود وحاضر شدند. با اين چهار قطعه تصوير كمي روشن مي شود. به نظر مي رسد نظري نمي خواهد از چارچوب آنچه بايد بگويد خارج شود. بنابراين وظيفه دادگاه است كه در اين جهت حركت كند. اين گزاره ها ماحصل ادعاهاي نظري و اطلاعات جنبي ديگر است: - 1 احتمالا قرار بوده زهرچشمي از مدافعان توسعه سياسي و شايد دانشجويان گرفته شود. - 2 براي اين كه فرماندهان و احيانا نيروهاي عملياتي نيروي انتظامي نسبت به يك كار غيرقانوني (مثل واردشدن به كوي دانشگاه ) واكنش منفي نشان ندهند، از قبل آنها را در جريان توطئه اي قرار مي دهند كه در حال شكل گيري است. (كه البته در واقع و بنا به تحقيقات هيات تحقيق شوراي امنيت ملي و وزارت اطلاعات چنين چيزي صحت نداشته است ) - 3 همزمان با اعتراض دانشجويان به تعطيلي سلام آنها كه برنامه زهرچشم گرفتن را (با هر مقصد سياسي ) طرح كرده بودند و آماده هم بودند به سرعت در محل حاضر مي شوند. - 4 اين افراد و جريانات علاوه بر تسلط بر مهاجمان لباس شخصي (كه از نيروهاي خود آنها محسوب مي شدند ) در ميان افراد نيروي انتظامي هم احيانا شناخته شده و صاحب نفوذ بوده اند، به شكلي كه دستور آنها براي نيروها دستورات رسمي تلقي مي شده است. - 5 نتيجه آن است كه اين احتمال كه سردار نظري دستوردهنده اصلي براي حمله به كوي دانشگاه نباشد وجود دارد و اين بخش از ادعاي وي قابل تامل است. به نظر مي رسد همت دادگاه (وكيل مدافع دادستان و رئيس دادگاه ) بايد متوجه يافتن آن حلقه مفقوده اي باشد كه به سرعت نيروهاي خود را وارد صحنه كرده آنچنان است نفوذي داشته است كه برخي عوامل نيروي انتظامي (براي پوشش قانوني دادن به كار افراد لباس شخصي ) را وادار به حمله كرده است، كنترل اوضاع را از دست مسئولان سياسي، مسئولان كوي و فرماندهان آرامش طلب نيروي انتظامي خارج كرده است و نهايتا اكنون در گوشه اي به نظاره دادگاه نشسته است. تاكيد وكيل دانشجويان و دانشگاه بر يافتن صادركننده اصلي دستور حمله از اين جهت قابل تحسين است و في الواقع اين اصل ماجراست. حميدرضا اسلامي